سید قیام الدین طباطبایی

حضرت امام حسین علیه السلام علمدار هدایت است.

حضرت امام حسین علیه السلام علمدار هدایت است.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و العاقبه للمتقین و الصلاه و السلام علی رسول الامین ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین

فرا رسیدن ماه محرم ابا عبدالله الحسین علیه السلام را خدمت شما شیعیان و عزاداران تسلیت عرض می کنم ان شاء الله که بهره مندی از این ماه نصیب همه ما بشود!

خوشحالیم که خداوند به ما عمر دوباره ای داد که یک سال دیگر و یک محرم دیگر توفیق پیدا کنیم در مجلس روضه اباعبدالله شرکت کنیم و بهره ببریم.

ماه محرم اولین ماه قمری است، مثل فروردین ماه خود ما، یعنی به تعبیری سال نو قمری از محرم شروع می شود و در ابتدای محرم وقتی سال جدید شروع می شد، نقل شده که مردم جشن می گرفتند و اعمالی که ما در نوروز خودمان انجام می دهیم، آن را انجام می دادند؛ مسافرت می رفتند، دید و بازدید می رفتند و این جشن و شادی های سال نوئی که ما داشتیم آنها هم در این ماه انجام می دادند به همین خاطر ماه محرم و ماه های قبل از آن به عنوان پیشواز سال نو نزد آنها ماه حرام محسوب می شد که جنگ و قتل و خونریزی در آن ماه ها حرام بود؛ محرم الحرامی که اسمش شد محرم الحرام فلسفه نامگذاریش، یکیش این است که جنگ و خونریزی و کشتار در این ماه می شود حرام؛ ماه حرام دیگر هم داریم، ذی قعده حرام است، ذی حجه حرام است، رجب ماه حرام است، اما آنها لفظ حرام در کنارشان نیست جز محرم الحرام که دیگر جشن و عید و سال تحویلشان بود، هر کسی سال تحویل را خوب آغاز می کند، سعی می کند با رفتار خوب با برنامه خوب، با اعمال خوب، سال نو خودش را تحویل کند؛ آن موقع هم اینطور بود و یکی از چیزهایی که باعث شد این جنایت شدیدتر بشود و این مصیبت عظیم تر بشود در آسمان و زمین، و ماندگار بشود عظمتش، همین است که در ماه حرام این اتفاق افتاد و شد اعظم مصائب دنیا و بلکه عالم در آسمان و زمین!

ماهی که باید به خوبی سپری می شد با خوشی و برادری و مهربانی سپری می شد و تمام می شد در همان ابتدا منجر شد به مصیبت عظمی، منجر شد به یک واقعه ی مصیبت بار؛ اما خوبی هایی که در این مصیبت می شود انسان به آنها برسد -خوبی که عرض می کنیم یعنی حالا که بالاخره اتفاق افتاد این مصیبت، چه برداشتی از مصیبت باید بشود؟ از این حادثه ای که اتفاق افتاد و ما هم در شرف ورود به این ایام هستیم، فردا شب، شب اول محرم امسال است!؟- یکی از آنها که بیان می کنند، بحث هدایت گری و روشنگری است؛ نقل می کنند: که پیغمبر اسلام یک روزی در منزل فاطمه زهرا نشسته بود، آقا امام حسین هم آنجا نشسته بود -چند سالی سن داشت و نشسته بود- حضرت فاطمه زهرا دید پیامبر گریه اش گرفت و سجده ای به جا آورد! علت را پرسید که چه اتفاقی رخ داد؟ – خب می پرسیدند از پیامبر اسلام چون معصوم بود و این حالت های ناگهانی که برای پیامبر اتفاق می افتاد، مردم می گفتند شاید وحی نازل شد؛ علتش را بپرسیم ببینیم چه آیه ای نازل شده است؟ چه اتفاقی افتاد؟- این را هم حضرت فاطمه زهرا پرسید. پیغمبر جواب داد: جبرئیل از طرف پروردگار آمد و گفت: این حسین را دوست داری یا نه؟ -به پیغمبر گفت-، پیغمبر پاسخ داد: دوستش دارم، فرزند من است. این را که گفتم جبرئیل دستش را گذاشت روی سر امام حسین و فرمود: خداوند این را این مایه ی برکت تو قرار داد و در این فرزند خیر و برکت وجود دارد و دشنان این شخص ظالمند و ملعونند و منفورند؛ بعد فرمود: این شخص، شخص خوبی است از اولاد تو، از بهترین بندگان خداست و پدرش هم از خودش بهتر است، سلام من را به آنها برسان -از قول خداوند- بعد فرمود: این حسین پرچم دار هدایت اسلام خواهد شدف یعنی پرچم دار تبلیغ و حفظ و نشر دین اسلام می شود در امت تو.

وقتی از امام علی می پرسیدند: چرا سکوت میکنی؟ پاسخش حفظ دین بود، سخنش باقی ماندن نام پیامبر در مأذنه ها بود، که مردم شهادت به رسالت پیغمبر اسلام بدهند، این فراموش نشود، دین اسلام ضایع نشود؛ امام حسن را به همین شکل؛ وقتی می پرسیدند؛ می فرمود: صلاح امت در این است، مردم باید آگاه بشوند، مسائل ار بدانند و بقای دین در این صلح است؛ امام حسین هم حرفش همین است؛ “من آمدم تا در امت پیغمبر اصلاح ایجاد کنم”، یک روزنه ای در این گمراهی ها ایجاد کنم که مردم از آن روزنه و از آن جویِ آبِ هدایت بهره مند بشوند و در مسیر حق گام بردارند و همین هم شد؛ این می شود پرچم هدایت بودن امام حسین علیه السلام که با عزاداری های هر ساله ما، با برنامه گرفتن، روضه خوانی، سخنرانی و سینه زنی و راه اندازی دسته جات سینه زنی و هیات ها این نام حفظ می شود و تداوم بخشیده می شود و روز به روز افراد بیشتری و انسان های بیشتری در این کشتی نجات سوار می شوند و از چراغ هدایت بهره مند و راه نجات را پیدا می کنند و طی می کنند؛ هر چه دشمنان هم تلاش کردند و تلاش می کنند که این پرچم هدایت و این علم هدایت را زمین بیندازند از توانشان خارج است؛ از همان ابتدا اُمَوی ها و دیگرانی که بودند با تخریب قبر امام حسین با مقابله با زیارت امام حسین و امروزی که می بینیم اختلافاتی که بین ایران و عراق دارند ایجاد می کنند، درگیری های داخلی که در عراق دارد رونق می گیرد و پشتیانی می شود از جاهای دیگر، برای تضعیف همین است، برای این است که حرکت بین المللی اربعینی که با خون اباعبدالله الحسین ثبت و ماندگار شد را از بین ببرند اما شدنی نیست!

یک داستانی را در همین موضوع عرض کنم بطور خلاصه و تمام بکنم، یکی از خلفاء (متوکل) زیارت امام حسین را منع کرده بود -زمان اهل بیت-؛ قبور را خراب کرده بودند، پستی-بلندی ها را از بین بردند، آب را روی قبور جاری کردند که کسی نفهمد قبر امام حسین کجاست که زیارت برود و از این حوادثی که در تاریخ اتفاق افتاد؛ یکی از خلفا (متوکل) هم منع کرده بود؛ که کسی به زیارت امام حسین برود، همین خلیفه یک زنی داشت -یک زن که میگویم یعنی یک خدمت کاری- این زن نقل می کنند که سرگروه رقاصخانه این خلیفه بود؛ یعنی او می رفت زنهای خوب، دخترهای خوب و زیبا را پیدا می کرد و آماده می کرد در رقاصخانه خلیفه که غنا بخواند برای او و رقاصی کنند برای او و خلیفه هم به عیش و نوشش برسد و لذت ببرد، یک همچین زنی در دستکاه یک همچین خلیفه ای! یک روزی خلیفه سراغش را گرفت گفت: فلانی کجاست؟ گفتند: نیستش! رفت مسافرت معلوم نیست کی می آید! ماند – خب فشار آمد به خلیفه اذیت شده بود یا هر چه خیلی فکرش درگیر این زن شد، این زنی که مامور بود برای من چیزهایی را تهیه کند این کجا رفت- گذشت از سفر برگشت این زن، پرسید: کجا بودی؟ گفت رفته بودم زیارت، رفته بودم مسافرتی نبودم اینجا که بیایم خدمت شما! گفت: خوب کجا رفته بودی؟ جواب داد: برای زیارت به مکه رفته بودم. رفتم حج خانه خدا به جا آوردم و برگشتم – خب می دانست خلیفه با زیارت امام حسین مشکل دارد و اگر کسی می رفت می کشت- وقتی گفت رفتم خانه خدا -خلیفه هم خُب بی سواد هم نبود خیلی احمق هم نبود- گفت: الان وقت زیارت خانه خدا نیست، نه ماه ذی‌الحجه است که بخواهی بروی حج به جا بیاوری و نه ماه رجب است که بخواهی بروی عمره به جا بیاوری؛ این حرفی که میزنی جور در نمی آید! کسی که مثلا از مدینه یا از جای دیگری به سمت خانه خدا میرود یا عمره میرود یا تمتع میرود یا رجب یا ذی حجه؛ ولی حالا که شما رفتی ارتباطی با اینها ندارد! کجا رفتی؟ کجا بودی؟ واقعیت رو باید به من بگی تا با تو کاری نداشته باشم! و اصرار کرد که باید بگویی کجا رفته بودی. بالاخره اعتراف کرد این زن که من به زیارت قبر حسین به علی رفتم، در کربلا زیارت قبر اباعبدالله رفتم! یعنی یک کسی در دستگاه حکومت خودش که فرمان ممنوعیت زیارت امام حسین را میدهد، بعد از دربار خودش میروند زیارت آن هم نه یک انسان معمولی، نه یک مشاور، نه وزیر او، یک کسی که مسئول رقاص خانه او بود می رود به زیارت قبر امام حسین؛ این درس برای ما است که سفینه‌ی نجات امام حسین برایش مهم نیست خوب باشد یا بد، مرد باشد یا زن، پیر باشد یا جوان، دور باشد یا نزدیک،  اینها در هیات حسین جایی ندارد، هر کسی واقعا طالب هدایت و رستگاری باشد را می پذیرد و با خود به مقصد می رساند.

حالا می خواهد در دربار یک خلیفه ظالم و فاسد باشد یا در جایی دیگر و یک شخص متدینی باشد؛ این دیگر مهم نیست «إنَّ الحُسَینَ مِصباحُ الهُدی وسَفینَهُ النَّجاهِ».

ان شاء الله ما هم به برکت عزاداری هایمان، به برکت روضه و اشک و سینه زنی هایمان ابا عبدالله الحسین دست ما را بگیرد و در این مرکب و در این کشتی سوار کند و به هدایت و رستگاری برساند به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ألّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ العَن أعداءَهُم أجمَعِینَ.

در تاريخ ۱۸/شهریور/۱۳۹۷ بدون دیدگاه برچسب ها :

درباره نويسنده

وبسایت

دیدگاه خود را بیان کنید


كد ساعت


  • وب راسو
  •  حق نشر
    هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون تغییر در محتوا مجاز است.