حجت الاسلام طباطبایی در جمع نمازگزاران مسجد محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) گفتند: حب و بغض، دوست داشتن و تنفر داشتن اساس دین است.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین
مطلبی راجع به حب و بغض خدمت عزیزان عرض کنم!
حب و دوست داشتن برخی اعمال و یا دوست داشتن برخی افراد و یا دوست داشتن یک طایفه و نیز بغض و تنفر داشتن برخی اعمال و اشخاص آیا تأثیری در دین دارد یا نه؟ چه سودی دارد؟
یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام سوال کرد:« … عن الحب و البغض، أمن الإیمان هو؟» آیا حب و بغض؛ دوست داشتن و تنفر داشتن هم جزء ایمان و از لوازم ایمان است یا نه؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند:«هل الإیمان إلا الحب و البغض؟»(اصول کافی،ج ۲ ص ۱۲۷) ایمان چیزی جز دوست داشتن و تنفر داشتن نیست! این یک اصل کلی است! همین نمازی که میخوانیم، روزهای که میگیریم، خمس و زکاتی که پرداخت میکنیم یک شرط مهمشان این است که از روی علاقه باشد!یعنی اخلاصی داشته باشیم که نشان بدهد حبا لله و قربه الی الله انجام دادیم؛ دوست داشته باشیم انجام دادن آنها را و الا نماز زورکی، روزه زورکی بدرد نمیخورد! لا إکراه فی الدین یعنی عمل زورکی به درد نمیخورد، عمل باید از روی علاقه و اختیار باشد تا ارزش داشته باشد!
در روایات یکی از شرایط و نشانه های قبولی نماز این بیان شده است که انسان در دلش این باشد که نماز بعدی کی زمانش میرسد، یعنی انسان علاقه داشته باشد با خدای خودش ارتباط بر قرار کند و انتظار فرارسیدن وقت نماز را میکشد؛ این ارزشمند است! نقطه مقابل هم همین گونه است که انسان نسبت به آنچه خداوند نهی فرمود تنفر داشته باشد و بدش بیاید! بگوید چون خداوند متعال حرام کرده من انجام نمیدهم! خوب این راجع به عمل انسان است اما راجع به اشخاص در سوره توبه که بدون بسم الله الرحمن الرحیم است و دلیلش این است که خداوند میخواهد بر مشرکین سخت بگیرد و با آنان اتمام حجت کرده و رحمتی نسبت به آنان نداشته باشد؛ در این سوره می فرماید باید از مشرکین تنفر داشته باشی ولی اگر ایمان آوردند:«کانوا اخوانکم فی الدین» اگر ایمان آوردند دیگر برادر دینی شما محسوب میشوند و باید آنها را دوست داشته باشید و حقوق برادری دینی خود را ادا کنید! ولی تا زمانی که ایمان نیاورند دشمن شما بوده باید از آنها تنفر داشته باشید! پس بر این اساس حب و بغض، دوست داشتن و تنفر داشتن اصل و اساس دین بوده و همه مسائل دینی به آنها بر میگردند! داستانی هم خواستم بگویم، طولانی شد انشاءالله جلسات بعد! و الحمد لله رب العالمین
مطلبی راجع به حب و بغض خدمت عزیزان عرض کنم!
حب و دوست داشتن برخی اعمال و یا دوست داشتن برخی افراد و یا دوست داشتن یک طایفه و نیز بغض و تنفر داشتن برخی اعمال و اشخاص آیا تأثیری در دین دارد یا نه؟ چه سودی دارد؟
یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام سوال کرد:« … عن الحب و البغض، أمن الإیمان هو؟» آیا حب و بغض؛ دوست داشتن و تنفر داشتن هم جزء ایمان و از لوازم ایمان است یا نه؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند:«هل الإیمان إلا الحب و البغض؟»(اصول کافی،ج ۲ ص ۱۲۷) ایمان چیزی جز دوست داشتن و تنفر داشتن نیست! این یک اصل کلی است! همین نمازی که میخوانیم، روزهای که میگیریم، خمس و زکاتی که پرداخت میکنیم یک شرط مهمشان این است که از روی علاقه باشد!یعنی اخلاصی داشته باشیم که نشان بدهد حبا لله و قربه الی الله انجام دادیم؛ دوست داشته باشیم انجام دادن آنها را و الا نماز زورکی، روزه زورکی بدرد نمیخورد! لا إکراه فی الدین یعنی عمل زورکی به درد نمیخورد، عمل باید از روی علاقه و اختیار باشد تا ارزش داشته باشد!
در روایات یکی از شرایط و نشانه های قبولی نماز این بیان شده است که انسان در دلش این باشد که نماز بعدی کی زمانش میرسد، یعنی انسان علاقه داشته باشد با خدای خودش ارتباط بر قرار کند و انتظار فرارسیدن وقت نماز را میکشد؛ این ارزشمند است! نقطه مقابل هم همین گونه است که انسان نسبت به آنچه خداوند نهی فرمود تنفر داشته باشد و بدش بیاید! بگوید چون خداوند متعال حرام کرده من انجام نمیدهم! خوب این راجع به عمل انسان است اما راجع به اشخاص در سوره توبه که بدون بسم الله الرحمن الرحیم است و دلیلش این است که خداوند میخواهد بر مشرکین سخت بگیرد و با آنان اتمام حجت کرده و رحمتی نسبت به آنان نداشته باشد؛ در این سوره می فرماید باید از مشرکین تنفر داشته باشی ولی اگر ایمان آوردند:«کانوا اخوانکم فی الدین» اگر ایمان آوردند دیگر برادر دینی شما محسوب میشوند و باید آنها را دوست داشته باشید و حقوق برادری دینی خود را ادا کنید! ولی تا زمانی که ایمان نیاورند دشمن شما بوده باید از آنها تنفر داشته باشید! پس بر این اساس حب و بغض، دوست داشتن و تنفر داشتن اصل و اساس دین بوده و همه مسائل دینی به آنها بر میگردند! داستانی هم خواستم بگویم، طولانی شد انشاءالله جلسات بعد! و الحمد لله رب العالمین
