در نظام اسلامی هر چیزی در جای خود از ارزش والایی برخوردار است تا جایی که حتی در برخی موارد -خصوصا در مورد سگ- برای ایجاد خلل در آن جایگاه تنبیه، جریمه یا پرداخت دیه لازم است، جهت نمونه در روایتی، درباره زنی که گربه‌ای را بست تا از تشنگی مُرد، آمده: «بسیار عذاب شد!»۱ یا فتوای بسیاری از علما مبنی بر حرمت سفر برای شکار تفریحی و حیوان آزاری؛ همین مطلب برای بیان جایگاه حیوانات در اسلام کافی‌ست و مفصل آن را، ارجاع می‌دهیم به کتب مربوطه.
قبل از اینکه وارد موضوع شویم، لازم است یادآور شویم که منابع معرفتی دین، قرآن، سنت معتبر و عقل است و دنبال قرآن تنها بودن و رها کردن دو عِدلِ دیگر آن، همان راه غلطی است که مخالف خود قرآن است؛ پس کسی که دنبال دلیل از قرآن است، باید سایر راه‌های شناختی که قرآن فرموده را نیز بپذیرد؛ راه سنت معتبر که بارها در قرآن بیان شد همچون: «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»، «ما آتاکم الرسول فخذوه و نهاکم عنه فانتهوا»؛ راه عقلی که بارها تذکر داده «أ فلا تعقلون»؛ بنابر این قرآن همچون قانون اساسی، اصول، کلیات و خط مشی اسلامی را بیان و سایر جزئیات را از سیره معتبر و سپس عقل استفاده و استنباط خواهیم کرد همچون بسیاری از جزئیات نماز، روزه، زکات و … که در قرآن نیست و از سنت معتبر به دست ما رسیده است.
سگ نیز در اسلام نجس است و اگرچه در قرآن به نجاست آن اشاره‌ای نشده است ولی روایات فراوانی در دست است که هرگونه تردیدی را درباره نجاست این حیوان بر طرف می‌کند بگونه‌ای که حتی یکی از مذاهب اسلامی که سگ را نجس نمی‌داند، “اجرای احکام مربوط به نجاست این حیوان را لازم می‌داند”؛ جهت نمونه از امام صادق علیه السلام از سگ سوال شد، فرموند: پلید و نجس است.۲
نکته قابل توجه، خصلت خوب وفاداری این حیوان است که با دانستن فلسفه خلقت آن، برای شما جالب و شاید فلسفه نجاست آن روشن‌تر می‌شود؛ در روایتی آمده است: خداوند سگ را از آب دهان ابلیس(شیطان) آفرید تا در مقابل درندگان از آدم و حوا محافظت کند، دو سگ نر و ماده و از همان زمان، سک دشمن درّندگان است.۳
در پایان آنچه مهم است فهمیدن جایگاه انسان و حیوان است، همیشه در زندگی انسان، حیوان نیز وجود داشته و خواهد داشت لکن در جای صحیح خودش بوده؛ گاو، گوسفند، سگ، گربه، مرغ، کبوتر و امثال اینها همیشه در محیط زندگی انسان حضور داشتند ولی در جای خود بودند و هیچ‌گاه وارد محیط اصلی زندگی انسان نشدند، یا در قفس یا در حیاط، یا در آغل یا در طویله؛ و چه بسا نهی از نگهداری حیوانات، بخاطر ظلمی‌ست که رفته رفته و با عادت متقابل انسان و حیوان به هم، به آن حیوان شده و او را از زندگی طبیعی و مناسب خود دور می‌کند و الا کسی که روایات اهل بیت در توجه به حیوانات را ببیند، خواهد دید اسلام تا چه حد به حقوق حیوانات احترام گذاشت ولی این موجب نمی‌شود سایر احکام مربوط به حیوانات را نادیده گرفت.
_____________
۱. وسائل الشیعه، جلد ۱۹، صفحه ۶، متن حدیث ۱۳ «إن امرأه عذبت فی هره ربطتها حتى ماتت عطشا»؛ همچنین بحار الانوار، جلد ۶۴، صفحه ۲۱۸.
۲. وسائل الشیعه، جلد ۲، ۱۰۱۵؛ «سأل أبا عبد الله علیه السلام عن الکلب، فقال: رجس نجس»؛ همچنین: «فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أَنْجَسَ مِنَ الْکَلْبِ» علل الشرایع، جلد ۱، صفحه ۲۹۲.
۳. علل الشرایع، جلد ۲، صفحه ۴۹۶؛ «از امیرالمومنین علیه السلام روایت است که آن حضرت فرمودند: از پیامبر اکرم صلَّى الله علیه و آله سۆال شد: خداوند سگ را از چه آفرید؟ حضرت فرمودند: حق تعالى آن را از آب دهان ابلیس آفرید. محضر مبارکش عرض شد: یا رسول الله چگونه؟ حضرت فرمودند: هنگامى که خداوند متعال آدم و حوّا را به زمین هبوط داد، آن دو همچون دو جوجه لرزان مى لرزیدند، ابلیس نزد درندگانى که پیش از آدم در زمین بودند رفت و به آنها گفت: دو پرنده از آسمان به زمین آمده‌اند که تا به حال بزرگتر از آنها دیده نشده، برویم و آنها را بخورید. درندگان به طرف ایشان حرکت کردند و ابلیس پیوسته ایشان را تحریص و ترغیب مى کرد و فریاد مى زد و درندگان را به مسافتى نزدیک آدم و حوّا آورده بود، از سرعت و شتاب در کلامش آب دهان او بیرون ریخت و خداوند متعال از آن ب دو سگ آفرید، یکى نر و دیگرى ماده، این دو سگ در اطراف آدم و حوّا ایستادند سگ ماده در جدّه و سگ نر در هند و نگذاردند که درندگان نزدیک آن دو شوند و از همان روز سگ دشمن درندگان و درندگان نیز دشمن سگ گردیدند.»

ارسال دیدگاه