احمدالحسن

امام نادان

 

سیدطباطبایی

خرداد ۱۳۹۸


 

دانلود

فهرست

مقدمه

علم لدنی موهبتی برای شناخت حجت خدا

عدم نقص در علم ائمه

راه دستیابی به علم الهی

شاگردی قبل از علم به امامت و وصایت!!!

ممنوعیت شاگردی امامان

پیروی از هدایت نشده، ممنوع

ممنوعیت پیروی از ادعای باطل

 


بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

مقدمه

فرقه یمانی با شهرت و شعار انصار المهدی و نشان پرچم البیعه للّه به رهبری شخصی به نام احمد اسماعیل که ادعای امامت کرده و خود را امام سیزدهم[۱] می‌خواند!!! تشکیل شده است؛ او علاوه بر ادعای امامت خود، خود را فرستاده امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف برای بیعت گرفتن از مردم هم می‌داند و مدعی است نسبش به حضرت امام مهدی عجلّ اللّه فرجه می‌رسد؛ او و نزدیکانش البته اشخاصی را گمراه و به خود جذب نموده و همچنان در تلاشند ادعای باطل خود را گسترش دهند؛ در این نوشتار قصد داریم از ناحیه علم که در کلمات خود احمد اسماعیل -که به احمد الحسن شهرت یافته- سلاح ائمه معرفی شده است ادعای او را با ذکر روایاتی از اهل بیت عصمت و طهارت مختصری بررسی کنیم.

در کتاب جواب‌های روشنگرانه این فرقه از قول احمد الحسن آمده است: اسمم احمد است و در شهر بصره در جنوب عراق زندگی می‌کردم. تحصیلات دانشگاهی خود را با مدرک لیسانس مهندسی عمران به پایان رسانیدم. سپس به نجف نقل مکان کردم و در آن‌جا با هدف تحصیل علوم دینی ساکن شدم. او در ادامه ضمن کم ارزش دانستن روش تدریس در حوزه‌ها می‌نویسد: بنابراین گوشه‌نشینی در خانه‌ام را برگزیدم و بدون این‌ که از کسی کمک بخواهم، علوم آن‌ها را خودم به تنهایی خواندم.[۲]

سوال و ایراد اساسی این است که چرا حجت خدا و وصیِ امام زمان عجّل اللّه تعالی فرجه که مدعی است سلاح ائمه یعنی علم جامع نزد اوست باید در دانشگاه و حوزه درس بخواند؟؟!!! و حال آن که امام رضا علیه السّلام در وصف امام می‌فرماید:

«إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَهِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یُحَیَّرُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ»[۳]

هرگاه خداوند، بنده‌ای را برای اداره‌ی امور بندگانش برگزیند به او شرح صدر و آمادگی کامل این کار را عنایت می‌فرماید و در قلبش چشمه‌های جوشان حکمت قرار می‌دهد و علم را کاملاً به او الهام می‌فرماید و بعد از آن از هیچ پاسخی در نمی‌ماند و از رفتار و گفتار صحیح دور و منحرف نمی‌شود.

خدا باید این علم را بدهد نه دانشگاه و حوزه و نه مطالعه کتب “علمای اسلام”!

علم لدنی موهبتی برای شناخت حجت خدا

خداوند متعال برای اولیاء، انبیاء و اوصیاء خود در میان مردم نشانه‌هایی قرار داده است تا از سایرین شناخته شوند و این از موهبت‌های خداوند تبارک و تعالی است بر بندگان خود که موجب می‌شود راه را از چاه تشخیص داده و گمراه نشوند؛ چنانچه هر کسی به طریقه شناخت واسطه‌های فیض الهی و حجت‌های الهی واقف باشد و دقت کند در این مسئله، می‌تواند راه سعادت را یافته و البته چهره باطل، حلیه‌گر و دروغین مدعیان این راه برای او مکشوف شده و فریب آنها را نمی‌خورد.

شاید بتوان گفت اولین موهبتی که به حجت‎‏‌های الهی می‌شود و مقدم بر سایر نشانه‌ها می‌باشد علم است؛ در روایتی از امام باقر علیه السلام درباره حضرت عیسی آمده است:

«… در هفت ماهگى مادرش دست او را گرفت و نزد معلم برد و او را برابر مؤدب نشاند، مؤدب به او گفت: بگو: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»‌ عیسى گفت:‌ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ»‌، مؤدب به او گفت: بگو: أبجَد، عیسى سر بر داشت و به او گفت: تو می‌دانى که ابجد یعنى چه؟ مؤدب تازیانه بلند کرد که او را بزند؛ حضرت عیسی گفت: اى مؤدب مرا مزن! اگر می‌دانى که هیچ و اگر نمی‌دانى از من بپرس تا به تو بیاموزم!

گفت: تفسیرش را به من بیاموز! عیسى فرمود: «الف» آلاء خداوند است، «باء» بهجت خداست، «جیم» جمال خداست، «دال» دین خداست، «هوز» هول دوزخ، «واو» واى بر اهل آتش، «زاء» زفیر دوزخ، «حطى» فرو ریختن خطاها است از مستغفرین، «کلمن» کلام خدا تبدیل کننده‌ای برای کلام او نیست، «سعفص» پیمانه‌اى به پیمانه‌اى و جزاء به جزا، «قرشت» آنان را فرو چید و محشور کرد؛ مؤدب گفت: «أَیَّتُهَا الْمَرْأَهُ خُذِی بِیَدِ ابْنِکِ فَقَدْ عُلِّمَ وَ لَا حَاجَهَ لَهُ فِی الْمُؤَدِّبِ.» اى زن دست فرزندت را بگیر و ببر! او آموخته شده است و نیازى به مؤدب ندارد.[۴]

امامان که اوصیاء خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبداللّه صلی اللّه علیه و آله و آخرین حجت‌های الهی و واسطه‌های فیض ربوبی هستند باید حافظ دین خدا، شریعت اسلامی و حافظ انسانیت باشند و از جمله مهمترین چیزهایی که برای این هدف مقدس نیاز است در کنار ویژگی‌های مهم و ممتاز دیگری چون طهارت و عصمت، علم است آن هم علمی که پاسخگوی تمام نیازهای بشری باشد و بدون شک چنین علمی از راه‌های بشری و تلمُّذِ نزد انسان‌های معمولی به دست نمی‌آید و باید علمی خدادادی و الهی و به اصلاح «علم لدنی» باشد.

در روایتی امام رضا علیه السلام ضمن بیان شأن و مقام امام فرمودند:

«الامامُ أمینُ اللّهِ فِی أرضِهِ وَ حُجَّتِهِ عَلَى عِبادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ فِی بِلادِهِ الدَاعِی إلَى اللّهِ وَ الذّابُ عَن حَرَمِ اللّهِ ، اَلاِمامُ المُطَهَّرُ مِنَ الذُنُوبِ المُبَرَّأِ مِنَ العُیُوبِ مَخصُوصٌ بِالعِلمِ مَوسُومٌ بِالحِلمِ نِظامُ الدِّینِ وَعِزَّ المُسلِمِینَ وَ غَیظُ المُنافِقِینَ وَ بَوارُ الکافِرِینَ»[۵]

امام، امین خدا در زمین و حجت او بر بندگان است، و خلیفه‌ی خدا در سرزمین اوست، امام دعوت کننده‌ی مردم به سوی خدا و مدافع حرمت‌های الهی است. امام از گناهان پاک است و از عیوب مبری، علم به او اختصاص دارد، حلیم و بردبار است، مایه‌ی نظم و دین و عزت مسلمین است، باعث خشم منافقین و هلاکت کافرین است.

در این روایت امام، علم را از مختصّات امامت می‌داند که مجموع علومی است که خداوند به انبیاء خود عنایت فرمود؛ امام صادق علیه السلام فرمود:

«إنَّ داوُدَ وَرِثَ عِلمَ الأنبِیاءِ، وَ إنَّ سُلَیمانَ وَرِثَ داوُدَ، وَ إنَّ مُحَمَّدًا صَلَى اللّهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَرِثَ سُلَیمانَ، وَ إنّا وَرِثنَا مُحَمَّدًا صَلَى اللّهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ إنَّ عِندَنا صُحُفَ إبراهِیمَ وَ ألواحَ مُوسَى»[۶]

همانا داود علم انبیاء را به ارث برد و سلیمان از داود ارث برد و محمد صلی اللّه علیه و آله از سلیمان به ارث برد و همانا ما (اهل بیت) از محمد صلی اللّه علیه و آله ارث بردیم (علم را) و صحف ابراهیم و الواح موسی نزد ماست. (و همه علم آنها را می‌دانیم که علم انبیاء گذشته است.)

عدم نقص در علم ائمه

بنابر این نقصی در علم ائمه نیست تا نیاز به شاگردی باشد و نیاز به دانشگاه یا حوزه رفتن باشد! علم، لدنی و الهی است و نیاز به خواندن و مطالعه کردن به تنهایی نیز ندارد!

در روایتی امام باقر علیه السلام ضمن اشاره به علم لدنی اهل بیت و آگاهی آنها از همه امور، شیعیانی که آنها را از لحاظ علمی مانند سایر افراد بشر می‌دانند سرزنش نموده و فرمودند:

«عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یَتَوَلَّوْنَا وَ یَجْعَلُونَا أَئِمَّهً وَ یَصِفُونَ أَنَّ طَاعَتَنَا مُفْتَرَضَهٌ عَلَیْهِمْ کَطَاعَهِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ یَکْسِرُونَ حُجَّتَهُمْ وَ یَخْصِمُونَ أَنْفُسَهُمْ بِضَعْفِ قُلُوبِهِمْ فَیَنْقُصُونَا حَقَّنَا وَ یَعِیبُونَ ذَلِکَ عَلَى مَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ بُرْهَانَ حَقِّ مَعْرِفَتِنَا وَ التَّسْلِیمَ لِأَمْرِنَا!

أَ تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى افْتَرَضَ طَاعَهَ أَوْلِیَائِهِ عَلَى عِبَادِهِ ثُمَّ یُخْفِی عَنْهُمْ أَخْبَارَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَقْطَعُ عَنْهُمْ مَوَادَّ الْعِلْمِ فِیمَا یَرِدُ عَلَیْهِمْ مِمَّا فِیهِ قِوَامُ دِینِهِمْ…»[۷]

ضریس کناسى گوید: در حالى که جمعى از اصحاب خدمت امام باقر علیه السلام بودند، شنیدم که آن حضرت می‌فرمود: من در شگفتم از مردمى که از ما پیروى مى‏کنند و ما را پیشواى خود می‌دانند و می‌گویند: اطاعت ما چون اطاعت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله واجب است، با وجود این، دلیل و حجت خود را می‌شکنند و با ضعفِ قلبى که از خود نشان می‌دهند خود را مغلوب می‌کنند و حق ما را کاهش می‌دهند و بر کسى که خدایش برهانِ حقِ معرفت و گردن نهادنِ به امر ما را عطا فرموده خرده‏گیرى می‌کنند!

شما می‌پذیرید که خداى تبارک و تعالى اطاعتِ اولیائش را بر بندگانش واجب کند و سپس اخبار آسمان‌ها و زمین را از ایشان پوشیده دارد و اصول علم، نسبت به سؤالاتى که از ایشان مى‏شود و قوام دین ایشان است را از آنها قطع کند؟!

علمی که اهل بیت عصمت و طهارت دارند علم به ما کان و ما یکون است چنانچه در فرازی از دعای ندبه در وصف حضرت ختمی مرتبت صلی اللّه علیه و آله اینگونه خطاب است که:

«أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ إِلَى انْقِضَاءِ خَلْقِکَ»[۸]

و دانش آنچه بوده، و خواهد بود تا سپری شدن آفرینشت به او سپردی.

راه دستیابی به علم الهی

این علم، علمی است بدون کاستی و نقص که جز از ناحیه ذات احدیت ساری و جاری نمی‌شود و کسی را دسترسی به آن نیست جز از این طریق لذا این علم از پیامبر اسلام به علی بن ابی طالب از ایشان به سایر اهل بیت به ارث می‌رسد؛ فرمود:

«أَنَا مَدِینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْعِلْمَ فَلْیَأْتِ الْبَابَ»[۹]

باب ورود به این علم امیرالمومنین علی بن ابی طالب است؛ این علمی است که مختص حجت‌های الهی است که یکی پس از دیگری به آنها می‌رسد؛ امیرالمومنین علی‌ علیه‌السلام فرمودند:

«عَلَّمَنی رَسُولُ اللّه ألْفَ بَابٍ مِنَ العِلْمِ یَفْتَحُ مِنْ کُلِّ بَابٍ ألْفَ بَابٍ»[۱۰]

پیامبر خدا به من هزار باب علم آموخت که از هر بابی هزار باب گشوده می‌شود.

این احادیث خوب و دقیق اشاره می‌کند به راه دستیابی به این علم، به علم لدنی!

امام باقر علیه السلام در این باره فرمودند:

«… فَلَم یَعلَم وَ اللّهِ رَسُولُ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) حَرفًا مِمَّا عَلَّمَهُ اللّهُ إلَّا عَلَّمَهُ عَلِیًا ثُمَّ انتَهَى ذلِکَ العِلمُ إلَینَا، ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى صَدرِهِ»[۱۱]

پس به خدا قسم نیاموخت رسول خدا صلی اللّه علیه و آله حرفی از آنچه خدا به او آموخت مگر اینکه رسول خدا آن را به علی آموخت سپس آن علم (نزد هر امامی بود) تا به ما رسید؛ پس (امام باقر) دستش را روی سینه‌اش گذاشت.

شاگردی قبل از علم به امامت و وصایت!!!

چه بسا احمد الحسن و مدعیان پیرو او که به بیراهه رفته‌اند بهانه آورند و بگویند: ورود ایشان به حوزه علمیه‌ی نجف به‌ منظور تحصیل علوم دینی پیش از آگاه شدنشان از رسالتشان، و قبل از شروع دعوتشان و به دستور امام زمان (علیه السلام) در رویا بوده است اما با آگاه شدن از نقص در روش تدریس در حوزه از آن خارج شدند.

اما عجیب در بیراهه خود سَیر می‌کنند و دروی خود از طریق حق و اهل بیت را در اندیشه و عمل خود نشان می‌دهند!

جدای از این که خواب و رؤیا شرعا یا عقلا حجت است یا نه-که ان‌شاءالله در جای خود ذکر می‌کنیم-، باید پرسید کدام امام و وصی‌ای برای تحصیل علم، آن هم “علوم دینی” نزد علمای دین خود شاگردی می‌کند؟؟!!!!!

 حالا دانشگاهش هم به کنار!!!!! فَأینَ تَذهَبُونَ؟ به کجا می‌روید؟ به کجا چنین شتابان؟

کدام امام و وصیی از امور غافل و نسبت به علوم جاهل است تا وارد دانشگاه شود و لیسانس بگیرد و چند سالی هم طلبگی برود و شاگردی بکند تا امامی بیاید و به او دستور دهد و بگوید تو امام هستی، دیگر در حوزه درس نخوان؟!!!! فَأنَّی تُؤفَکُونَ؟؟

علم، علم خاص است! در روایتی از حضرت امام صادق علیه السلام آمده است:

«عن سَیفٍ التَّمَّارِ قَالَ کُنَّا مَعَ أبِی عَبدِ اللهِ عَلَیهِ السَّلامُ جَمَاعَهً مِنَ الشِّیعَهِ فِی الحِجرِ فَقَالَ: عَلَینا عَینٌ؟ فَالتَفَتنا یَمنَهً وَ یَسرَهً فَلَم نَرَ أَحَدًا فَقُلنا: لَیسَ عَلَینَا عَینٌ فَقالَ: وَ رَبِّ الکَعبَهِ وَ رَبِّ البَنِیَّهِ -ثَلاثَ مَرّاتٍ- لَو کُنتُ بَینَ مُوسى وَ الخَضرِ لَأَخبَرتُهُما أَنِّی أَعلَمُ مِنهُما وَ لَأَنبَئتُهُما بِما لَیسَ فِی أَیدِیهِما، لِأَنَّ مُوسى وَ الخضرِ عَلَیهُمَا السَّلامُ أُعطِیا عِلمَ ما کانَ وَ لَم یُعطِیا عِلمَ ما یَکُونُ وَ ما هُوَ کائِنٌ حَتَّى تَقُومَ السَّاعَهُ وَ قَد وَرِثناهُ مِن رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ وِراثَهً.[۱۲]

از سیف تمار نقل شد که گفت: ما جماعتی از شیعه همراه ابوعبدالله امام صادق علیه السلام در حجر بودیم؛فرمود: آیا کسی مراقب ما هست؟ پس ما راست و چپ را ملتفت شدیدم و نگاهی انداختیم و کسی را ندیدیم، پس گفتیم: کسی مراقب ما نیست! پس فرمود: قسم به پروردگار کعبه و قسم به پروردگار این بنا –و این را سه مرتبه فرمود- اگر من با موسی و خضر بودم قطعا آنها را خبر می‌دادم که من از آنها داناترم و به آنها خبر می‌دادم از آنچه که دسترسی به آن ندارند، همانا به موسی و خضر علیهما السلام علم گذشته داده شد و علم آنچه می‌شود و آنچه خواهد شد تا روزی که قیامت برپا می‌شود، به آنها عطا نشد، و ما این علم را تماما از رسول خدا صلی الله علیه و آله به ارث بردیم.

علم، علم خاص است! که به ما کان و ما یکون و ما هو کائن است تا روز قیامت! علم تمام انبیاء و اولیاء است! آیا کسی از طریق شاگردی نزد افراد عادی می‌تواند به آن دسترسی پیدا کند؟ قطعا نمی‌تواند! چنانکه با شاگردی در محضر پیامبر و ائمه هدی علیهم صلوات اللّه هم هر کسی به این علم دست نمی‌یابد!

باید طهارت و عصمت و ظرفیت و عنایت و انتصاب الهی نیز باشد تا تلمُّذ نزد حجت خدا موثر واقع شود همچون شاگردی موسی برای خضر و شاگردی علی علیه السلام برای نبی اکرم صلی اللّه علیه وآله؛ باید ولیّ و حجت خدا بود تا خداوند متعال علم را هبه کند و تعلُّم دیگران را به شما منع کند و اینگونه است که علم می‌شود نشانه شناخت حجت خدا!

نمی‌شود که امام بهانه کند که قبل از امامت چنین علمی نداشتم و سالها وقت تعلم نزد افراد عادی کند!!!

ممنوعیت شاگردی امامان

رسول خدا‌ صلی اللّه علیه و آله درباره اهل‌بیت علیهم‌السلام و مقام علمی آنها و ممنوعیت تعلّم به آنها فرمودند:

«لاَ تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ وَ اِتَّبِعُوهُمْ فَإِنَّهُمْ مَعَ اَلْحَقِّ وَ اَلْحَقَّ مَعَهُمْ حَتَّى یَرِدُوا عَلَیَّ اَلْحَوْضَ»[۱۳]

و به عترت و اهل بیتم چیزى نیاموزید زیرا آنها از شما داناترند و از آنها پیروی کنید زیرا آنها با حقند و به حق عمل می کنند و حق با آن‌هاست تا زمانی در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند.

در روایت مشابهی امیرالمومنین از رسول خدا چنین نقل می‌کند:

«أَنَّهُ قَالَ إِنِّی وَ أَهْلَ بَیْتِی مُطَهَّرُونَ فَلاَ تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لاَ تَتَخَلَّفُوا عَنْهُمْ فَتَزِلُّوا وَ لاَ تُخَالِفُوهُمْ فَتَجْهَلُوا وَ لاَ تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ هُمْ أَعْلَمُ اَلنَّاسِ کِبَاراً وَ أَحْلَمُ اَلنَّاسِ صِغَاراً فَاتَّبِعُوا اَلْحَقَّ وَ أَهْلَهُ حَیْثُ کَانَ»[۱۴]

چیزی که در این روایات مَد نظر است عبارت « لاَ تُعَلِّمُوهُمْ» است، این نهی رسول خدا نشان دهنده این است که امام و حجت و ولی خدا نباید نزد غیر خدا و غیر حجت خدا شاگردی بکند و این نشانه‌ی مهمی است و نشان دهنده‌ی این است که اگر کسی شاگردی غیر خدا و غیر حجت خدا را کرد به هیچ وجه نمی‌تواند حجت و ولی خدا باشد و نمی تواند وصی رسول خدا و وصی امام باشد!

شاید گفته شود خطاب این حدیث مردمند که چیزی به اهل بیت نیاموزند نه اینکه اهل بیت نباید شاگردی کنند! که باطل بودن این سخن روشن است! مگر می‌شود کسی که مدعی است در حدیث وصیت به او تصریح شده و سلاح ائمه یعنی علم با او داده شده، سالها از این مطلب مهم غافل باشد به حدی که به مکتب و مدرسه رفته و درس بخواند و به حوزه برود برای آموختن درس دین! جالب اینکه به شیوه تدریس اساتید معترض است که چرا بیشتر به تفسیر قرآن پرداخته نمی‌شود تا او قرآن بیاموزد!!! یعنی که مدعی است حجت خدا و امامِ مسلح به علم است حتی قرآن را نیز نمی‌داند!!!!! و بدون تردید حجج الهی و اهل بیت پیامبر از این نقص و خدشه مبرا هستند و عالِم، نیاز به تعلّم ندارد، وقتی فرمود «لاَ تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ» یعنی نیازی به شاگردی نیست! نه اهل بیت باید شاگردی کنند و نه عموم مردم باید چیزی به آنها بیاموزند!

البته تلمذ و شاگردی نزد خداوند متعال امر دیگری است زیرا او کسی است که علمش احاطه به همه چیز دارد و عالم علی الاطلاق است و هم اوست که خطاب به رسولش فرمود:

«قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً»[۱۵]

بگو: پروردگارا! علم مرا زیاد کن.

ذکر این نکته نیز لازم است که شاید این مدعیان دروغین این دستاویز را نیز علم کنند که نهی رسول اکرم مربوط به قبل از آغاز دعوت و امامت است که پاسخ کوتاهش این است که زمانی نبی مکرم اسلام این بیان را فرمودند که هنوز زمان امامت تعداد زیادی از اهل بیت نرسیده بود لذا این نهی قبل از آغاز امامت را نیز شامل می‌شود.

کسی که وارث حضرت آدمِ صفی اللّه است علمش نیز چون علم اوست که قبل از برانگیخته شدن و برگزیده شدن همه علم به او عطا می‌شود! علمی که حتی ملائکه الهی نیز از آن را نمی‌دانند! خداوند متعال می‌فرماید:

«وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلْأَسْمَاءَ کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى ٱلْمَلَئِکَهِ فَقَالَ أَنبِـُونِى بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ»[۱۶]

سپس علم اسماء (علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات‌) را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید»!

بعد از اعطای علم و سجده ملائکه و سکونت در بهشت و اکل از شجره ممنوعه، وقتی به درگاه خداوند توبه کرد خدا او را برگزید؛ چنانچه فرمود:

«ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ»[۱۷] سپس پروردگارش او را برگزید.

پیروی از هدایت نشده، ممنوع

خداوند انبیاء و ائمه را توفیق می‌دهد و از علم و حکمت مخزون خود علومی به آنان می‌دهد که به دیگران نداده است لذا علم آنان از تمامی علوم اهل زمان برتر و بالاتر است؛ و این، چنانچه در روایتی از امام رضا علیه السلام نیز آمده است[۱۸]، تعبیر دیگری از این آیه شریفه است که می‌فرماید:

«قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یَهْدی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدی إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاَّ أَنْ یُهْدى‌ فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»[۱۹]

بگو آیا از شرکای شما کسی هست که بسوی حق هدایت کند، بگو خداست که بسوی حق هدایت می کند، و آیا آنکه بسوی حق هدایت می‌نماید، شایسته‌تر است که پیروی شود یا آن کس که خودش هم هدایت نشده؟ پس شما را چه شده و چگونه حکم می‌کنید؟

به این بیان که کسی که علم الهی و لدنی دارد و همواره همراه با حق است و حق همواره با اوست، حجت و ولی خداست و کسی که چنین نیست و دانش و علمش را از دیگر انسان‌های عادی گرفته و شاگردی آنان را کرده تا بتواند راهی را برود و تحقیقی کند و مسئله‌ای را پاسخ گوید، کسی است که هدایت نشده است و کسی که هدایت نشده باشد کجا سزاوار است حجت خدا باشد و پیروی از او لازم باشد؟!!!! فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ؟ چگونه حکم می‌کنید؟! به کجا در گمراهی خود سیر می‌کنید و به کجا خواهید رسید در این ضلالت و گمراهی؟؟!

ممنوعیت پیروی از ادعای باطل

احمد الحسنی که ادعا می‌کند امام سیزدهم است و علم، که سلاح پیامبر است نزد اوست اما در دانشگاه درس خوانده و علوم دینی‌اش را در حوزه و نزد اسلام پژوهان فراگرفته و بخشی را خود مطالعه نموده کجا سزاوار پیروی است که چنین ادعایی کرده است؟؟؟؟!

آیا سزاوار است چشم از باطل و منحرف بودن او و عقیده و مکتبش بست و بی جهت پیروی‌اش کرد؟! خداوند متعال هشدار می‌دهد که چشمان خود را باز کنید، حق را یافته و از آن پیروی کنید زیرا «مَنْ کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الآخِرَهِ أَعْمَى وَ أَضَلُّ سَبِیلًا»[۲۰] و هر که در این کور (دل) باشد (و حق را نبیند) در آخرت هم کور (دل) و گمراه‌تر خواهد بود.

و هر چیزی را با شنیدنش فورا نپذیرید؛ در پی یقین باشید و از شک و احتمال و گمان پیروی نکنید که «إِنَّ الظَّنَّ لَا یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا یَفْعَلُونَ»[۲۱] به درستی که گمان و پندار به هیچ وجه کسی را از حق بی نیاز نمی‌کند، همانا خدا داناست به آنچه انجام می‌دهید؛ باید به علم و به یقین عمل کرد و باید در شبهات جستجو و تفحص نمود تا حق را پیدا و به آن عمل کنیم.

از خدا می‌خواهیم همه ما را به راه راست هدایت فرماید زیرا اوست که «یَهْدِی مَن یشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ».

و الحمدللّه رب العالمین


[۱] . همه گمراهند جز یمانی، صفحه ۱۶۲؛ شایان ذکر است که وقتی به آنها گفته می‌شود امام سیزدهم!؟ می‌گویند: ما دوازده امامی هستیم، دوازده امامی که دوازده مهدی بعد از آنها خواهد آمد و ادعای امامتی نداریم! ولی در گفتار و نوشتار چنین باور دارند که «روشنترین دلیل بر اینکه مهدیین نیز صاحب مقام امامت هستند، حدیث وصیت است»!!!! واعجبا و وا عجبا!!!

[۲] . جواب‌های روشن‌گرانه، ج ۲، س ۱۰۰.

[۳] . بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۲۷

[۴]. امالی شیخ صدوق، ص ۳۹۴

[۵] . بحار الانوار، ج۲۵، ص ۱۲۴.

[۶] . الکافی، ج۱، ص۲۲۵.

[۷] . الکافی، ج۱، ص ۲۶۱.

[۸] . مفاتیح الجنان، دعای ندبه

[۹] . بحارالانوار، ج۴۰، ص ۲۰۰.

[۱۰] . کنزالعمال، ج۱۳، ص۱۱۴.

[۱۱] . بحارالانوار، ج۲۶، ص۱۷۳.

[۱۲]. اصول کافی، ج ۱، ص ۲۶۰، ح ۶۷۵.

[۱۳] . کفایه الاثر، ج۱، ص ۱۳۱.

[۱۴] . بحارالانوار، ج۲۳، ص ۱۳۰.

[۱۵] . سوره طه، آیه ۱۱۴.

[۱۶] . سوره بقره، آیه ۳۱.

[۱۷] . سوره طه، آیه ۱۲۲.

[۱۸] . بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۲۷.

[۱۹] . سوره یونس، آیه ۳۵.

[۲۰] . سوره اسرا‎ء، آیه ۷۲.

[۲۱] . سوره یونس، آیه ۳۶.

ارسال دیدگاه