⁉️ حــــــالا ســوال اینجــــاسـت…
📃 وقتی که خود محمد [صلی الله علیه و آله] گناه انجام میداده چگونه شیعیان و سنیها برای امامان و خلفای خود عصمت قائلند؟
♻️ در مرحله اول درباره کلّیت متن منتشر شده درباره عصمت انبیاء، اهل بیت و خلفای اهل سنت چند نکته عرض کنم؛
❎ نکته اول: قبل از هر سخن باید توجه داشته اینکه گفته شده نتوانستم به آن پاسخ بدهم دروغی بیش نیست و تمامی این متن روی هم است؛ یعنی این قسمت که “من در فلان جا یا فلان گروه دیدم و نتوانستم جواب بدهم” را خود شبهه نویس به عمد اضافه میکند تا جلب توجه بیشتر کند و به نوعی مخاطب را اقناع کاذب کند و از تحقیق و پرس و جو منصرف کند! لذا باید با هشیاری به دنبال بررسی و پاسخ به این پرسشها باشیم از محل درستش.
❇️ نکته دوم: همچنین قبل از بررسی آیاتی که در متن آمده است لازم است عرض کنیم عصمت خلفای اهل سنت را باید از برادران اهل سنت پرسید! البته دشمن این را به سوال اضافه کرد و چنانکه در متن آمده هیچ اشارهای به خطاهای اهل بیت یا خلفای اهل سنت نشده است و تنها آیاتی از قرآن را درباره پیامبر اسلام مطرح کرده تا با یک تیر دو نشان را بزند؛ هم عصمت اهل بیت را مخدوش کرده و اعتقادات ما را تضعیف کند و هم میان شیعه و سنی اختلاف افکند! اما چه دشمن ابلهی… میگوییم: پاسخ خلفای اهل سنت را از آنها بپرسید و اهل بیت را از ما.
✅ نکته سوم: عصمت انبیاء علیهم صلوات الله با ادله عقلی و متعدد ثابت شده است که میتوانید به کتب مفصل اعتقادی مراجعه کنید اما مختصرا عرض کنم: “هر چه بگندد نمکش میزنند/وای به روزی که بگندد نمک” این بیت به خوبی بیانگر این حقیقت است که انبیا و ائمهای که آمدهاند تا انسان را از گناه و فساد نهی کرده و به سوی هدایت، نجات و سعادت سوق دهند چگونه ممکن است خود گنهکار باشند؟؟!! وقتی به فلسفه بعثت انبیاء توجه کنیم لاجرم در مییابیم که خود آنها باید ره یافته و پاک باشند و و گر نه کسی به آنها ایمان نمیآورد در حالی که میلیونها و بلکه میلیاردها انسان هستند که هر کدام به نوعی ایمان به یک مکتب و یک پیامبری دارند و اگر معصوم نبودند پیروی و اطاعت مطلق و بی چون و چرا از آنان واجب نبود و اطاعت از آنان مشروط میشد، همان گونه که اطاعت از والدین مشروط به آن است که فرزند را به شرک و انحراف دعوت نکنند.
و از سوی دیگر دلیل نیاز ما به پیامبر و امام آن است که ما را از انحراف باز دارد و اگر او نیز اهل خلاف باشد، حجّت خدا بر ما کامل نیست در حالی که قرآن میفرماید: «فَلِلّهِ الْحُجَّهُ الْبالِغَهُ»
♻️ اکنون وارد متن شده و نکاتی چند درباره آیاتی که مطرح شده عرض میکنیم؛
✅ مقدمهً باید توجه داشت که قرآن دارای آیات محکم و متشابه است و متشابه آن را باید بر اساس محکم آن فهمید و تفسیر کرد، آنوقت خواهیم دید که چیزی که از روی هوای نفس نوشته شده باشد اشتباه است؛ قرآن به صراحت میفرماید: “ﻭ ﺍﮔﺮ [ ﺍﻭ ] ﭘﺎﺭﻩﺍی ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺮ ﻣﺎ ﻣﻰﺑﺴﺖ- ﻣﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺪّﺕ ﻣﻰﮔﺮﻓﺘﻴﻢ- ﺳﭙﺲ ﺭﮒ ﻗﻠﺒﺶ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻣﻰﻛﺮﺩﻳﻢ- ﺩﺭ ﺁﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﻴﭻ ﻛﺪﺍم ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﻣﺎﻧﻊ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﻭ ﻧﺒﻮﺩ.” (حاقه، آیات ۴۴ تا ۴۶) کدام پیامبر را چنین دیدیم در تاریخ؟؟ به صراحت میفرماید اگر خطایی از او سر بزند رگ قلبش را پاره کرده و او را میکشتیم! یا آیه تطهیر که میفرماید: “ﺟﺰ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺧﺪﺍ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﺪ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﭘﻠﻴﺪی ﺭﺍ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻧﻤﺎﻳﺪ، ﻭ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﭘﺎﻙ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ.” (احزاب، آیه ۳۳) در آیه نیز که با “انّما” که حصر است و “یطهرکم تطهیرا” که تاکید در تاکید است طهارت و پاکی پیامبر گرامی اسلام را مطرح میکند لذا جایی برای تردید در عصمت حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله باقی نمیماند و آیات متشابه را باید با توجه به این محکمات تبین کرد و فهمید.
این مختصری بود درباره فهم قرآن که میتوانید آیهی ۷ از سوره آل عمران را بخوانید که ضمن بیان این مطلب که در قرآن آیات محکم و متشابه وجود دارد میفرماید کسانی که در دلشان زیغ و انحراف وجود دارد(منافقان و کسانی در تلاشند برای گمراه کردن مردم) آیات متشابه را گرفته و به آنها استدلال میکنند و آیات محکم را رها میکنند!
بخوانید، بیندیشید، هشیار باشید و همیشه جویای حق باشید.
اما آیات:
❎ آیه پنجم و چهارم: از آیات چهار و پنج که در متن آورده شد شروع میکنیم که “اتهام قبل ارتکاب است” و وارد نیست؛ اینکه گفته شد از شر وسوسههای شیطان به خدا پناه ببرد یا هشدار میدهد که مومنان فقیر را به خاطر ایمان آوردن مشرکان ثروتمند از خود طرد نکن یک هشدار از پیش است و ایرادی ندارد؛ شیطان بر چه کسی تسلط ندارد؟؟؟ آیه ۹۸ سوره نحل که اشاره کردید را آیا آیهی بعدش را خواندید؟؟؟؟ آیه ۹۹؛ آیا ندیدید که خداوند فرمود: “ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺍﻭ ﺑﺮ ﻛﺴﺎنی ﻛﻪ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺮ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺷﺎﻥ ﺗﻮﻛﻞ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ، تسلّطی ﻧﺪﺍﺭﺩ.” *آیا مومنین که پیامبر در راس آنهاست نباید مداومًا به خدا پناه ببرد؟؟؟ اگر این کار را نکند آن وقت است که شیطان نفوذ میکند؛ از شیطان گذشته هوای نفس را فراموش کردید که انبیاء هم آن را دارند؛ آیا در سوره یوسف نخواندید: “إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی” در مقابله با هوای نفس هم باید عنایت الهی باشد و باید مومنین و پیامبر بر او توکل کرده و از او استمداد طلبند! پس استعاذه به پروردگار گناه که نیست هیچ، عین عبادت و بندگی است.
آیه ۵۲ سوره انعام را هم میتوان در همین بیان قرار داد و چنانکه گذشت اتهام قبل از ارتکاب است و دلالتی بر گناه کردن پیامبر اسلام ندارد لذا بیش از این توضیح نمیخواهد.
✳️ آیه سوم: درباره سوره عبس این را بگویم که اگر گوینده و نویسنده متن تنها یک بار با دقت و تامل این سوره را تلاوت میکرد خود میفهمید حقیقت چیست و اینگونه اتهام نمیزد! آیا آیات اول و دوم را خواند که با ضمیر غایب است و آیه سوم ضمیر را مخاطب آورده و به پیامبر خطاب میکند؟؟؟؟؟ آیا نویسنده متن این نکاتِ ادبیاتِ عرب را میداند؟؟؟؟ آیا نمیاندیشد که خداوند بعد از بیان ۱۰ آیه میفرماید: “کَلّا”؟؟ یعنی “هرگز چنین نیست!” بلکه “انها تذکره” این آیات تذکره (تذکر، یادآوری و هشدار) هستند! نظیر همان که در آیه ۵۲ سوره انعام که هشدار میدهد به خاطر ثروتمندان، مومنین را طرد نکن، در این سوره همان را با بیانی دیگر گفته است با این تفاوت که در آیات سوره عبس چون احتمال برداشت اشتباه از آیات متشابه وجود دارد، به صراحت میگوید: “کَلّا” تا جایی برای اتهام به وجود مبارکِ نبی رحمت، خُلُق عظیم حضرت ختمی مرتبت نباشد.
❎ آیه دوم و آیه یکم: این دو آیه که محتوایی نزدیک به هم دارند در صدد بیان این مطلب هستند که آثار و ناراحتیهایی که مبارزه تو با بت پرستی بر مشرکان دارد را خداوند برطرف میکند نه اینکه بگوید پیامبر گناهی مرتکب شده است؛ به آیات دقت کنید! آیا نخواندید که فرمود: “إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُّبِینًا- لِّیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُّسْتَقِیمًا” آیا براستی صلح حدیبیه یا فتح مکه چه بود که در سالهای پایانی عمر پیامبر اتفاق افتاده و موجب بخشایش او شده است؟؟!! حرف لام را در “لِّیَغْفِرَ” را فکر کردید چرا آمده و چیست؟؟؟ لام تعلیل است و علت بخشش گناه پیامبر را فتح مکه میداند زیرا با فتح مکه، بتها ریشهکن شده و اسلام در اکثر نواحی گسترده شده و بت پرست خاصی نمانده که تو را به خاطر مخالفت و سرکوب بتها و بتپرستیها سرزنش کند؛ یا آیات سوره مومن (غافر) را که از نصرت و فتح مسلمین سخن گفته و ضمن آن از استغفار و استعاذه به پروردگار امر میکند نیز از همین سنخ است! یعنی خدا با نصرت و پیروزی تو گناهانی که آنها به تو نسبت میدهند را میبخشد و تو نیز استغفار و استعاذه کن که نشان از بندگی و اخلاص تو دارد نه گناه. شاید بنظرتان عجیب باشد و بخواهید نپذیرید ولی از قرآن مثالی روشنتر بیان کرده و شما را توصیه به دقت و تامل در آیات قرآن میکنیم؛ آیا داستان حضرت موسی را کاملا خواندید؟ آنجا که در ماجرای کشته شدن آن مرد قبطی میگوید: “وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ” (شعراء، آیه۱۴) (ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﺩﻋﺎی ﺟﺮﻣﻰ ﺍﺳﺖ…) میگوید “آنها مرا گنه کار میدانند” و بعد برای همین هم استغفار میکند! و این نهایت بندگی خداست که بخاطر گناهی که دیگران به آنها نسبت میدهند به خدا پناه برده، از او طلب آمرزش کرده و بر او توکل میکنند و این گونه آیات هیچ گناهی را برای پیامبر رحمت حضرت محمد صلی الله علیه و آله ثابت نمیکند. ۱۷ فروردین ۱۳۹۹
