آقای بازرگان در فایلی صوتی که از ایشان منتشر شد اینگونه تهمت پراکنی کردند که در ایران بر اساس تعلیمات فقاهتیِ آخوندها که مبتنی بر قرآن نیست، آزادی عقیده از مردم گرفته شده و اگر کسی دینش را تغییر دهد، او را اعدام می‌کنند!!

بدیهی است هر چه انسان، در جهل و غرور خود بیشتر گرفتار شود، اراجیف بیشتری بر زبان و در قلمش جاری می‌شود و هر چه مدعی باشد، نشان درجه جهل اوست و این دقیق‌ترین مطلبی است که می‌توان درباره آقای بازرگان و سخنانش گفت؛ اگرچه الفاظ در بیان دقیق درجه جهل او قاصر و ناتوانند.

برای روشن شدن مطلب بر خوانندگان گرامی و روشن شدن تهمت‌ها و دروغ‌های آقای بازرگان و نمایان شدن درجه علم او که مبتنی بر  داده‌های نامعتبر است و اثبات این مطلب که او در جهلی عمیق به سر می‌برد، مختصرا چند نکته عرض می‌کنم؛

بخش اول: ارتداد

یکی از اتهامات آقای بازرگان، عدم آزادی عقیده در ایران است؛ او چنین می‌گوید که: زود انگ ارتداد می‌زنند، می‌کُشند آدما رو دیگه؛ مگه تو ایران، الآن غیر از اینه، کسی اگه دینش رو تغییر بده؟!

جهل بی پایان بازرگان را از همین می‌توان فهمید زیرا در ایران اصلا چنین چیزی وجود ندارد ضمن اینکه بر اساسِ قانون، تفتیش عقاید نیز ممنوع است؛ اما چرا او چنین حرفی زده؟ دلیلش توهّم و اشتباه فهمیدن مسئله‌ی حکم ارتداد و آزادی بیان است؛ از نظر اسلام اجباری در دین نیست و هر کسی دینش را تغییر بدهد خود می‌داند و خدایش و حساب و کتاب آن در سرای دیگر قطعا انجام خواهد شد و کسی چنین شخصی را اعدام نمی‌کند به حکم ارتداد؛ این را آقای بازرگان آیا در کتب علما و اصلا در قانون ایران خوانده؟ انسانی که خود را اهل علم و مفسر قرآن می‌داند باید سخنش مبتنی بر داده‌های علمی و مستند باشد نه متکی بر جهل و هواهای نفسانی؛ اگر او واقعا حکم اسلام و قانون جمهوری اسلامی را می‌دید یا می‌فهمید که چنین حرفی نمی‌زد!

بلی؛ مطلب فوق برای کسی است که دینش را تغییر داده و علیه مذهب رسمی و حاکم بر  جامعه تبلیغی نکرده و تغییر دینش را در بوق و کرنا نکند ولی کسی که بعد از ارتداد و تغییر دین، آن را جار بزند و علیه امنیت فکری و اعتقادی جامعه حرکت کند باید با او برخورد شود و این مطلب در همه‌ی کشورها اصلی ثابت و پذیرفته شده است که آزادی بیان کسی ندارد بلکه باید در چهارچوب مشخصی سخن بگوید تا مخِلّ به امنیت و آرامش روانی جامعه نباشد حتی در دولت‌هایی که ادعای آزادی بیان دارند، این اصلْ جاری است؛ آیا آقای بازرگان در مثل کشور فرانسه که خود را مهد آزادی عقیده و آزادی بیان می‌داند، نمی‌بیند و نمی‌خواند که چه برخوردی با اسلام و مسلمانان دارد؟؟؟ -این تنها یک نمونه بود جهت روشن شدن مطلب- آنوقت آقای بازرگان انتظار دارد در ایران که دین رسمی آن و اکثریت مطلق آن اسلام است کسی به بهانه تغییر دین هر چیزی را علیه اسلام جار بزند و در رسانه‌ها و کتب منتشر کند و قلب و روان اکثریت مطلق را جریحه دار و نا آرام کند و با او برخورد هم نشود؟!!! وا عجبا از این حکم و وا حسرتا از این جهل.

البته مطلب فوق صرفا پاسخی مختصر به عدم آزادی عقیده در ایران بود، بحث حکم ارتداد در همه ادیان وجود دارد -که بهترین حکم را درباره آن، اسلام دارد- ولی اینکه به آن عمل می‌شود یا نه مسئله‌ی دیگری است که در جای خود باید بررسی شود.

همچنین درباره اصل حکم مرتد و چرایی آن قبلا مطالبی در پاسخ به آقای بازرگان و دیگران گفته شد./ طباطبایی ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰

(بازرگان:) الحاد را این دستگاه‌های فقاهتی ما درآورده‌اند.

(دیگران:) چرا در دین اسلام، مرتد کشته می‌شود؟

 

بخش دوم: تعلیمات فقاهتی

جهت مطالعه بخش دوم، از لینک زیر استفاده کنید.

آقایون دین را از زاویه‌ی تعلیمات فقاهتی خودشون می‌بینند.

ارسال دیدگاه