شبهه: … روایت “مرگ آیت الله سیدمحمود طالقانی” از زبان ولادیمبر کوزیچکین، افسر ارشد سازمان جاسوسی کا.گ.ب روسیه، در ایران طی سالهای ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۲.

پس از ترور آیت الله مطهری در اردیبهشت ۱۳۵۸، ریاست شورای انقلاب به آیت الله طالقانی سپرده شد.

… آیت الله منتظری، در جلد نخست کتاب خاطرات خود، طالقانی را از جمله مخالفان گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی شمرده و می‌نویسد: “در رابطه با گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، من و آقایان بهشتی، ربانی شیرازی و دکتر حسن آیت اصرار داشتیم. البته بعضی ها هم مثل مرحوم آیت الله طالقانی و دکتر بنی صدر مخالف بودند ”

… تنها ده روز پس از این سخنرانی، طالقانی به طور مرموزی فوت کرد، که مرگ وی از طرف آشنایان و خانوادهاش در اثر مسمومیت شدید و مشکوک اعلام شد.

از همه عحیب تر اینکه تنها دو روز پس از مرگ آیت الله طالقانی که مخالف سرسخت گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی بود، در ۲۱ شهریور ۱۳۵۸، این اصل در مجلس خبرگان قانون اساسی تصویب شد و …

پاسخ: متنی که درباره مرگ مشکوک آیت الله طالقانی منتشر شد، نشان نشخوار منافقانی است که از هیچ تلاشی برای تخریب انقلاب اسلامی و استوانه‌های این نظام دست برنمی‌دارند و تکه‌های چند دروغ را کنار هم گذاشتند تا اینگونه القا کنند که اختلاف میان امام راحل و بزرگان انقلاب، علت قتل آنهاست!!! لذا مسلمان و انقلابی و تمامی اهلِ انصاف و محققین باید با مشاهده چنین مطالبی در پی تحقیق بر آیند و صحت و سقم آن را بیابند و درباره آن تصمیمی صواب اتخاذ کنند.
اما در متن مطالبی آمده که در سه عنوان قابل جمع هستند که عبارتند از:

۱. مخالفت آیت الله طالقانی با ولایت فقیه و گنجاندن آن در اصول قانون اساسی!
۲. اختلاف آیت الله طالقانی با امام راحل رضوان الله علیهما!

ولایت فقیه و اختلاف نظر آیت الله طالقانی و امام خمینی

۳. مرگ مشکوک آیت الله طالقانی رضوان الله علیه!
مشکوک بودن مرگ آیت الله طالقانی، از همان ابتدا مطرح بود اما آیا این مطلب صحیح است یا نه و اگر صحیح است توسط چه کسی اتفاق افتاده؟؟؟
گفته می‌شود از اولین کسانی که از این راز پرده برداشته ولادیمیر کوزیچکین بود که در کتابش نقل می‌کند: «… ملاقات با سفیر شوروی هنگام صبح صورت گرفت. پس از خاتمه ملاقات، طالقانی مانند معمول سرخوش بود؛ ولی شب هنگام پس از صرف شام ناگهان حالش به هم خورد. نگهبانان شخصی‌اش به سوی تلفن هجوم بردند تا به پزشک خبر بدهند ولی خط قطع بود. کوشیدند به او آب بخورانند ولی جریان آب هم قطع شده بود. پیرمرد شانسی نداشت. مخالفانش همه چیز را تا آخرین جزئیات حساب کرده بودند.»(۱)
این نقل ضمن آنکه برشی ناشیانه است، قابل قبول هم نیست! کسانی که کتاب کوزیچکین را خوانده یا خواهند خواند، خواهند دانست که اولا کتابی است مملو از دروغ و تناقض و دوما قضیه مرگ آیت الله طالقانی را طی دو صفحه ذکر کرده است که نقل قول فوق، تنها برشی کوتاه از آن است!
کوزیچکین بعد از اتهام به رهبران و بزرگان انقلاب -در راس آن‌ها امام خمینی- به ایجاد گروه فرقان برای حذف رقبا، به شهادت افرادی چون شهید مطهری اشاره کرده و قلم در مرگ آیت الله طالقانی می‌چرخاند که او نیز توسط مخالفانش کشته شده، کدام مخالف؟ گروه فرقان که توسط بزرگان انقلاب تاسیس شد برای ترور مخالفان!!!!!!!!!!
تا اینجا اشاره‌ای بود به آنچه کوزیچکین نوشته بود! اما دقت در چند مطلب از این کتاب، تناقض و رسوائی نویسنده را برملا و کذب او در قضیه آیت الله طالقانی را روشن می‌کند!
کوزیچکین در مرگ آیت الله طالقانی، صرفا به مخالفینش اشاره می‌کند که منظورش با توجه به مطالب صفحات قبل، گروه فرقان و به دستور امام خمینی ره است!!
همو در ابتدای نوشتن از مرگ آیت الله طالقانی می‌نویسد: همه جا شایع شده بود سفیر شوروی در همان دیدار آخر، طالقانی را مسموم کرد؛ تا جایی که خارجی‌ها از آنها سوال می‌کردند: “سفیر شما با آیت الله خمینی کی دیدار می‌کند؟”(۲)

سوال اساسی این است که اگر گفته‌های کوزیچکین درست باشد، رهبران انقلاب که برای ترورهای خود پوشش گروه فرقان را درست کرده بودند، چرا از فرصت این شایعه و فضای ایجاد شده که طالقانی را شوروی کشت، استفاده نکردند و قتل طالقانی را بر عهده شوروی نگذاشتند؟؟؟؟؟؟؟؟ نه تنها چنین کاری نکردند بلکه با بررسی جسد نیز، پزشکان شهادت دادند مرگ او بر اثر ایست قلبی بوده(۳) و مسمومیتی در کار نبود!
بنابراین، چنانچه مرگ بدون مسمومیت آیت الله طالقانی را نادیده گرفته و توطئه قتل و ترور را بپذیریم، اول از همه انگشت اشاره، شوروی را نشان می‌دهد! و بعد از آن، سازمان تروریستی مجاهدین خلق را که بعد از انحرافشان و جدایی طالقانی از آنها، او را صراحتا تهدید به قتل کردند و این انگشت، هیچ زمانی به سمت رهبران انقلاب نخواهد رفت زیرا اختلافی میان آنها نبود!
این پاسخ مختصری بود به کوزیچکین و کسانی که به همین مقدار از کتاب او بسنده کردند، آن هم با ذکر مطالبی بیشتر از خاطرات خود او در کتابش، کتابی که هر کسی که در انقلاب بود یا بعدا درباره انقلاب مطالعه کرده باشد، بی درنگ به کذب و خلاف واقع بودن بسیاری از مطالب آن، واقف خواهد شد!
ضمن آنکه خاطرات اطرافیان و نزدیکان آیت الله طالقانی حکایت از وصل بودن تلفن دارد(۴) و نیز در خانه‌های قدیمی و حتی جدید، همیشه مقداری ذخیره آب برای مواقع قطع آب وجود دارد لذا قابل پذیرش نیست که حتی به قدر یک لیوان آب، برای آیت الله طالقانی در خانه نباشد بخصوص که در قدیم قطعی آب -و حتی تلفن- مکرر اتفاق می‌افتاد و امری رایج به شمار می‌رفت!
نکته شایان ذکر و پایانی این است که کوزیچکین تمام تلاشش را کرد به گونه‌ای قلم بزند که آیت الله طالقانی را رهبر مخالفان نشان دهد که کذبی محض بوده و آن جناب با هر انحرافی از اسلام و انقلاب، مخالفت کرده و به همین دلیل از گروه‌های فاسدی چون مجاهدین جدا شد!/طباطبایی ۲۹ شهریور ۱۴۰۰


۱. کتاب کا گ ب در ایران، صفحه ۴۱۵

۲. همان؛ تصویر صفحات ۴۱۴ و ۴۱۵ و ۴۱۶ که در آن به ماجرای -به قول خودش مرگ مشکوک- آیت الله طالقانی را ذکر کرده را می‌گذاریم؛ مطالعه بقیه کتاب با شما خواننده گرامی. صفحه ۴۱۴صفحه ۴۱۵صفحه ۴۱۶

۳.صفحه اول روزنامه‌های کیهان ۱۹ شهریور ۵۸ و اطلاعات ۲۰ شهریور ۱۳۵۸.

۴. آیا درگذشت آیت‌الله طالقانی مشکوک بود؟ (سایت تاریخ ایرانی) همچنین میتوانید بخشی از گزارش وفات آیت الله طالقانی را در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ مطالعه کنید.

ارسال دیدگاه