گوسفندان حضرت اسماعیل نبی در کربلا…!!!؟؟

✅ ابتداءً باید توجه داشت که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام عصاره و علت آفرینش بوده و همه انبیاء و اولیا از اول تا خاتم هر کدام به نوعی و در سطحی با آنها آشنایی و و نسبت به آنها ارادت داشتند و این از مسائل ثابت مکتب شیعه است و تردیدی در آن نیست؛ بلی در نقل چگونگی آن شناخت در دنیا، اقوالی گاهًا متفاوت و به ظاهر عجیب نقل شده است در کتب تاریخ و حدیث که باید آنها را با تفکر و نگاهی عمیق بررسی کرد و از اهلش جویا شد.
اما درباره داستان نقل شده در ویدیو:
✳️ درباره فیلم منتشر شده نیز باید دانست که فیلم کوتاه است که نشان از برش شدن از یک فیلم بلند دارد، لذا نمی‌توان تصمیمی قطعی درباره کلام گوینده گرفت مگر اینکه فیلم کامل را مشاهده کرد! البته تناسب مناسبی هم میان سخنرانی و حاضرین در مجلس هم دیده نمی‌شود!
↩ در هر صورت جدای از بحث فوق، اصل داستان نقل شده در ویدیو، با تفاوتی در کتاب بحار الانوار نقل شده است ولی سند قابل قبولی برای آن ذکر نشده و در اصطلاح علم حدیث، مُرسَل است که غالبا از اعتبار خاصی برخوردار نیست!(البته این امکان هم وجود دارد که ناقل داستان، آن را در منبع دیگری دیده باشد و همانگونه که نقلش کرد باشد!)
❇️ برای توضیح مطلب، ناگزیر داستان را مختصرا عرض می‌کنیم؛ در کتاب بحار الانوار آمده است:  (گوسفندان حضرت اسماعیل در کنار فرات به چرا برده می‌شدند، چوپان آن حضرت خبر داد: از فلان مکان به بعد، گوسفندان دیگر از این رودخانه آب نمی‌آشامند! اسماعیل نبی علت را جویا شد!؟ پاسخ آمد از خود گوسفندان بپرسد و او پرسید و پاسخ شنید: خبردار شدیم که یکی از فرزندانت که نوه حضرت محمّد صلی‌الله‌علیه‌وآله است در این‌جا با لب تشنه کشته خواهد شد، ما نیز چون از این ماجرا اندوهناکیم از این مکان، آب نمی‌آشامیم …)
🔸در این‌باره چند مطلب را متذکر می‌شویم؛
✳️ گوسفندان اسماعیل در کربلا؛ اینکه گوسفندان در کربلا بودند بنابر متن اصلی این روایت که ما دیدیم قابل توجیه است؛ زیرا متن اصلی می‌گوید: حضرت اسماعیل چوپانی دارد که گوسفندان او را به چرا می‌برد و چوپان قضیه را به حضرت اسماعیل عرض کرد و این مسئله در آن زمان و حتی زمان قدیم خود ما، عجیب و ناممکن نبود و هنوز هم نیست، در زمان قدیم خود ما حتی همین الآن بودند افرادی که خود در شهر یا روستایی بودند و گوسفندان یا املاکشان را در محل دیگری، شخص معتمدی نگهداری و بهره‌برداری می‌کردند؛ لذا اینکه اسماعیل نبی در مکه و گوسفندان او در کربلا بودند با آن همه فاصله، چیز عجیبی و غریبی نیست چون دست یک چوپان بودند. (دقت کنید که این جدای از بحث اعتبار روایت است!)
❇️ گوسفندان سه روز چیزی نخوردند!؛ آنچه در روایت است این است که “از یک مکان به بعد نمی‌خوردند نه اینکه سه روز هیچ نخوردند! آن هم فقط آب نیاشامیدند و سخنی از علف نخوردن نیست!” این هم شاید اشتباه گوینده باشد که در نقل داستان معمولا اتفاق می‌افتد حتی در زندگی روزمره خود ما وقتی چیزی مثل خاطره یا داستانی را نقل می‌کنیم در آن تصرفات و کم و زیاد شدن اتفاق می‌افتد و امری عادی است! اگر چه انتظار این است که هر سخنرانی با کمال دقت سخنرانی کند خصوصا در نقل آیات و روایات، ولی برخی اشتباهات نباید مسمسکی برای تخریب کسی و اهانت به شخص یا گروهی باشد بلکه باید از او جواب خواست و اگر دسترسی به او نیست، آن را حمل بر اشتباه کرد، البته و صد البته تردیدی نیست که باید تحقیق کرد و مطلب حق و درست را یافت. (دقت کنید که این جدای از بحث اعتبار روایت است!)
علم غیب انبیا و ائمه؛ در این باب اولا بدانید: در اینکه هیچ کسی علم غیب ندارد شکی نیست اما در اینکه خدا به هر کس بخواهد علم غیب می‌هد هم تردیدی نیست! خداوند متعال می‌فرماید: “عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَىٰ غَیْبِهِ أَحَدًا‌إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِن رَّسُولٍ” (جن، آیا ۲۶ و ۲۷) بنابراین اگر خداوند بخواهد می‌تواند علم غیب را در اختیار انسان‌های برگزیده قرار دهد تا آنها هم علم غیب بدانند؛ به فرازی از دعای ندبه توجه کنید که می‌گوید: “و اودعه علم ما کان و مایکون الی انقضاء خلقک” علم آنچه شد(زمان گذشته) و آنچه می‌شود(زمان حال و آینده) را تا روزی که خلقتت منقضی شود-که هیچ‌وقت نمی‌شود- را “أَوْدَعَهُ”، یعنی تو به اهل بیت این علم غیب را دادی؛ و این اعتقاد شیعیان است و مشکلی هم ندارد که خداوند علم مخصوص خود را به برخی بدهد. و دوما بدانید: همه انسان‌ها حتی انبیا و ائمه هدی علیهم صلوات الله معمورند که به صورت عادی زندگی کنند و نه از علم غیب در زندگی خود استفاده کنند و نه از سایر نعمت‌های خدادادی و ماورائی-از قبیل غذای بهشتی، لباس بهشتی و …-؛ علم غیب و سایر نعمت‌های ماورایی تنها برای اثبات حقانیت آنها، راه و دین آنها استفاده می‌شوند، یعنی از اینها تنها مجازند استفاده کنند برای اینکه انسان با دیدن این معجزات، کرامات و علم غیب بفهمد اینها برگزیدگان خدا و مورد تایید خداوند هستند؛ لذا هیچ زمانی را نمی‌بینید که انبیا و اهل بیت در زندگی شخصی خود از علم غیب استفاده کنند.
♻️ اما چرا می‌گویند نمی‌دانیم؟! این هم اولا گذشت که معمورند عادی زندگی کنند، معمورند یعنی به یک معنی بر آنها واجب است؛ لذا در حالت عادی که باید علم غیب را نادیده بگیرند در مواجهه با همچنین مواردی چه باید بگویند؟؟ خُب حالت عادی‌اش این است که بگویند نمی‌دانیم! چون علم غیب است که به صورت عادی کسی ندارد که بخواهد از آن استفاده کند بلکه عنایتی خاص از جانب پروردگار است! و دوما در تربیت نقش عظیمی دارد، همین داستان گله حضرت اسماعیل را تصور کنید: اگر حضرت اسماعیل خودش بر اساس علم غیبش زود علت آب نخوردن گوسفندان را می‌گفت چه مقدار تاثیر داشت بر قوی شدن اعتقاد آن چوپان و کسانی که آن را می‌شنوند و اگر چنانچه در داستان آمده، به صورت اعجاز، گوسفندی با امر الهی شروع کند مثل انسان‌ها سخن بگوید چه مقدار تاثیر دارد؟! قطعا در حالت دوم اثر گذاری آن بیشتر است و این امری است که خصوصا در آموزش و تربیت امری عادی است؛ مثلا معلم سوال دانش‌آموز را جواب نداده و می‌گوید نمی‌دانم تا ذهن دانش‌آموز با فکر کردن شکوفا شده و پرورش یابد و کسی هم بر معلم ایرادی نمی‌گیرد که چرا نمی‌دانی؟!
گوسفند کیست؟ باید گفت گوسفند کسی است که هر سخنی را نسنجیده و بررسی نکرده عَلَم کرده و دیگران را مورد اهانت قرار می‌دهد! ادبستان قرآن و عترت این را به ما می‌آموزد که “لا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ اِنَّ السّمْعَ وَ البَصَرَ وَ الفُؤادَ کُلُّ اُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا” و می‌آموزد که تا هفتاد خطا را بپوشانیم نه بگسترانیم؛ باشد که مشمول هدایت قرآن و عترت باشیم و در ادبستان دین پرورش یابیم و تعقل و تفکر را در زندگی خود روز افزون کنیم. ۱۸ فروردین ۱۳۹۹


متن روایت  در کتاب بحار الانوار، جلد ۴۴، صفحه ۲۴۳ و ۲۴۴:  و روی أن إسماعیل کانت أغنامه ترعى بشط الفرات ، فأخبره الراعی أنها لا تشرب الماء من هذه المشرعه منذ کذا یوما فسأل ربه عن سبب ذلک فنزل جبرئیل وقال : یا إسماعیل سل غنمک فانها تجیبک عن سبب ذلک؟ فقال لها : لم لا تشربین من هذا الماء؟ فقالت بلسان فصیح؟ قد بلغنا أن ولدک الحسین علیه‌السلام سبط محمد یقتل هنا عطشانا فنحن لا نشرب من هذه المشرعه حزنا علیه ، فسألها عن قاتله فقالت یقتله لعین أهل السماوات والارضین والخلائق أجمعین ، فقال إسماعیل : اللهم العن قاتل الحسین علیه‌السلام.

یک دیدگاه برای “گوسفندان حضرت اسماعیل نبی در کربلا…!!!؟؟”

  • رحیمی گفت:

    ممکن است این روایت را یک نفر خواب دیده باشد اما دستبه دست چرخیده وتغییر پیدا کرده

ارسال دیدگاه