♻️ در مغالطهای در ایام رحلت آیت الله حسنزاده آملی رضوان الله علیه، سعی شد وظیفهی علما را واسطهگری بین حاکمیت و جامعه بیان و تمامی معارف دین در طهارت و نجاست (ظاهری) خلاصه شود، طهارت و نجاستی که صد البته اساس هر زندگی و جامعهای است اما از این طهارت و نجاست تا طهارت و نجاست باطن و آنچه علما در تلاش برای رسیدن و رساندن خود و مردم به آن کوششها و مجاهدتها نموده و جانهای تشنه را به آن سیراب کردند، تفاوت از زمین تا آسمان است!
البته وداع و تشییع چند هزارنفری پیکر آن عارف بزرگ -با وجود محدودیتها- خط بطلانی بر آن مغلطه کشید؛ لکن خوب است چند مطلب مختصر را یادآور شویم؛
۱. روحانیت شیعه و نقش آن نسبت به حاکمیت و جامعه!!!
در طول تاریخ اسلام، علمای شیعه همیشه در مردم داری سرآمد بوده و خود را از مردم جدا نداستهاند، دغدغه مردم، دغدغه آنها بود و با اینکه نه پلیس بودند که در بند کنند و نه زندانبان که برهانند، در رفع ظلم و بیداد و حل مشکلات و اختلافات مردم از هیچ تلاشی فروگذار نکردند در کنار مردم از حاکمیت مطالبه حق و عدالت کرده و مطالبهگری خواهند کرد؛ در این رهگذر، علما و روحانیت در کنار حفظ رابطه با مردم، وظیفه ذاتیاش کسب علم و تقوی است، این مطلب پوشیدهای نیست و با گذری در سیره علما از ابتدا تا حالا، میتوان آن را به وضوح یافت، هم مردمی و در خدمت مردم بودن و داد ستمدیدگان را گرفتن و به محرومان رسیدن و هم تلاش و جهد در طلب علم و تقوی؛ سند روشن بر این حقیقت، ارادت وافر مردم به علماست که در هر کوه و برزنی به فراخور خود، وجود دارد، تشییع پیکر علما با جمعیت هزاران نفری و حتی گاه، میلیونی، گواه روشن دیگری بر این مطلب است که بر اهل انصاف پوشیده نیست.
ناگفته نماند که شیطان و جنودش از هر فرصتی برای مصادره بندگان خدا استفاده کرده و گاه طلبه و اهل علمی را از روزنهی جهل، فریب داده و او را گرفتار دنیا و حبّ ما فیها میکند که این طایفه از روحانی نماها بر اهلش شناخته شدهاند و مردم نیز تفاوت آنها را با علمای عامل و مردمی میدانند.
۲. حکم طهارت و نجاست را هر طلبهی پا به راهی میداند.
حکم طهارت و نجاستی که نویسندهی جاهل متن و دیگران، آن را اینگونه ساده و کم ارزش جلوه میدهند، ضمن آنکه اساس زندگی هر کسی است که از دایره حیات انسانی بیرون نرفته است، با تلاش و مجاهدتهای فراوان همین علما و روحانیون سَلفًا عن سلف از متون دینی استخراج و حفظ شد تا در چنین دورهای به راحتی در اختیار قرار بگیرد با این وجود هنوز عموم مردم و حتی گاه برخی طلاب نسبت به بسیاری از مسائل آن آگاهی کافی ندارند.
۳. انسان عاقل و زیرک برای سعادتمندی باید تا جایی که میتواند از همهی مسایل مورد نیازش، آگاه باشد و از آنها در جای مناسب خود استفاده کنند چه طهارت و نجاست باشد چه امور مربوط به حکومت و سیاست و چه امور مربوط به معاش یا مسایل دیگر، نه اینکه مطابق خواستههای نفسانی یا اوضاع احساسی به یکی لگد بزند و به دیگری هم نرسد! «العاقل یکفیه الاشاره»/طباطبایی ۶ مهر ۱۴۰۰
