حضرت ابوعبدالله امام صادق علیه السلام
نام: جعفر علیه السلام
مقام: امام ششم
لقب: صادق علیه السلام
کنیه: ابوعبدالله علیه السلام
نام پدر: محمدِ باقر علیه السلام
نام مادر: ام فروه علیها السلام
تاریخ ولادت: روز ۱۷ ربیع الاول سال ۸۳ هجری در مدینه.
مدت عمر: ۶۵ سال.
مدت امامت: ۲۴ سال.
نام همسر:
فرزندان: ۷ پسر ؛ ۳ دختر
تاریخ شهادت: روز ۲۵ شوال سال ۱۴۸ هجری در مدینه.
قاتل: منصور دوانیقی.
علت قتل: منصور دوانیقی (دومین خلیفه عباسی) به وسیله انگور زهرآلود آن حضرت را به شهادت رسانید.
محل دفن: قبرستان بقیع.
———————————————————————————————————————
احادیثی از حضرت امام صادق علیه السلام
۱. صله رحم در حضر و سفر
التَّواصُلُ بَینَ الإخوانِ فِی الحَضَرِ التَّزاوُرُ وَ التَّواصُلُ فی السَّفَرِ المُکاتَبَهُ./ میزان الحکمه، ح ۱۷۳۴۰
ارتباط میان برادران در زمان حضور ، دید و بازدید است و در سفر ، نامه نگارى.
—————————————
۲. گرفتار مکر خدا
إذا رَأیتُمُ العَبدَ مُتَفَقِّدا لِذُنوبِ (النّاسِ)ناسِیا لِذُنوبِهِ ، فَاعلَموا أنَّهُ قَد مُکِرَ بِهِ./ مستطرفات السرائر: ۴۸/۷
هر گاه دیدید بنده گناهان مردم را مى جوید و گناهان خودش را از یاد برده است، بدانید که گرفتار مکر[ خدا] شده است.
—————————————
۳. بهترین دوست
أحَبُّ إخوانی إلَیَّ مَن أهدى إلَیَّ عُیوبی./ تحف العقول: ۳۶۶
محبوبترین برادرانم نزد من، کسى است که عیبهایم را به من هدیه کند.
—————————————
۴. چه کسی گول خورده است؟
مَن وَثِقَ بثلاثَهٍ کانَ مَغرورا: مَن صَدَّقَ بما لا یکونُ، ورَکَنَ إلى مَن لا یَثِقُ بهِ، وطَمِعَ فیما لا یَملِکُ./ تحف العقول: ۳۱۹
هر که به سه چیز اعتماد کند،گول خورده است : کسى که آنچه را شدنى نیست، باور کند و به کسى که بدو اعتماد ندارد، تکیه کند و در آنچه مالک آن نیست، چشم طمع بندد.
—————————————
۵. از شرایط قبولی عمل
لا یَقبَلُ اللّهُ مِن مُؤمِنٍ عَمَلاًوهُوَ مُضمِرٌ عَلى أخیهِ المُؤمِنِ سُوءا./ الکافی: ۲/۳۶۱/۸
خداوند از مؤمنى که نسبت به برادر مؤمن خود نیّت بد داشته باشد، هیچ عملى را نمى پذیرد.
—————————————
۶. لزوم بصیرت برای رسیدن به مقصد
العامِلُ عَلى غَیرِ بَصیرَهٍ کَالسّائرِ عَلى غَیرِ الطَّریقِ ، ولا یَزیدُهُ سُرعَهُ السَّیرِ مِنَ الطَّریقِ إلّا بُعدا./ الأمالی للصدوق : ۵۰۷/۷۰۵
کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از راه دورتر مى افتد.
—————————————
۷. کظم غیظ مایهی عزت انسان است
ما مِن عَبدٍ کَظَمَ غَیظا إلّا زادَهُ اللّه ُعَزَّوجلَّ عِزّا فی الدّنیا والآخِرَهِ./ الکافی : ۲/۱۱۰/۵
هیچ بنده اى خشم خود را فرو نخورد، مگر این که خداوند عز و جل بر عزّت او در دنیا و آخرت افزود.
—————————————
۸. مبغوض ترین انسان
إنَّ أبغَضَ خَلقِ اللّهِ عبدٌ اتّقَى النّاسُ لِسانَهُ./ الکافی: ۲ / ۳۲۳ / ۴
مبغوض ترین خلق خدا بنده اى است که مردم از زبان او بترسند.
—————————————
۹. با غیر زبان مردم را راهنمایی کنید
کونوا دُعاهً لِلناسِ بِالخَیرِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم ؛ لِیَرَوا مِنکُم الاجتِهادَ وَالصِّدقَ وَالوَرَعَ./ الکافی: ۲/ ۱۰۵/ ۱۰
مردم را به غیر از زبانتان به خوبى فرا خوانید تا در شما کوشش و راستى و پرهیزکارى ببینند.
—————————————
۱۰. بلا نشانهی محبوبیت انسان نزد خدا
إذا أحَبَّ اللّه ُ قَوما أو أحبَّ عبداصَبَّ علَیهِ البلاءَ صَبّا، فلا یَخرُجُ مِن غَمٍّ إلّا وقَعَ فی غَمٍّ./ بحار الأنوار: ۸۲/ ۱۴۸/ ۳۲
هرگاه خداوند مردمى یا بنده اى را دوست بدارد بر سر او بلا مى ریزد و از غمى به در نمى آید مگر آن که در غمى دیگر فرو مى افتد.
—————————————
۱۱. مُؤمن مامن مؤمن
اِنَّ الْمُؤمِنَ لَیَسْکُنُ اِلَى الْمُؤْمِنِ کَما یَسْکُنُ الظَّمْآنِ اِلَى الْماءِ الْبارِدِ./ کافى، ج ۲، ص ۲۴۷
به راستى که مؤمن با برادر مؤمنش آرامش پیدا مى کند، چنان که تشنه، با آب خنک آرامش مى یابد.
—————————————
۱۲. صدقه ای که خدا دوست دارد
صَدَقَهٌ یُحِبُّهَا اللّهُ إِصْلاحٌ بَیْنَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَیْنَهُمْ إِذاتَباعَدوا./ کافى، ج ۲، ص ۲۰۹
صدقه اى که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاهرابطه شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.
—————————————
۱۳. تقوا، خیر دنیا و آخرت انسان را تامین میکند
مَنْ یَتَّقِ اللّهَ فَقَدْ اَحْرَزَ نَفْسَهُ مِنَ النّارِ بِاِذْنِ اللّهِ وَ اَصابَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِى الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ./ بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۸۶
هر کس تقواى الهى پیشه کند، خود را به خواست خداوند از آتش حفظ کرده و بههمه خیر دنیا و آخرت دست یافته است.
—————————————
۱۴. وقتی خدا خیر بندهای را بخواهد…
اِذا اَرادَ اللّه ُ بِعَبْدٍ خَیْرا زَهَّدَهُ فِى الدُّنْیا وَ فَقَّهَهُ فِى الدِّینِ وَ بَصَّرَهُ عُیوبَها وَ مَنْ اوتِیَهُنَّ فَقَدْ اوتىَ خَیْرَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَهِ./ کافى، ج ۲، ص ۱۳۰
هرگاه خداوند خیر بنده اى را بخواهد، او را بى رغبت به دنیا، آگاه در دین و داناى بهعیوبش مى گرداند؛ به چنین کسى خیر دنیا و آخرت داده شده است.
—————————————
۱۵. اصلاح همزیستی
صَلاحُ حالِ التَّعایُشِ والتَّعاشُرِ مِلئُ مِکیالٍ ثُلثاهُ فِطنَهٌ و ثُلثُهُ تَغافُلٌ./ تحف العقول، ص ۳۹۳
اصلاح وضع همزیستى و سازگارى مردم با یکدیگر [مانند] پیمانه پُرى است که دو سومش هوشمندى و یک سومش نادیده گرفتن [و چشمپوشى از خطاى دیگران] است.
—————————————
۱. مومن تا ساکت است نیکوکار است!
لایَزال الْعَبْدُ المُؤمِنُ یُکتَبُ مُحسِناً مادامَ ساکِتاً، فَاِذا تَکَلَّمَ کُتِبَ مُحْسِناً أَو مُسیئاً./ ثواب الاعمال ص ۳۶۴
بنده مؤمن تا خاموش است، نیکوکار نوشته مى شود،وچون لب گشاید، نیکوکاریا بدکار نوشته خواهد شد.
—————————————
۱۷. حسادت اساس کفر
اِیّاکُمْ اَنْ یَحْـسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضا فَاِنَّ الْکُفْرَ اَصْلُهُ الْحَـسَدُ./ اعیان الشیعه ج۱، ص ۶۷۳
مبـادا با یکدیـگر حسـد ورزیـد، زیرا کفر و بى دینى از حسد بر مى خیزد.
—————————————
۱۸. ترجیح حق بر باطل از حقایق ایمان
اِنَّ مِنْ حَقیقَهِ الاْیمانِ اَنْ تُؤْثِرَ الْحَقَّ وَ اِنْ ضَرَّکَ عَلَى الْباطِلِ وَ اِنْ نَفَعَکَ وَ اَنْ لا یَجوزَ مَنْطِقُکَ عِلْمَکَ./ محاسن، ج ۱، ص ۲۰۵
از حقیقت ایمان این است که حقّ را بر باطل، مقدّم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد، و نیز از حقیقت ایمان آن است که گفتار تو از دانشت بیشتر نباشد.
—————————————
۱۹. شادی و شکست ابلیس
لا یَزالُ اِبْلیسُ فَرِحا مَا اهْتَجَرَ الْمُسْلِمانِ، فَاِذَا الْتَقَیَا اصْطَکَّتْ رُکْبَتاهُ وَ تَخَلَّعَتْ اَوْصالُهُ وَ نادى یا وَیْلَهُ ما لَقِىَ مِنَ الثُّبورِ./ کافى، ج ۲، ص ۳۴۶، ح ۷
وقتى که میان دو نفر مسلمان، قهر و جدایى به وجود آید، شیطان بسیار خوشحال مى شود، اما همین که با یکدیگر آشتى کنند، زانوهایش مى لرزد و بندبند وجودش پاره مى شود و فریاد مى زند: اى واى بر من که به سبب این آشتى، هلاک شدم.
—————————————
۲۰. مغبون و ملعون چه کسی است؟
مَنِ استَوى یَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ، ومَن کانَ آخِرُ یَومَیهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلعونٌ، ومَن لَم یَعرِفِ الزِّیادَهَ فی نَفسِهِ کانَ إلَى النُّقصانِ أقرَبَ، ومَن کانَ إلَى النُّقصانِ أقرَبَ فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاهِ./ امالی صدوق، ص ۷۶۶
آن که دو روزش برابر باشد، مغبون است، و آن که دومین روزش بدتر باشد، نفرین شده است. آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصانْ نزدیک تر است و هر که به نقصانْ نزدیک تر باشد، مرگ از زندگى برایش بهتر است.
—————————————
