بازرگان: با دست خودشون یه افکار و نظریه‌هایی رو می‌نویسند بعدش می‌گن این از طرف خداست؛ ولایت مطلقه‌ی ما همان ولایتی‌ست که خدا داشته رسول خدا داشته رسیده به اهل بیت و حالا هم رسیده به فقیان عادل حالا ما هم ولایت مطلقه داریم…

پاسخ:
آقای بازرگان ضمن مطلبی درباره افکار و نظریه‌های بشری که آنها را منتسب به خدا می‌کنند، ولایت مطلقه فقیه را نیز از جمله همین نظریه‌های ساختگی دانست که فقها (ولی فقیه) آن را حکم خدا می‌داند!!؟
در پاسخ به ایشان تنها کافی‌ست بگوییم: سلاما سلاما

لکن جهت مطالعه‌ی عموم خوانندگان محترم، مختصرا چند مطلبی را ذکر می‌کنم؛

۱. از کلام بر می‌آید که ایشان با اصل ولایت فقیه مخالفتی ندارند بلکه با ولایت “مطلقه” فقیه مخالفند!؟؟

۲. بدیهی است هیچ جامعه‌ای بدون حاکم نتواند باشد و این مطلب را حضرت امیر علیه السلام تاکید فرمودند که هیچ زمانی مردم بدون حاکم نمی‌توانند باشند ولو حاکم جائر و فاجر باشد که آن نیز حکم قرآن است که همیشه حکومت الهی‌ست یا طاغوتی؛ تفکر و تعقل در قرآن کریم ما را به این رهنمون می‌نماید که حکومت الهی با رسولان خداوند متعال و بعد از آنها با ائمه‌ی هدی خواهد بود تا طاغوتی نباشد و حال که دوره غیبت است و از فیض حضور معصوم عجل الله تعالی فرجه محرومیم چه باید کرد؟؟؟؟ آیا باید تن به طاغوت دهیم یا حکومتی برگزینیم که حاکم آن عالم و عامل به احکام الهی باشد؟؟؟ بدون تردید تعقل و تفکر در آیات و روایات راه دوم را پیش روی ما می‌گذارد که در این زمان، از آن به ولایت فقیه تعبیر می‌شود.

۳. در تکمیل مطلب قبل؛ گویا نامبرده و سایر افرادی که با ولایت مطلقه فقیه مخالفت دارند به اشتباه یا به عمد، آن را در عرض ولایت خدا، انبیاء و ائمه‌ی هدی در نظر گرفتند و حال آنکه ولایت فقیه و ولایت مطلقه‌ی فقیه در طول ولایت ائمه‌ی هدی و به تایید آن بزرگواران است چنانکه ولایت ائمه‌ی هدی مستقل از ولایت رسول خدا نیست بلکه تداوم همان ولایت الهی است؛ ولایت فقها به معنای مطرح در این مطالب، مربوط به زمان غیبت است که دسترسی به حکمت امام معصوم ممکن نیست و برای اینکه جامعه‌ی اسلامی گرفتار طاغوت نشود، قدر متیقن آن است که باید شخصِ عالمِ به مسائلِ دین و عاملِ به آنها در راس امور قرار گیرد و جامعه‌ی اسلامی را اداره کند.

۴. یک سوال از آقای بازرگان!
آقای بازرگان در تفسیر قرآن‌شان چنین گفتند: «کسانی که ولایت خدایی را نادیده گرفته و عملا منکر می‌شوند،… ناگزیر به سایه اربابِ قدرت و ثروت و دیانتِ شرک، پناهنده می‌شوند، اربابی که با طغیان از حدود الهی در استیلا و استبداد بر بندگان و استثمار و استحمار آنها مصداق “طاغوت” نامیده می‌شوند.» /تفسیر قرآن بازرگان، سوره بقره، آیه ۲۵۶و ۲۵۷. از ایشان می‌پرسیم: با توجه به توضیحی که در شرح آیات فوق نوشتید و دانستید که حکومت یا الهی است یا طاغوتی، در این زمان که امام معصوم غایب است چه کسی باید حاکم باشد و بر مردم ولایت داشته باشد تا طغیانی از حدود الهی صورت نگیرد و طاغوت نباشد؟؟؟؟؟
بدیهی‌ست کسی که باید چنین حکومتی را تشکیل دهد، ولایتش نیز باید مطلقه باشد تا بتواند احکام الهی را در همه شئون جامعه اجرا کند و بتواند با متخلفان برخورد کند.

۵. آخرین مطلب اشاره‌ای باشد به متنی از کتاب شیخ مفید تا گوینده آگاه بشود ‌که بحث ولایت مطلقه فقیه امری امروزی نیست بلکه از قدیم الایام توسط بزرگترین عالمان شیعه مطرح شده است برای دوره غیبت امام معصوم؛ شیخ مفید رحمه الله می‌نویسد: «اذا عدم السلطان العادل فیما ذکرناه من هذه الابواب کان لفقهاء اهل الحق العدول من ذوی الرای والعقل والفضل ان یتولوا ما تولاه السلطان فإن لم یتمکنوا من ذلک فلا تبعه علیهم فیه. وبالله التوفیق»/المقنعه، جلد۱، ص ۶۷۵. (ترجمه: هرگاه سلطان عادل (امام معصوم) برای رسیدگی به امور اجتماعی مردم (که در ابواب مختلف ذکر شده) حضور نداشته باشد، اداره این امور بر عهده فقیه امامی عادل و صاحب‌نظر (در اداره امور) و دارای خرد و دانش و فضیلت خواهد بود.)
در این کلام شیخ مفید دقت کنید: «ان یتولوا ما تولاه السلطان» یعنی هر آنچه که سلطان عادل بر آن ولایت دارد، فقهای عادلِ عالمِ عامل نیز ولایت دارند؛ البته در ادامه می‌فرمایند که اگر بر حسب شرایط، ولایت در این حد ممکن نشود، تکلیفی نیست! پس اکنون که در این انقلاب شرایط فراهم است، باید فقها چنین ولایتی را احیاء و بر طبق آن بر اساس احکام شریعت، ولایت خود را تا ظهور ولی عصر عجل الله تعالی فرجه جاری کنند./طباطبایی ۶ دی‌ماه ۱۳۹۹

ارسال دیدگاه