آقای بازرگان در فایل صوتی که ایشان منتشر شد اینگونه تهمت پراکنی کردند که در ایران بر اساس تعلیمات فقاهتی آخوندها که مبتنی بر قرآن نیست، آزادی عقیده از مردم گرفته شده و اگر کسی دینش را تغییر دهد، او را اعدام می‌کنند!!

بدیهی است هر چه انسان، در جهل و غرور خود بیشتر گرفتار شود، اراجیف بیشتری بر زبان و در قلمش جاری می‌شود و هر چه مدعی باشد، نشان درجه جهل اوست و این دقیق‌ترین مطلبی است که می‌توان درباره آقای بازرگان و سخنانش گفت؛ اگرچه الفاظ در بیان دقیق درجه جهل او قاصر و ناتوانند.

برای روشن شدن مطلب بر خوانندگان گرامی و روشن شدن تهمت‌ها و دروغ‌های آقای بازرگان و نمایان شدن درجه علم او که مبتنی بر  داده‌های نامعتبر است و اثبات این مطلب که او در جهلی عمیق به سر می‌برد، مختصرا چند نکته عرض می‌کنم؛

بخش اول: ارتداد

جهت مطالعه بخش اول، از لینک زیر استفاده کنید.

ارتداد و عدم آزادی عقیده و تغییر دین در ایران

بخش دوم: تعلیمات فقاهتی

درباره‌ی این دروغ و تهمت بزرگ به حوزه‌های علمیه و علما و جدایی دروس حوزه از قرآن قبل از آنی که توضیحاتی عرض کنم اشاره‌ای به جهل آقای بازرگان می‌کنم؛ آنچه در آقای بازرگان شنیده شد نشان دهنده‌ی آن است که او اولا علم را نمی‌شناسد و تفاوت میان علوم آلی و غیر آلی را نفهمیده است ضمن اینکه اگر به یک کتاب اصولی یا فقهی از علمای شیعه از ابتدا تا کنون مراجعه می‌کرد و فقط آن را ورق می‌زد می‌دید که در همه‌ی آن‌ها متناسب با بحث از آیات شریفه‎‌ی قرآن و روایات عترت فراوان استفاده شده است و هیچ زمانی شیعه و علمای شیعه خود را بی نیاز از قرآن و عترت ندانسته و نخواهند دانست تا جایی که حتی در فلسفه که تماما عقلی است از ثقلین استفاده شده است تا چه رسد که فقه که منبع و مرجع آن ثقلین است. متعجبم از آقای بازرگان که بودن علم و تحقیق چنین تهمت می‌زند و دروغ و شایعه پراکنی می‌کند!

این مختصر را ابتدا نوشتم تا شما خواننده‌ی عزیز بخوانی و بدانی و به دیگران برسانی که حقیقت چیست اولا و بر اساس علم و تحقیق باید سخن گفت نه جهل و تزویر؛ لکن در ادامه نیز جهت اطلاع بیشتر شما نکاتی مختصر عرض می‌کنم.

اولا: علم را تقسیم به آلی و غیر آلی؛ و علم آلی آن علمی است که مقدمه و ابزار فهم و شناخت علم دیگر باشد؛ مثلا فقها در حوزه‌های علمیه -که هدف تهمت آقای بازرگان شد- هدفشان فهم و استنباط احکام شرعی از قرآن، سنت(روایات) و عقل است اما راه صحیح استدلال و استنباط را در علم دیگری به نام اصول فقه یا اصول استنباط بررسی می‌کنند، یعنی علم اصول فقه، ابزاری است تا بتوانیم به صورت صحیح، حکم شرعی را از ادله آن استنباط کنیم لذا به علم اصول فقه علم آلی گفته می‌شود.

علم فقه و احکام شرعی که صددرصد آن از قرآن، عترت (سنت) و عقل گرفته شده و در این شکی نیست و اینکه آقای بازرگان فقه را جدای از قرآن دانست بزرگترین دروغ بوده و نهایت جهل خود را نشان داده است؛ ضمن اینکه به اعتراف خودش تنها ۴ درصد از قرآن آیات الاحکام است پس نباید انتظار داشته باشد سایر آیات غیر احکام را وارد بحث فقه کنیم! بلکه تنها همان ۴ درصد باید در فقه و احکام بحث شود که به همه‌ی آیات الاحکام در کتب فقهی استناد شده است که می‌توانید به راحتی مراجعه کرده و این حقیقت را ببینید! کتاب روضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه یا مکاسب شیخ انصاری که هم اکنون کتب فقهی مورد تدریس در حوزه‌های علمیه هستند را می‌توانید حتی از اینترنت دانلود کرده و بررسی کنید.

و اما درباره اصول که گفتند از قرآن جداست نیز قبلا عرض کردیم که علم آلی بوده و مبتنی بر مسائل عقل و بر اساس سیره عقلاست و با این وجود نیز در آن همیشه به قرآن و سنت استناد شده است و هیچ یک از مسائل آن ساختگی و غیر متکی به مسائل اسلام نیست؛ یک نمونه ساده که در ابتدای کتب اصولی آمده اشاره می‌کنم تا هم برای شما روشن شود و هم آقای بازرگان که بر اساس همین مطلب اصولی تفسیر می‌گوید شاید بفهمد از خواب غفلت به در آید، یکی از مسائل مهم اصولی بحث «حجیت ظواهر کتاب(قرآن)» است؛ یعنی همین ظاهر قرآن حجت است؛ آقای بازرگان بگوید کجای این مسئله جدای از قرآن است و با قرآن منافات دارد؟؟؟ بقیه‌ی مسائل پیش کش ایشان! درباره اصول نیز می‌توانید کتاب الموجز فی اصول الفقه یا رسائل شیخ انصاری که هم اکنون کتب اصولی مورد تدریس در حوزه‌های علمیه هستند را حتی از اینترنت دانلود کرده و بررسی کنید.

نکته قابل توجه آن است که همیشه در حوزه علمیه، قرآن و تفسیر قرآن -در کنار درس و بحث عمومی- به صورت خصوصی تدریس می‌شد که نشان از علم مفسر و پختگی درس دارد.

بازرگان نگفت، علامه طباطبایی گفت!

شاید بگویید آقای بازرگان نگفت که شما او را جاهل و دروغگو می‌خوانید بلکه علامه طباطبایی این را در کتاب تفسیر المیزان گفته؛ آیا علامه هم جاهل و دروغگو بود؟؟؟؟

خوانندگان گرامی دقت کنید که اولا علامه چه گفت و آقای بازرگان چه گفت! بین آن دو زمین تا آسمان تفاوت است؛ آقای بازرگان جناب علامه را نیز تحریف کرد و یک قسمتی که باب میلش بود را گرفت و علم کرد و اصل را رها کرد در حالی که اتفاقا کلام علامه نیز حول همین محور است که اصل را رها نکنید!

علامه طباطبایی در جلد ۵ از کتاب المیزان فی تفسیر القرآن، در تفسیر آیه ۱۹ از سوره مائده از صفحه ۲۷۱، بحث تاریخی را مطرح کرده و بعد از برسی تاریخی جریان حدیث بعد از پیامبر و در زمان خلافت عمر و بعد از آن بیان مطالب سودمند دیگر در رد تفکر اخباری‌ها می‌گوید که آنها در توجه به حدیث کار را تا جایی پیش بردند که می‌بینی نیازی به قرآن ندارند؛ این سخن و هدف از این سخن کجا و آنچه آقای بازرگان گفت کجا؟!!

دوما در تخطئه‌ی اخباری گری تردیدی نیست ضمن اینکه می‌توان عقیده‌ی آنها را در جهت این سخن دانست که «چون که صد آمد نود هم پیش ماست» از آن جهت که آنچه اهل بیت عصمت و طهارت عیلهم السلام فرمودند در چهارچوب قرآن و در تفسیر و تبیین قرآن است و در روایات، به متن آیا نیز اشاره شده است لذا با مراجعه به روایات هم قرآن را داریم و هم سنت را و نیازی به مراجعه مستقیم به قرآن نداریم جز برای تلاوت و …! البته این تنها یک توجیه است و به هیچ وجه عقیده اخباری گری مورد تایید ما نبوده و نیست ولی عقیده اخباری گری و مهجور ماندن قرآن و هدف علامه با این توضیح روشن‌تر می‌‍شود و تفاوت آن با سخن آقای بازرگان که آن را به حوزه علمیه مخالف اخباری گری نسبت داده بیشتر معلوم می‌شود.

مطالب زیادی می‌شود مطرح کرد لکن سعی بر اختصار کردیم، و در پایان این را به عرض برسانم که در مهجور ماندن قرآن تردیدی نیست و این را خود قرآن و در همان زمان رسول گرامی اسلام بیان فرمود و از نمونه‌های مهجور بودن قرآن، همین است که شخصی جاهل و ناآگاه و احیانا مغرض آن را تفسیر بگوید چه بازرگان باشد چه تروریست مجاهد!!!/ طباطبایی ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۰

ارسال دیدگاه