((سید محمد حسن الکشمیری یکی از خطیب منبرها است و یکی از اعضای انجمن خطباء عراق اذعان می کند که هیچ مدرکی در مورد عقیده وجوب تقلید غیر معصوم وجود ندارد))
در پاسخ ابتدا باید این نکته را متذکر بشویم که انسان به حکم عقل بایست از علما، مسائل مربوط به دین و دنیای خود را بگیرند، کسی که چنین سوالی را مطرح میکند گویا اوائل رسائل فقهی علما را اصلا نخوانده و علمش محدود به سخنان و شبهات عوامانه کوچه و بازاریست! شاید از این پاسخ شگفت زده شوید اما وقتی ادامه پاسخ را مطالعه بفرمایید خواهید دید مشکل آقای کشمیری کجاست!
اما پاسخ آن است که هیچ یک از علما از ابتدا تا کنون فتوا نداده که تقلید واجب است!!! بلکه همانطور که گاهی آن را واجب میدانند، گاهی هم فتوا به حرمت آن دادهاند! آیا این مهم را مستشکل در رسالههای مراجع معظم و کتب سایر بزرگان از علمای سلف ندید؟! اگر ندید که نیاد در این باره سخن بگوید و اگر دید به چه دلیل و انگیزهای این مسئلهی شبهه انگیز را مطرح کرد؟؟؟؟
همهی علما درباره تقلید میفرمایند مکلَّف سه راه دارد که باید یکی را انتخاب کند و اول از همه میگویند: «مجتهد باشد» و در نکتهی مهم در این قسمت این است که کسی که مجتهد است نباید تقلید کند و تقلید کردن برای او حرام است؛ و قبل از اینکه بحث تقلید را مطرح کند، راه دیگری پیش پای مکلَّف قرار داده و میفرماید: «احتیاط کند»؛ و در پایان، بحث تقلید را مطرح و میفرمایند کسی که مجتهد نیست، و نمیتواند احتیاط کند؛ لازم است تقلید کند و این نیز از آن باب است که کسی که مجتهد نیست نمیتواند احکام شرعی را از قرآن و سنت و سایر ادله استنباط کرده و به آن عمل کند و احتیاط نیز که امر مشکلی است معمولا متروک است و کسی آن را انتخاب نمیکند؛ در این حالت تنها راه باقی مانده تقلید است!
تا همینجا برای آقای کشمیری کافیست که بداند وجوب تقیلد تنها یک سوم وظیفهی انسان است که آن هم بر اساس حکم عقل است که حجت درونی انسان بوده و از ادله احکام شرعی است که پیروی از عالم را در هر زمینهای لازم میداند! پس عقل و حکم عقل بهترین و دقیقترین و محکم ترین دلیل بر وجوب تقلید است البته برای کسی که راه اول و دوم را نرفته و یا نخواهد برود.
نکتهی حایز اهمیت آن است که همین تقلید که یک سوم وظیفهی انسان است، در همهی جای زندگی انسان جاری نیست بلکه مسائل اعتقادی و ضروریات و مسلمات دین از آن استثناء شده و تنها در جزئیات احکام شرعی است که باید تقلید کرد! آن هم تقلیدی که راه را بر اندیشه و تعقل انسان نبسته و به اصطلاح تقلید کور کورانه نیست بلکه بر اساس اندیشه و تایید عقل است.
در کنار این دلیل معتبر، روایاتی است که میتوان در این باب به آنها اشاره کرد همچون روایت شریفهی منسوب به امام حسن عسکری علیه اسلام که فرمود: «فاما من کان من الفقهاء، صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا لهواه، مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه» که به صراحت بحث تقلید را با لفظ امر، بیان میکند که دلالت بر وجوب دارد، البته چنانچه در روایت مشهود است عوام و کسانی که مجتهد نیستند باید تقلید کنند نه علما و مجتهدین؛ این روایت اگر چه ممکن است در سند آن خدشه کرد لکن از آن جهت که مورد عمل اصحاب و علما بوده ضعفش برطرف شده و معتبر میشود ضمن اینکه هم حکم عقل نیز آن را تایید میکند لذا این روایت نیز یک دلیل بر وجوب تقلید است اما نه در همهجا و در همهی مسائل بلکه بر جزئیات احکام شرعی و آن نیز بعد از بررسی و شناخت مجتهدی که عالم بوده و بر اساس هوا و هوس فتوا نداده و به دنبال شهرت و ریاست نباشد امر میشود که عوام و عموم مردم از چنین کسی تقلید کند.
نکات و مسائل دیگری نیز وجود دارد که شایستهی بیان بودند لکن تا همینجا برای پاسخ آقای کشمیری کافی است. طباطبایی۱۶/ ۱۲/ ۹۹
