حضرت ابوالحسن امام هادی علیه السلام

نام: علی علیه السلام
مقام: امام دهم
لقب: هادی علیه السلام
کنیه: ابوالحسن علیه السلام
نام پدر: محمد الجواد علیه السلام
نام مادر: سمانه علیها السلام
تاریخ ولادت: روز ۱۵ ذی الحجه سال ۲۱۲ هجری در مدینه.
مدت عمر: ۴۳ سال.
مدت امامت: ۳۳ سال.
نام همسر:
فرزندان: ۴ پسر ؛ ۱ دختر
تاریخ شهادت: ۳ رجب سال ۲۵۴ هجری در سامره.
قاتل: معتمد عباسی.
علت قتل: معتمد عباسی (پانزدهمین خلیفه عباسی) در عصر خلافت مهتدی عباسی آن حضرت را مسموم ساخته و به شهادت رسانید.
محل دفن: سامراء.

———————————————————————————————————————

احادیثی از امام هادی علیه السلام

۱.حسد به دیگران ضرر نمیزند
اِیّاکَ وَ الْحَسَدَ فَاِنَّهُ یَبینُ فیکَ وَ لا یَعْمَلُ فى عَدُوِّکَ./ بحارالأنوار، ج ۷۸ ص ۳۷۰
از حسد بپرهیز، چون حسادت تو آشکار مى شود و در دشمنت هم تأثیرى ندارد.

—————————————

۳. تقوی حرمت می آورد
مَنِ اتَّقَى اللّهَ یُتَّقى وَمنْ اَطاعَ اللّهَ یُطاعُ./ تحف العقول، ص ۷۷۰
هر که از خدا پروا کند، از او پروا کنند، و هرکس از خدا اطاعت کند، اطاعتش کنند.

—————————————

۳. سرزنش کردن
العِتـابُ مِفْتـاحُ الثِّقـالِ وَالْعِتـابُ خَیـرٌ مِـنَ الْحِقْـدِ./ بحارالأنوار ج ۷۸ ص ۳۶۹
سرزنش، کلید آزار است و سرزنش بهتر از کینه است. (یعنى اگر نسبت به کسى کینه در دل داشته باشى بدتر از آن است که او را سرزنش کنى)

—————————————

۴. دنیا و آخرت
إنَّ اللّه جَعَلَ الدُّنیا دارَ بَلوى، و الآخِرَهَ دارَ عُقبى، و جَعَلَ بَلوَى الدُّنیا لِثَوابِ الآخِرَهِ سَبَبا، و ثَوابَ الآخِرَهِ مِن بَلوَى الدُّنیا عِوَضا./ تحف العقول، ص ۵۱۲
خداوند دنیا را سراى آزمایش قرار داده است و آخرت را سراى فرجام؛ آزمایش و بلاى دنیا را وسیله پاداش آخرت کرده است و پاداش آخرت را عوض بلا و آزمایش هاى دنیا.

—————————————

۵. برخورد با نعمت های الهی
ألقُوا النِّعَمَ بحُسن مُجاوَرَتِها؛ و التَمِسوا الزِّیادَهَ فیها بالشُّکرِ علَیها، و اعلَموا أنّ النَّفسَ أقبَلُ شیءٍ لِما اُعطِیَت، و أمنَعُ شَیءٍ لِما مُنِعَت./ میزان الحکمه؛ حدیث ۲۰۴۲۲
براى نعمت ها همسایه خوبى باشید و با سپاسگزارى و قدردانى از آنها، بر نعمت هاى خویش بیفزایید و بدانید که نفْس، آنچه را به او داده مى شود به راحتى مى پذیرد و در برابر آنچه از آن باز داشته مى شود، به شدت مقاومت مى کند.

—————————————

۶. همراه انسان در دنیا و آخرت
النّاسُ فِی الدّنیا بِالأموالِ، و فی الآخِرَهِ بِالأعمالِ./ میزان الحکمه؛ حدیث ۱۴۳۹۶
مردم در دنیا با اموال سر و کار دارند و در آخرت با اعمال.

—————————————

۷. شجاعت در اطاعت است
مَنْ اَطاعَ الخالِقَ لَمْ یُبالِ سَخَطَ المَخْلُوقینَ وَمَنْ اَسْخَطَ الخالِقَ فَلْیَیْقَنْ اَنْ یَحِّلَ بِهِ سَخَطُ المَخْلُوقینَ./ تحف العقول، ص ۴۸۲
کسى که از آفریدگار پیروى کند از خشم آفریـده ها بـاکى نـدارد. و کسى که خــدا را به خشـم آورد، باید باور کند که مردم بر او خشم خواهند آورد.

—————————————

۸. انسان بی ارزش شر دارد
مَن هانَتْ علَیهِ نَفسُهُ فلا تَأمَنْ شَرَّهُ./ میزان الحکمه؛ حدیث ۶۷۱۹
هر که براى خود ارزشى قائل نباشد، از شرّش ایمن مباش.

—————————————

۹. بهتر از خوب و زیباتر از زیبا
خَیرٌ مِن الخَیرِ فاعِلُهُ، و أجمَلُ مِن الجَمیلِ قائلُهُ، و أرجَحُ مِن العِلمِ حامِلُهُ./ میزان الحکمه؛ حدیث ۵۶۸۳
از خوبى بهتر، کسى است که خوبى مى کند و از زیبایى زیباتر، کسى است که زیبا مى گوید، و از علم برتر کسى است که دارنده آن است.

—————————————

۱۰. همرنگ جماعت نشوید
لو سَلَکَ النّاسُ وادِیا و شِعْبا لسَلَکْتُ وادیَ رجُلٍ عَبَدَ اللّه وحْدَهُ خالِصا./ میزان الحکمه؛ حدیث ۴۹۹۴
اگر مردمان هر یک به وادى و درّه اى روند، من در وادى آن مردى قدم مى گذارم که خداى یگانه را مخلصانه عبادت مى کند.

—————————————

۱۱. رضایت از خود آثار بدی دارد
ﻣَﻦ ﺭَﺿِﻲَ ﻋَﻦ ﻧَﻔﺴِﻪِ ﻛَﺜُﺮَ ﺍﻟﺴّﺎﺧِﻄﻮﻥَ ﻋَﻠَﻴﻪِ./ ﺑﺤﺎﺭ ﺍﻟﺄﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۷۲، ﺹ ۳۱۶
ﺁﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍﺿﻰ ﺷﻮﺩ، ﻧﺎﺭﺍﺿﻴﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺷﻮﻧﺪ.

—————————————

۱۲. حقیقت توبه نصوح
– قد سُئلَ عنِ التّوبهِ النَّصُوحِ-: أنْ یَکونَ الباطِنُ کالظّاهِرِ و أفْضَلَ مِن ذلکَ./ میزان الحکمه؛ حدیث ۲۳۲۷
در پاسخ به سؤال از توبه نصوح فرمود: توبه نصوح این است که باطن، همچون ظاهر، و بهتر از آن شود.

—————————————

۱۳. مرگ درمان ندارد
اُذکُرْ مَصرَعَکَ بَینَ یدَیْ أهلِکَ، و لا طَبیبَ یَمنَعُکَ، و لا حَبیبَ یَنفَعُکَ./ میزان الحکمه؛ حدیث ۲۲۱۴۱
به یاد آور زمانى را که در جمع خانواده خود به حال مرگ افتاده اى و نه طبیبى مى تواند مانع رفتن تو شود و نه دوستى مى تواند کارى برایت بکند.

—————————————

۱۴. غنی و فقر یعنی چه؟
ﺍﻟﻐِﻨﻰ ﻗِﻠَّﺔُ ﺗَﻤَﻨﻴﻚَ ﻭ ﺍﻟﺮﺿﺎ ﺑﻤﺎ ﻳَﻜﻔِﻴﻚَ. ﺍﻟﻔَﻘﺮُ ﺷَﺮَّﺓُ ﺍﻟﻨّﻔﺲِ ﻭ ﺷِﺪَّﺓُ ﺍﻟﻘُﻨُﻮﻁِ./ ﺍﻟﺪﺭّﺓ ﺍﻟﺒﺎﻫﺮﺓ؛ ۴۱
ﺗﻮﺍﻧﮕﺮﻯ، ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻤﻨّﺎﻳﺖ ﻛﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺴﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺧﺮﺳﻨﺪ ﺑﺎﺷﻰ، ﻭ ﻓﻘﺮ ﻳﻌﻨﻰ ﺳﻴﺮﻯ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮﻯ ﻧﻔﺲ ﻭ ﻧﻮﻣﻴﺪﻯ ﺷﺪﻳﺪ.

—————————————

۱۵. دنیا بازار است
الدُّنیا سوقٌ، رَبِحَ فیها قَومٌ وخَسِرَ آخَرونَ./ تحف العقول، ص ۴۸۳
دنیا، بازارى است که قومى در آن سود بُردند و شمارى دیگر، زیان کردند.

—————————————

۱۶. بگو مگو دوستی را از بین میبرد
اَلْمِراءُ یُفْسِدُ الصَّداقَهَ الْقَدیمهَ وَ یُحِلُّ الْعُقْدَهَ الْوَ ثیقَهَ وَ اَقَلُّ مافیهِ اَنْتَـکونَ فیهِ الْمُغالَبَهُ وَ الْمُغالَبَهُ أمتَنُ اَسْبابِ الْقَطیعَهِ./ نزهه الناظر، ص ۱۳۹
بگو مگو، دوستى طولانى را از بین مى بَرد و رابطه محکم را به جدایى مى کشاند وکمترین اثر بگو مگو این است که هر کدام از دو طرف، مى خواهد بر دیگرى پیروز شود وهمین در پى پیروزى بودن، مهم ترین عامل قطع رابطه است.

—————————————

۱۷. کسی که خود را از مکر ایمن بداند
مَنْ اَمِنَ مَکْرَ اللّهِ وَأَلیمَ أَخْذِهِ تَکَبَّرَ حَتّى یَحِلَّ بِهِ قَضاؤُهُ و نافِذُ اَمْرِهِ./ تحف العقول، ص ۷۷۲
هر کس خود را از مکر و مؤاخده پروردگار در امان بداند، کبر ورزیده است، تا آنکه قضاى الهى و دستور تخلف ناپذیر او گریبانش را بگیرد.

—————————————

۱۸. اصرار بر گناه از نشانه های غرور
إنَّ مِنَ الغِرَّهِ بِاللّهِ أنْ یُصِرَّ العَبدُ عَلَى المَعصِیَهِ وَ یِتَمَنّى عَلَى اللّه ِ المَغفِرَهَ./ حیاه الإمام على الهادى ص ۱۶۴
از نشانه هاى غرور نسبت به خدا آن است که بنده، استـمرار و اصرار بر گنـاه داشـته باشد و در همان حال، آرزومند بخشایش الهى باشد.

—————————————

۱۹. هرکس یقین داشته باشد مصیبت بر او آسان است
مَنْ کانَ عَلى بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ هانَتْ عَلَیْهِ مَصائِبُ الدُّنیا وَلَو قُرِضَ وَنُشِرَ./ تحف العقول، ص ۷۷۲
هر کس از طرف خداوند دلیل روشنى داشته باشد، (براى کارهایش دلیل شرعى داشته باشد،) هرمصیبتى بر او سبک و قابل تحمل خواهد بود، هر چند بدنش را قیچى کنند و پاره پاره شود.

—————————————

۲۰. عقل جمال باطن است
حُسنُ الصُّورَهِ جَمـالٌ ظـاهِـرٌ. و حُسـنُ العَـقلِ جمـالٌ باطِـنٌ./ مآثر الکبراء، ج ۳ ص ۲۲۲
نیکویى صورت، زیبایى ظاهر است، و نیـکى خرد، زیبـایى باطن است.
—————————————

ارسال دیدگاه