سید قیام الدین طباطبایی

گذری بر دعای سلامتی امام زمان(عج)

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن

صلوات الله علیه و علی آبائه

فی هذه الساعه و فی کل الساعه

ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا

حتی تسکنه ارضک طوعا

و تمتعه فیها طویلا

 

بنام خداوند بخشنده مهربان

پروردگارا باش برای ولیت حجه بن الحسن(عجل الله تعالی فرجه)

درود تو بر او و بر پدران بزگوارش(علیهم السلام)

در این ساعت و در همه ساعات

سرپرست و نگهبان و پیشوا و پشتیبان و راهنما و چشم بینا

تا او را با رضایت و طیب نفس در زمینت ساکن کنی

و بهره مند نمایی او را مدتی طولانی

 

 

 

چرا دعا؟

اولا این مطلب را باید دانست که از مهمترین فواید دعا ابراز ایمان و اعتقاد به ذات اقدس اله است!

انسان فطرتا وقتی از همه جا نا امید شده و از اسباب مادی جدا شود، فطرت و سرشتش او را به خداوند متعال وصل می کند و از حضرت حق استمداد طلبیده و رفع مشکلش را از او می خواهد؛ دعا نیز یعنی انسان از اسباب مادی فارغ شده و به درگاه منبع فیض، ذات لایزال حضرت حق، قدرت مطلقه خداوند چشم امید داشته باشد و خود و دیگران را عاجز بداند از حل مشکلش و این اعتراف به قدرت و اراده خداوند است، اعتراف به بی نیازی و ملک مطلقه خداوند است، اعتراف به عجز و نیاز و وابستگی انسان به عله العلل، خداوند متعال است؛ این خود بیان ایمان به خداوند متعال و اعتراف به توحید حضرت حق است.

آنچه در روایت نبوی آمده است که «الدعا مخ العباده»(۱) شاید اشاره به این باشد که دعا تنها عبادتی است که دانستن عجز خود و بی نیازی حضرت حق، از لوازم آن است و این یعنی دعا اصل عبادت است.

از دیگر آثار دعا فروتنی و خشوع به درگاه خداوند است!

خداوند متعال می فرمایند: «قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون فی جهنم داخرین»(۲) (و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم؛ آنان که ازعبادت من تکبر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ وارد می شوند) یعنی دعا یکی از نشانه های خضوع و خشوع انسان است؛ انسانی که با دعا به عجز و احتیاج خود معترف باشد هیچ وقت دچار تکبر نخواهد شد! این هم از آثار دعاست!

از همین مطلب پاسخ این سوال نیز روشن می شود که اولیاء الهی چرا دعا می کردند؟ دعا می کردند تا گرفتار تکبر نشود و همیشه دست خواهش شان به درگاه خدا دراز باشد.

اللهم کن …

یکی از دعا های مشهور دعای سلامتی امام زمان است، اما چه نیازی به دعا برای امام است؟

یکی از حقوقی که انبیاء و اولیاء الهی بر دیگر انسانها دارند این است که با یاد آنها و پیروی از دستورات الهی آن بزرگواران راه تقرب در پیش گرفته رو به رشد و کمال حرکت نماییم و یکی از راه های تذکار آن بزرگواران دعای برای آنان است و این تذکار با دیکر یادآوری ها تفاوت مهمی دارد و آن این است که دعا همیشه همراه با مودت و محبت می باشد؛ انسان اگر نسبت به کسی مودت نداشته باشد برای او طلب خیر نمی نماید ولی ممکن است کسی به گفته دیگری عمل کند ولی این عمل او از طیب نفس و علاقه نباشد در حالی که در دعا تذکار همراه با مودت و محبت است.

مودت نیز از اموری است که از امت اسلامی خواسه شده است و مزد رسالت نبی اکرم صلی الله علیه و آله قرار گرفته است؛ خداوند متعال می فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجزا الا الموده فی القربی»(۳) پس با دعا ما با یک تیر دو نشان را می زنیم؛ هم به یاد اهل بیت هستیم و هم مودت و محبت خود نسبت به آن بزرگواران را ابراز می نماییم.

علاوه بر آن دعا برای اهل بیت باعث حل مشکلات و گشایش گرفتاری ها می شود و مؤید بروایات است.

امام صادق می فرمایند: شخصی نزد رسول خدا آمد و عرض کرد: یا رسول الله انی جعلت ثلث صلواتی لک! فقال له خیرا؛ فقال انی جعلت نصف صلواتی لک! قال له ذلک افضل؛ فقال انی جعلت کل صلواتی لک! فقال اذا یکفیک الله عز و جل ما اهمک من امر دنیاک و آخرتک. فقال اصلحک الله کیف یجعل صلاته له؟ فقال ابو عبدالله لا یسأل الله عز و جل شیئا الا بدأ بالصلاه علی محمد و آله.(۴) شخصی خدمت پیامبر عرض کرد که من یک سوم دعا هایم را برای شما قرار دادم! رسول خدا فرمودند: کار خوبی انجام دادی. پس گفت من نصف دعا هایم را برای شما قرار دادم! روسل خدا فرمودند: این بهتر است. پس گفت من هکه دعا هایطم را برای شما قرار دادم! حضرت رسول فرمودند: حال که چنین کردی خداوند عز و جل امور مهم دنیا و آخرت تو را کفایت می کند (و مشکلاتت را حل می کند).

با توجه این حدیث در می یابیم که دعا برای اهل بیت علیهم السلام مشکل گشا نیز می باشد.

لولیک …

از سنن الهی این است که چون انسان برای هدفی آفریده شده است و رسیدن آن هدف جز با طی مسیری مشخص و انجام اعمالی منظم و مفید ممکن نیست و آن طرق راه جز ذات احدیت کسی نمیداند و ارتباط همه انسانها با خداوند متعال میسور نمی باشد سفرا و خلفائی در میان انسان ها قرار دهد تا سر پرستی و هدایت آنان به سوی هدف نهایی و رسیدن به کمال بر عهده بگیرند.

یکی از نام های مشهور این منصب الهی؛ ولی و ولایت است چنانکه حق تعالی می فرماید: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور …»(۵) و نیز درباره اولاء خود در زمین برای مسلمانان می فرماید: «انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون»(۶) بنا بر این آیه رسول خدا که مسئولیت ارشاد و راهنمایی مردم به سوی سعادت را بر عهده دارد “ولی” مؤمنین است و بعد از او امیر المؤمنین علی بن ابی طالب ولی مؤمنین است و بعد از او به اولاد طاهرین علی بن ابی طالب، اهل بیت عصمت و طهارت به انتصاب خداوند متعال واگذار شده تا کنون که آخرین آنها، امام زمان ما، حضرت حجه بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف ولی مؤمنین است و این تداوم ولایت و خلافت الهی لازم است تا باب فیوضات الهی و سرپرستی مؤمنین ادامه داشته باشد چرا که از حضرت امام صادق علیه السلام مروی است که «لو بقیت الارض بغیر امام لساخت»(۷) (اگر زمین بدون امام و حجت خدا باشد (اهلش را) می بلعد)!

آن وجودِ ذی جود زنده و در زمین است و بر اعمال و احوال ما ناظر می باشد و در دعای مورد بحث برای آن جناب دعا می کنیم.

از نبی مکرم اسلام که عهده دار تفسیر و تبیین قرآن کریم بودند در تفسیر الی الامر در آیه ۵۹ سوره مبارکه نساء چنین روایت شده است:

عن ابن بابویه بإسناده عن جابر بن عبد الله الأنصاری: لما أنزل الله عز وجل على نبیه محمد (صلى الله علیه وآله وسلم: ﴿یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم﴾ قلت: یا رسول الله عرفنا الله ورسوله فمن أولو الأمر الذین قرن الله طاعتهم بطاعتک؟ فقال (صلى الله علیه وآله وسلم): هم خلفائی یا جابر وأئمه المسلمین من بعدی: أولهم علی بن أبی طالب، ثم الحسن، ثم الحسین، ثم علی بن الحسین، ثم محمد بن علی المعروف فی التوراه بالباقر ستدرکه یا جابر فإذا لقیته فأقرئه منی السلام، ثم الصادق جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر، ثم علی بن موسى، ثم محمد بن علی، ثم علی بن محمد، ثم الحسن بن علی، ثم سمیی محمد وکنیی حجه الله فی أرضه وبقیته فی عباده ابن الحسن بن علی ذاک الذی یفتح الله تعالى ذکره على یدیه مشارق الأرض ومغاربها، ذاک الذی یغیب عن شیعته وأولیائه غیبه لا یثبت فیه على القول بإمامته إلا من امتحن الله قلبه للإیمان. قال جابر: فقلت له یا رسول الله فهل یقع لشیعته الانتفاع به فی غیبته فقال (صلى الله علیه وآله وسلم) إی والذی بعثنی بالنبوه إنهم یستضیئون بنوره، وینتفعون بولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس وإن تجلاها سحاب، یا جابر هذا من مکنون سر الله ومخزون علم الله فاکتمه إلا عن أهله. (۸)

جابر بن عبد الله انصاری می گوید:

وقتی خداوند آیه ﴿یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم﴾ بر پیامبرش محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل کرد، من به او عرض کردم: «یا رسول الله ما خدا و رسولش را شناختیم، اما «اولی الامر» که خداوند اطاعت و پیروی آنان را دوشادوش اطاعت تو قرار داده است، چه کسانی اند؟» پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «ای جابر! آنان جانشینان من و امامان مسلمانان بعد از من هستند، که اول ایشان علی بن ابی طالب است و بعد از او به ترتیب حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی، که در تورات به باقر معروف است، و تو ای جابر! او را می بینی، در آن موقع سلام مرا به او برسان. بعد از او جعفر بن محمد صادق و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی می باشند و بعد از او امام هم نام و هم کنیه من، حجت خدا بر روی زمینش و آخرین نشانه پروردگار در میان بندگانش، پسر حسن بن علی است. او کسی است که خداوند متعال سراسر زمین را به دست او فتح می کند. او کسی است که از شیعیان و دوستان خود پنهان می شود، به طوری که بر امامت او کسی پا بر جا نخواهد ماند؛ مگر آن کسی که خداوند قلبش را به ایمان آزموده باشد.»

جابر می گوید: «پرسیدم: یا رسول الله! آیا شیعیان او در زمان غیبت از او بهره می برند؟ فرمود: آری، سوگند به خدایی که به پیامبری فرستاده، آنان از نور او روشنایی می گیرند، و از ولایت او در زمان غیبتش بهره می برند؛ مانند بهره ای که مردم از خورشید می گیرند، گرچه ابر آن را بپوشاند. ای جابر! این سخن از اسرار مخفی الهی و در خزینه علم الهی است، پس آن را از نا اهلان پنهان کن .»

چنانکه گذشت بعد از نبی مکرم اسلام اولین این اولیاء الهی، اسدالله الغالب علی بن ابی طالب است که بارها پیامبر گرامی اسلام او را به این منصب به مردم معرفی نمودند؛ به عنوان مثال در واقعه معروف غدیر خم در سال دهم هجری فرمودند: « منم کنت مولاه فعلی مولاه» و نیز فرمودند: «ان علیا منی و انا منه و هو ولی کل مؤمن بعدی»(۹) ابن ابی الحدید معتزلی نیز در شرح نهج البلاغه خود می نویسد: قد ثبت عنه (عن النبی صلی الله علیه و آله) فی الاخبار الصحیحه انه قال: «علی مع الحق»(۱۰)

علی بن ابی طالب نیز بعد از خود طبق فرمایش نبی مکرم اسلام ولایت و امامت بر مردم را به فرزند خود امام حسن مجتبی علیه السلام واگذار نمودند؛

امام باقر می فرماید: «ان امیر المؤمنین صلوات الله علیه اذا حضره الذی حضره قال لابنه الحسن: ادن منی حتی اسر الیک ما اسر رسول الله الی و ائتمنک علی ما ائتمنی علیه، ففعل.(۱۱)

(هنگامی که لحظه شهادت حضرت علی علیه السلام فرا رسید به فرزندس حسن علیه السلام فرمود: به من نزدیک شو تا سری را که رسول خدا به من فرمود به تو بگویم و تو را امین بر چیزی بگردانم که او مرا بر آن امین قرار داد!(یعنی امر امامت را) پس امام حسن علیه السلام چنین کرد.)

امام حسن نیز بعد از خود این منصب الهی را به برادر خود امام حسین واگذار نمود؛ قال الحسن علیه السلام: ان الحسین بن علی بعد وفاتی و مفارقه روحی جسمی امام من بعدی.(۱۲)

(امام  حسن علیه السلام فرمودند: همانا حسین بن علی علیهما السلام بعد از وفات و جدا شدن روحم از جسم امام بعد از من است.)

امام حسین هم این منصب را به فرزند خود امام سجاد واگذار نمودند؛

عن عبدالله بن عتبه قال: کنت عند الحسین بن علی اذ دخل علی بن الحسین الاصغر فدعاه الحسین و ضمه الیه ضما و قبل ما بین عینیه ثم قال: بابی انت ما اطیب ریحک و احسن خلقک فتداخلنی من ذالک. فقلت: بابی انت و امی یا بن رسول الله ان کان ما نعوذ بالله ان نراه فیک فالی من؟ قال علی ابنی هذا و هو الامام ابوالائمه. قلت: یا مولای هو صغیر السن؟! قالک نعم.(۱۳)

(عبدالله بن عتبه می گوید نزد حسین بن علی علیه السلام نشسته بودم ناگهان علی اصغر بن حسین علیه السلام وارد شد؛ پس امام حسین علیه السلام او را خواند و در آغوش خود گرفت و میان دو چشمش را بوسید سپس فرمود: پدرم بفدای تو چه بوی خوبی و خلق نیکویی؟! پس مطلبی برایم پیش آمد با دین این صحنه؛ پس گفتم: پدر و مادرم بفدایت ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله، پناه بر خدا اگر آنچه نباید، درباره شما ببینیم (یعنی اگر شما از میان ما بروید) پس به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام علیه السلام پاسخ دادند: به این علی فرزندم مراجعه کنید! او امام است و پدر امامان دیگر! گفتم: ای سرورم او کم سن و سال است!؟ فرمود آری (او امام بعد از من است).

و امام سجاد نیز این منصب را فرزندشان امام باقر واگذار نمودند؛

عن مالک بن اعین الجهنی، قال: داوصی علی بن الحسین ابنه محمد بن علی فقال: یا بنی انی جعلتک خلیفتی من بعدی لا یدعی فیما بینی و بینک احدا الا قلده الله یوم القیامه طوقا من نار؛ فاحمد الله علی ذلک و اشکره یا بنی اشکر لمن انعم علیک…(۱۴)

مالک بن اعین میگوید: علی بن الحسین علیه السلام وصیت کرد به فرزندش محمد بن علی علیهما السلام پس گفت: ای فرزندم! من تو را خلیفه بعد از خودم قرار دادم؛ کسی در امر چنین ادعایی نمی کند مگر اینکه روز قیامت خداوند طوقی از آتش بر گردنش می اندازد.

پس بر این نعمت خدا را ستایش کرده و شکر کن؛ ای فرزندم شکر کن برای کسی که به تو نعمت داد.

امام باقر نیز این منصب را فرزند خود امام صادق واگذار نمودند؛ عن همام بن نافع قال: قال ابو جعفر لاصحابه یوما: اذا افتقدتمونی فاقتدوا بهذا فهو الامام و الخلبفه بعدی؛ و اشار الی ابی عبدالله.(۱۵)

همام بن نافع میگوید: ابوجعفر، امام باقر علیه السلام روزی به اصحابش فرمود: هنگامی که مرا از دست دادید پس اقتدا کنید به این شخص؛ او امام و جانشین من بعد از من است و اشاره کرد به ابو عبدالله، امام صادق علیه السلام.

امام صادق نیز این منصب را به فرزند خود امام کاظم واگذار نمودند؛

عن یزید بن سلیط الزیدی قال: لقینا  ابا عبدالله فی طریق مکه و نحن جماعه فقلت له بابی انت و امی انتم الائمه المطهرون و الموت لا یعری منه احد؛ فاحدث الی شیئا القیه الی من یخلفنی. فقال: نعم، هولاء ولدی و هذا سیدهم و اشار الی ابنه موسی و فیه علم الحکم و الفهم و السخاء و المعرفه بما یحتاج الناس الیه فیما اختلفوا فیه من امر دینهم و فیه حسن الخلق و حسن الجوار(۱۶)

یزید بن سلیط میگوید: ابوعبدالله امام صادق علیه السلام را در راه مکه ملاقات کردیم و ما گروهی بودیم، پس به او گفتم: شما ائمه مطهر ما می باشید و مرگ را هم کسی نمیتواند از آن بگریزد، پس مطلبی را به من بگویید تا من به دیگرانی که با من هستند بگویم!

امام صادق فرمودند: بله، اینها فرزندان من هستند و این سرور و آقای آنهاست و اشاره نمود به فرزندش موسی و فرمود: در او علم حِکَم و فهم و سخاوت و شناخت آنچه مردم به آن نیاز دارند در آنچه که در آن اختلاف میکنند از امور دینی آنها و در او حسن خلق و نیکو همسایه داری وجود دارد.

امام کاظم نیز این منصب الهی را بعد از خود به فرزندشان حضرت ثامن الحجج واگذار نمودند؛

عن عنام بن القاسم قال لی صفور بن یونس بزرج: دخلت علی ابی الحسن یعنی موسی بن جعفر یوما فقال لی یا منصور اما علمت ما احدثت فی یومی هذا؟ قلت: لا! قال: قد صیرت علیا ابنی وصیی و الخلف من بعدی فادخل علیه و هنئه بذلک(۱۷)

عنام بن قاسم گفت: صفور بن یونس برایم گفت: روزی بر ابوالحسن موسى بن جعفر وارد شدم؛ پس به من گفت: ای منصور! آیا نمیدانی امروز چه اتفاقی افتاده است؟ گفتم: نه! فرمود: امروز علی، فرزندم، وصی من و جانشین بعد از من شده است پس بر او وارد شو و به او تبریک و تهنیت بگو.

امام رضا نیز این منصب را بعد از خود به فرزندشان حضرت محمد بن علی، جواد الائمه واگذار کردند؛

عن صفوان بن یحیی قال: قلت للرضا قد کنا نسألک قبل ان یهب الله لک اباجعفر فکنت{انت} تقول: یهب الله لی غلاما؛فقد وهب الله لک واقد عیوننا فلا ارانا الله یومک فإن کان کون فالی من؟ فاشار الی ابی جعفر و هو قائم بین یدیه فقلت له: جعلت فداک و هو ابن اقل من ثلاث سنین!؟ قال و ما یضره ذلک! قد قام عیسی بالحجه و هو ابن اقل من ثلاث سنین.(۱۸)

صفوان بن یحیی می گوید: خدمت امام رضا علیه السلام عرض کردم: قبل از اینکه خداوند ابوجعفر را به شما هدیه دهد ما از شما سؤال می نمودیم (راجع جانشین شما) و شما می فرمودید: خداوند به من فرزندی خواهد داد! پس خداوند فرزندی به شما عطا کرد و چشممان را روشن؛ خدا آن روز را به ما نشان ندهد (ما آن روز را نبینیم) ولی اگر چنان شد پس به چه کسی مراجعه کنیم؟ پس (حضرت رضا علیه السلام) اشاره کرد به ابوجعفر (امام جواد علیه السلام) در حالی که او کنار امام رضا ایستاده بود. خدمت امام عرض کردم: فدایت شوم او کمتر از سه سال سن دارد! فرمودند: این (سن کم) به امامت او ضرر نمی زند! عیسی مسیح علیه السلام به عنوان حجت خدا انتخاب شد در حالی که کمتر از سه سال سن داشت!

امام جواد نیز این منصب را بعد از خود به فرزندشان امام هادی واگذار نمودند؛

عن سقر(السقر) بن دلف قال: سمعت ابا جعفر محمد بن علی الرضا یقول: ان الامام بعدی ابنی علی امره امری و قوله قولی و طاعته طاعتی و الامامه بعده فی ابنه الحسن.(۱۹)

سقر بن دلف گفت: شنیدم ابوجعفر محمد بن علیٌ الرضا میگوید: امام بعد از من، فرزندم علی است؛ امر او امر من؛ قول او قول من؛ اطاعت از او اطاعت از من است و بعد از او فرزندش حسن امام است.

امام هادی نیز این منصب را بعد از خود به فرزندشان امام حسن عسکری واگذار نمودند؛

عن علی بن عمرو النوفلی قال: کنت مع ابی الحسن العسکری فی داره فمر علینا ابو جعفر فقلت له: هذا صاحبنا؟ فقال: لا! صاحبکم الحسن(۲۰)

علی بن عمرو نوفلی گفت: من همراه ابو الحسن عسکری(امام هادی) علیه السلام بودم در منزل آن حضرت؛ پس ابو جعفر از کنار ما عبور کرد؛ پس من از امام هادی علیه السلام پرسیدم: آیا صاحب (و امام) ما او (ابوجعفر) می باشد؟ امام هادی فرمودند: نه! صاحب (و امام) شما حسن (فرزندم) است.

عن ابی هاشم الجعفری قال: سمعت ابا الحسن صالحب العسکر یقول: الخلف من بعدی ابنی الحسن (۲۱)

ابوهاشم جعفری گفت: شنیدم ابوالحسن صاحب عسکر (امام هادی) علیه السلام میگوید: جانشین من بعد از من فرزندم حسن است.

امام حسن عسکری نیز این منصب الهی را به ولی امر ما حضرت صاحب الزمان، منجی عالم بشریت، مهدی موعود واگذار نمودند و تا کنون سایه پر فیض و برکت این امام همام بر سر ماست؛

عن ابی علی بن همام قال: سمعت محمد بن عثمان العمری یقول: سمعت ابی یقول: سئل ابو محمد الحسن بن علی و انا عنده عن الخبر الذی روی عن آبائه: ان الارض لا تخلوا من حجه الله علی خلقه الی یوم القیامه» و «ان من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه»؟! فقال: ان هذا حق کما ان النهار حق! فقیل یابن رسول الله فمن الحجه و الامام بعدک؟ فقال ابنی محمد و هو الامام و الحجه بعدی؛ من مات و لم یعرفه مات میته الجاهلیه؛ اما ان له غیبه یحار فیه الجاهلون و یهلک فیها المبطلون و یکذب فیها الوقاتون ثم یخرج.(۲۲)

ابوعلی بن همام می گوید: شنیدم محمد بن عثمان عمری میگوید: شنیدم پدرم می گوید:در حالی که من نزد ابومحمد حسن بن علی عسکری بودم از ایشان سؤال شد از خبری که از پدرانش روایت شده بود که فرمودند: «همانا تا روز قیامت زمین از حجت خدا بر مردم خالی نمی شود» و «همانا کسی که بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشاخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است»؟ امام در پاسخ فرمودند: این مطلب حق است همانگونه که روز حق است! پس عرض شد: یابن رسول الله پس حجت و امام بعد از شما چه کسی است؟ فرمودند: فرزندم محمد! او امام و حجت بعد از من است! کسی که بمیرد در حالی که او را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است. اما برای او غیبتی است که جاهلان در آن غیبت متحیر و سرگردانند و اهل باطل هلاک خواهند شد و تعیین کنندگان وقت برای ظهور و خروج او دروغ می گویند سپس خروج کرده و ظهور می نماید.

الحجه بن الحسن…

حضرت مهدی موعود؛ قائم آل محمد صلی الله علیه و آله حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در کلام اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام:

اول: رسول خدا صلی الله علیه و آله

ﺍﻟْﻤُﻔِﻴﺪُ ﻋَﻦِ ﺇِﺳْﻤَﺎﻋِﻴﻞَ ﺑْﻦِ ﻳَﺤْﻴَﻰ ﺍﻟْﻌَﺒْﺴِﻲ ﻋَﻦ ﻣُﺤَﻤﺪِ ﺑْﻦِ ﺟَﺮِﻳﺮٍ ﺍﻟﻄﺒَﺮِﻱ ﻋَﻦْ ﻣُﺤَﻤﺪِ ﺑْﻦِ ﺇِﺳْﻤَﺎﻋِﻴﻞَ ﺍﻟﺼﻮﺍﺭﻱ [ﺍﻟﻀﺮَﺍﺭِﻱِ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺍﻟﺼﻠْﺖِ ﺍﻟْﻬَﺮَﻭِﻱ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﺤُﺴَﻴْﻦِ ﺍﻟْﺄَﺷْﻘَﺮِ ﻋَﻦْ ﻗَﻴْﺲِ ﺑْﻦِ ﺍﻟﺮﺑِﻴﻊِ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﺄَﻋْﻤَﺶِ ﻋَﻦْ ﻋَﺒَﺎﻳَﺔَ ﺑْﻦِ ﺭِﺑْﻌِﻲٍّ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺃَﻳﻮﺏَ ﺍﻟْﺄَﻧْﺼَﺎﺭِﻱ ﻗَﺎﻝَ ﻗَﺎﻝَ ﺭَﺳُﻮﻝُ ﺍﻟﻠﻪِ ﺹ ﻟِﻔَﺎﻃِﻤَﺔَ ﻓِﻲ ﻣَﺮَﺿِﻪِ ﻭَ ﺍﻟﺬِﻱ ﻧَﻔْﺴِﻲ ﺑِﻴَﺪِﻩِ ﻟَﺎ ﺑُﺪ ﻟِﻬَﺬِﻩِ ﺍﻟْﺄُﻣﺔِ ﻣِﻦْ ﻣَﻬْﺪِﻱٍّ ﻭَ ﻫُﻮَ ﻭَ ﺍﻟﻠﻪِ ﻣِﻦْ ﻭُﻟْﺪِﻙ.(۲۳)

پیامبر اکرم (ص) در مریضی که منجر به وفاتشان شد، به حضرت فاطمه (س) فرمودند: قسم به آن کسی که جانم در دست اوست، حتماً مهدی و هدایت‌گری برای این امت می‌آید و قسم به خدا او از فرزندان تو است.

دوم: امیر المؤمنین امام علی بن ابی طالب علیهما السلام

ﺍﻟﺸﻴْﺒَﺎﻧِﻲ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﺄَﺳَﺪِﻱ ﻋَﻦْ ﺳَﻬْﻞٍ ﻋَﻦْ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟْﻌَﻈِﻴﻢِ ﺍﻟْﺤَﺴَﻨِﻲ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﺟَﻌْﻔَﺮٍ ﺍﻟﺜﺎﻧِﻲ ﻋَﻦْ ﺁﺑَﺎﺋِﻪِ ﻋَﻦْ ﺃَﻣِﻴﺮِ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﻉ ﻗَﺎﻝَ ﻟِﻠْﻘَﺎﺋِﻢِ ﻣِﻨﺎ ﻏَﻴْﺒَﺔٌ ﺃَﻣَﺪُﻫَﺎ ﻃَﻮِﻳﻞٌ ﻛَﺄَﻧﻲ ﺑِﺎﻟﺸﻴﻌَﺔِ ﻳَﺠُﻮﻟُﻮﻥَ ﺟَﻮَﻟَﺎﻥَ ﺍﻟﻨﻌَﻢِ ﻓِﻲ ﻏَﻴْﺒَﺘِﻪِ ﻳَﻄْﻠُﺒُﻮﻥَ ﺍﻟْﻤَﺮْﻋَﻰ ﻓَﻠَﺎ ﻳَﺠِﺪُﻭﻧَﻪُ ﺃَﻟَﺎ ﻓَﻤَﻦْ ﺛَﺒَﺖَ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻋَﻠَﻰ ﺩِﻳﻨِﻪِ [ﻭَ] ﻟَﻢْ ﻳَﻘْﺲُ ﻗَﻠْﺒُﻪُ ﻟِﻄُﻮﻝِ ﺃَﻣَﺪِ ﻏَﻴْﺒَﺔِ ﺇِﻣَﺎﻣِﻪِ ﻓَﻬُﻮَ ﻣَﻌِﻲ ﻓِﻲ ﺩَﺭَﺟَﺘِﻲ ﻳَﻮْﻡَ ﺍﻟْﻘِﻴَﺎﻣَﺔِ ﺛُﻢ ﻗَﺎﻝَ ﻉ ﺇِﻥ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢَ ﻣِﻨﺎ ﺇِﺫَﺍ ﻗَﺎﻡَ ﻟَﻢْ ﻳَﻜُﻦْ ﻟِﺄَﺣَﺪٍ ﻓِﻲ ﻋُﻨُﻘِﻪِ ﺑَﻴْﻌَﺔٌ ﻓَﻠِﺬَﻟِﻚَ ﺗَﺨْﻔَﻰ ﻭِﻟَﺎﺩَﺗُﻪُ ﻭَ ﻳَﻐِﻴﺐُ ﺷَﺨْﺼُﻪُ.(۲۴)

براى قائم ما غیبتى است که مدّتش طولانى است، گویا شیعه را در دوران غیبت او مى‏بینم که جولان مى‏دهد مانند جولان چهارپایان، چراگاه را مى‏جویند امّا آن را نمى‏یابند، بدانید هر که در آن دوران در دینش استوار باشد و قلبش به واسطه طول غیبت امامش سخت نشود او در روز قیامت‏ هم درجه من است. سپس فرمود: هنگامى که قائم ما قیام کند بیعت احدى بر گردن او نیست و به این دلیل است که ولادتش پنهان است و شخص او غایب مى‏‌شود.

سوم: حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

قال الإمام الحسن بن علی علیهما السلام: إذا خرج ذاک التاسع من ولد أخی الحسین ابن سیده الإماء یطیل الله عمره فی غیبته ثم یظهره بقدرته فی صوره شاب دون أربعین سنه ذلک لیعلم أن الله علی کل شی‌ء قدیر.(۲۵)

وقتی نهمین نفر از فرزندان برادرم حسین؛ فرزند سرور کنیزان خروج (تولد) کند خداوند در زمان غیبت، عمر او را طولانی می‌گرداند، سپس او را با قدرت خود به صورت جوانی که سنش کمتر از چهل سال است ظاهر می‌کند تا همه بدانند خداوند بر هر چیزی تواناست.

چهارم: امام حسین سید الشهدا علیه السلام

ﺍﻟْﻬَﻤْﺪَﺍﻧِﻲ ﻋَﻦْ ﻋَﻠِﻲٍّ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻴﻪِ ﻋَﻦْ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟﺴﻠَﺎﻡِ ﺍﻟْﻬَﺮَﻭِﻱ ﻋَﻦْ ﻭَﻛِﻴﻊِ ﺑْﻦِ ﺍﻟْﺠَﺮﺍﺡِ ﻋَﻦِ ﺍﻟﺮﺑِﻴﻊِ ﺑْﻦِ ﺳَﻌْﺪٍ ﻋَﻦْ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟﺮﺣْﻤَﻦِ ﺑْﻦِ ﺳَﻠِﻴﻂٍ ﻗَﺎﻝَ ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟْﺤُﺴَﻴْﻦُ ﺑْﻦُ ﻋَﻠِﻲٍّ ﺻَﻠَﻮَﺍﺕُ ﺍﻟﻠﻪِ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻤَﺎ ﻣِﻨﺎ ﺍﺛْﻨَﺎ ﻋَﺸَﺮَ ﻣَﻬْﺪِﻳّﺎً ﺃَﻭﻟُﻬُﻢْ ﺃَﻣِﻴﺮُ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﻋَﻠِﻲ ﺑْﻦُ ﺃَﺑِﻲ ﻃَﺎﻟِﺐٍ ﻭَ ﺁﺧِﺮُﻫُﻢُ ﺍﻟﺘﺎﺳِﻊُ ﻣِﻦْ ﻭُﻟْﺪِﻱ ﻭَ ﻫُﻮَ ﺍﻟْﺈِﻣَﺎﻡُ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢُ ﺑِﺎﻟْﺤَﻖ ﻳُﺤْﻴِﻲ ﺍﻟﻠﻪُ ﺑِﻪِ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽَ ﺑَﻌْﺪَ ﻣَﻮْﺗِﻬَﺎ ﻭَ ﻳُﻈْﻬِﺮُ ﺑِﻪِ ﺩِﻳﻦَ ﺍﻟْﺤَﻖ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﺪﻳﻦِ ﻛُﻠﻪِ ﻭَ ﻟَﻮْ ﻛَﺮِﻩَ ﺍﻟْﻤُﺸْﺮِﻛُﻮﻥ.(۲۶)

امام حسین علیه السلام می فرمود: دوازده مهدی از ما هستند اول آنها امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام و آخر آنها نهمین پسر من که قیام بر حق خواهد نمود و زمین را پس از مرگ آن زنده خواهد کرد، اوست که دین حق را بر سایر ادیان غلبه خواهد داد، اگر چه مشرکان کراهت داشته باشند.

پنجم: امام سجاد زین العابدین علیه السلام

ﺍﻟﺪﻗﺎﻕُ ﻭَ ﺍﻟﺸﻴْﺒَﺎﻧِﻲ ﻣَﻌﺎً ﻋَﻦِ ﺍﻟْﺄَﺳَﺪِﻱ ﻋَﻦِ ﺍﻟﻨﺨَﻌِﻲ ﻋَﻦِ ﺍﻟﻨﻮْﻓَﻠِﻲ ﻋَﻦْ ﺣَﻤْﺰَﺓَ ﺑْﻦِ ﺣُﻤْﺮَﺍﻥَ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻴﻪِ ﻋَﻦْ ﺳَﻌِﻴﺪِ ﺑْﻦِ ﺟُﺒَﻴْﺮٍ ﻋَﻦْ ﻋَﻠِﻲ ﺑْﻦِ ﺍﻟْﺤُﺴَﻴْﻦِ ﻉ ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢُ ﻣِﻨﺎ ﺗَﺨْﻔَﻰ ﻭِﻟَﺎﺩَﺗُﻪُ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻨﺎﺱِ ﺣَﺘﻰ ﻳَﻘُﻮﻟُﻮﺍ ﻟَﻢْ ﻳُﻮﻟَﺪْ ﺑَﻌْﺪُ ﻟِﻴَﺨْﺮُﺝَ ﺣِﻴﻦَ ﻳَﺨْﺮُﺝُ ﻭَ ﻟَﻴْﺲَ ﻟِﺄَﺣَﺪٍ ﻓِﻲ ﻋُﻨُﻘِﻪِ ﺑَﻴْﻌَﺔٌ.(۲۷)

امام سجاد علیه السلام فرمودند: قائم ما اهل بیت ولادتش بر مردم مخفی می شود به حدی که مردم می گویند او متولد نشده است!  برای اینکه او خروج  کند در حالی که بیعتی از کسی بر گردنش نباشد.

ششم: حضرت امام باقر علیه السلام

روی شیخ المفید فی کتاب الغیبه عن علی بن الحسین عن محمد بن یحیی عن محمد بن الحسن عن محمد بن علی عن ابراهیم بن محمد عن محمد بن عیسی عن عبد الرزاق عن محمد بن سنان عن فضیل الرسان عن ابی حمزه الثمالی قال: کنت عن ابی جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام ذات یوم فلما تفرق مَن کان عنده قال لی: یا أبا حمزه، من المحتوم الّذی حتمه اللَّه قیام قائمنا، فمن شکّ فیما أقول لقى اللَّه وهو به کافر، ثمّ قال: بأبی واُمّی المسمّى باسمى والمکنّى بکنیتى، السابع من ولدی، بأبی من یملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً. یا أبا حمزه، من أدرکه فیسلّم له ما سلّم لمحمّد وعلیّ فقد وجبت له الجنّه، ومن لم یسلّم فقد حرّم اللَّه علیه الجنّه ومأواه النار و بئس مثوى الظالمین.(۲۸)

ابو حمزه ثمالی میگوید: امام باقر علیه السلام به من چنین فرمودند:  اى ابا حمزه؛ از چیزهایى که خداوند آن‏ها را حتمى قرار داده است قیام قائم ما است و کسى که در آنچه مى ‏گویم شکّ کند، خداوند را ملاقات مى‏ کند در حالى که به او کافر است. پدر و مادرم فداى کسى باد که به نام من نامیده شده و کنیه ‏اش کنیه من است و هفتمین فرد از نسل من است.  پدرم فداى کسى باد که سراسر زمین را پر از عدل و داد مى ‏نماید همان گونه که از ظلم و ستم پر شده باشد . اى ابا حمزه؛ هر کس در زمان او باشد و تسلیم او گردد همان گونه که تسلیم محمّد و على بوده، بهشت بر او واجب است، و کسى که تسلیم او نباشد خداوند بهشت را بر او حرام مى‏ کند و جایگاه او آتش مى ‏باشد و بد منزلى است جایگاه ستم کاران.

هفتم: حضرت امام صادق علیه السلام

ﺇﻛﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﺍﺑْﻦُ ﺇِﺩْﺭِﻳﺲَ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻴﻪِ ﻋَﻦْ ﺃَﻳﻮﺏَ ﺑْﻦِ ﻧُﻮﺡٍ ﻋَﻦْ ﻣُﺤَﻤﺪِ ﺑْﻦِ ﺳِﻨَﺎﻥٍ ﻋَﻦْ ﺻَﻔْﻮَﺍﻥَ ﺑْﻦِ ﻣِﻬْﺮَﺍﻥَ ﻋَﻦِ ﺍﻟﺼﺎﺩِﻕِ ﺟَﻌْﻔَﺮِ ﺑْﻦِ ﻣُﺤَﻤﺪٍ ﻉ ﺃَﻧﻪُ ﻗَﺎﻝَ ﻣَﻦْ ﺃَﻗَﺮ ﺑِﺠَﻤِﻴﻊِ ﺍﻟْﺄَﺋِﻤﺔِ علیهم السلام ﻭَ ﺟَﺤَﺪَ ﺍﻟْﻤَﻬْﺪِﻱ ﻛَﺎﻥَ ﻛَﻤَﻦْ ﺃَﻗَﺮ ﺑِﺠَﻤِﻴﻊِ ﺍﻟْﺄَﻧْﺒِﻴَﺎﺀِ ﻭَ ﺟَﺤَﺪَ ﻣُﺤَﻤﺪﺍً ﺹ ﻧُﺒُﻮﺗَﻪُ ﻓَﻘِﻴﻞَ ﻟَﻪُ ﻳَﺎ ﺍﺑْﻦَ ﺭَﺳُﻮﻝِ ﺍﻟﻠﻪِ ﻣِﻤﻦِ ﺍﻟْﻤَﻬْﺪِﻱ ﻣِﻦْ ﻭُﻟْﺪِﻙَ ﻗَﺎﻝَ ﺍﻟْﺨَﺎﻣِﺲُ ﻣِﻦْ ﻭُﻟْﺪِ ﺍﻟﺴﺎﺑِﻊِ ﻳَﻐِﻴﺐُ ﻋَﻨْﻜُﻢْ ﺷَﺨْﺼُﻪُ ﻭَ ﻟَﺎ ﻳَﺤِﻞ ﻟَﻜُﻢْ ﺗَﺴْﻤِﻴَﺘُﻪ.(۲۹)

صفوان بن مهران از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود: کسی که به همه امامان اقرار کند اما مهدی را انکار کند مانند کسی است که به همه پیامبران اقرار کند اما نبوت محمد صلی الله علیه و آله و سلم را انکار نماید. گفتند: یا ابن رسول الله! مهدی از فرزندان شما کیست؟ فرمود: پنجمین از فرزندان هفتمین، شخص او از شما نهان می شود و بردن نام وی بر شما روا نیست.

هشتم: حضرت امام کاظم علیه السلام

ﺇﻛﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﺍﻟْﻬَﻤْﺪَﺍﻧِﻲ ﻋَﻦْ ﻋَﻠِﻲٍّ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻴﻪِ ﻋَﻦْ ﺻَﺎﻟِﺢِ ﺑْﻦِ ﺍﻟﺴﻨْﺪِﻱ ﻋَﻦْ ﻳُﻮﻧُﺲَ ﺑْﻦِ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟﺮﺣْﻤَﻦِ ﻗَﺎﻝَ ﺩَﺧَﻠْﺖُ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺑْﻦِ ﺟَﻌْﻔَﺮٍ ﻉ ﻓَﻘُﻠْﺖُ ﻟَﻪُ ﻳَﺎ ﺍﺑْﻦَ ﺭَﺳُﻮﻝِ ﺍﻟﻠﻪِ ﺃَﻧْﺖَ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢُ ﺑِﺎﻟْﺤَﻖ ﻓَﻘَﺎﻝَ ﺃَﻧَﺎ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢُ ﺑِﺎﻟْﺤَﻖ ﻭَ ﻟَﻜِﻦ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢَ ﺍﻟﺬِﻱ ﻳُﻄَﻬﺮُ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽَ ﻣِﻦْ ﺃَﻋْﺪَﺍﺀِ ﺍﻟﻠﻪِ ﻭَ ﻳَﻤْﻠَﺆُﻫَﺎ ﻋَﺪْﻟًﺎ ﻛَﻤَﺎ ﻣُﻠِﺌَﺖْ ﺟَﻮْﺭﺍً ﻫُﻮَ ﺍﻟْﺨَﺎﻣِﺲُ ﻣِﻦْ ﻭُﻟْﺪِﻱ ﻟَﻪُ ﻏَﻴْﺒَﺔٌ ﻳَﻄُﻮﻝُ ﺃَﻣَﺪُﻫَﺎ ﺧَﻮْﻓﺎً ﻋَﻠَﻰ ﻧَﻔْﺴِﻪِ ﻳَﺮْﺗَﺪ ﻓِﻴﻬَﺎ ﺃَﻗْﻮَﺍﻡٌ ﻭَ ﻳَﺜْﺒُﺖُ ﻓِﻴﻬَﺎ ﺁﺧَﺮُﻭﻥَ ﺛُﻢ ﻗَﺎﻝَ ﻉ ﻃُﻮﺑَﻰ ﻟِﺸِﻴﻌَﺘِﻨَﺎ ﺍﻟْﻤُﺘَﻤَﺴﻜِﻴﻦَ ﺑِﺤُﺒﻨَﺎ ﻓِﻲ ﻏَﻴْﺒَﺔِ ﻗَﺎﺋِﻤِﻨَﺎ ﺍﻟﺜﺎﺑِﺘِﻴﻦَ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﻮَﺍﻟﺎﺗِﻨَﺎ ﻭَ ﺍﻟْﺒَﺮَﺍﺀَﺓِ ﻣِﻦْ ﺃَﻋْﺪَﺍﺋِﻨَﺎ ﺃُﻭﻟَﺌِﻚَ ﻣِﻨﺎ ﻭَ ﻧَﺤْﻦُ ﻣِﻨْﻬُﻢْ ﻗَﺪْ ﺭَﺿُﻮﺍ ﺑِﻨَﺎ ﺃَﺋِﻤﺔً ﻭَ ﺭَﺿِﻴﻨَﺎ ﺑِﻬِﻢْ ﺷِﻴﻌَﺔً ﻭَ ﻃُﻮﺑَﻰ ﻟَﻬُﻢْ ﻫُﻢْ ﻭَ ﺍﻟﻠﻪِ ﻣَﻌَﻨَﺎ ﻓِﻲ ﺩَﺭَﺟَﺘِﻨَﺎ ﻳَﻮْﻡَ ﺍﻟْﻘِﻴَﺎﻣَﺔ(۳۰)

یونس بن عبدالرحمن می گوید: بر حضرت موسی بن جعفر علیه السلام وارد شدم و به او عرض کردم، یابن رسول الله تو قائم به امر الله می باشی؟

فرمود: که منم قائم به حق و لیکن قائمی که ظاهر گردد و زمین را از دشمنان خدا پاک گرداند و جهان را از عدل و داد پر می نماید همچنان که از جور و ستم پر شده بود. او پنجمین پشت از فرزندان من خواهد بود، از خوف بر نفس خویش غیبت طولانی دارد و گروهی به واسطه این غیبت طولانی گمراه و مرتد می شوند و گروهی از مردم ثابت قدم و استوار خواهند ماند.

آفرین به شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما، به دوستی ما، چنگ زنندگانند و در ولایت و دوستی ما و در برائت از دشمنان ما، ثابت قدمانند. آنان، از ما هستند و ما، از آنانیم. آنان، به پیشوایی و امامت ما خاندان، راضی و خشنود شدند و ما، به شیعه بودن آنان، راضی شدیم خوشا به حال آنان، سوگند به خدا که آنان، در قیامت، در مرتبه ی ما با ما هستند.

نهم: حضرت ثامن الحجج امام رضا علیه السلام

ﺍﻟﻄﺎﻟَﻘَﺎﻧِﻲ ﻋَﻦِ ﺍﺑْﻦِ ﻋُﻘْﺪَﺓَ ﻋَﻦْ ﻋَﻠِﻲ ﺑْﻦِ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦِ ﺑْﻦِ ﻓَﻀﺎﻝٍ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻴﻪِ ﻋَﻦِ ﺍﻟﺮﺿَﺎ ﻉ ﺃَﻧﻪُ ﻗَﺎﻝَ ﻛَﺄَﻧﻲ ﺑِﺎﻟﺸﻴﻌَﺔِ ﻋِﻨْﺪَ ﻓَﻘْﺪِﻫِﻢُ ﺍﻟﺜﺎﻟِﺚَ ﻣِﻦْ ﻭُﻟْﺪِﻱ ﻳَﻄْﻠُﺒُﻮﻥَ ﺍﻟْﻤَﺮْﻋَﻰ ﻓَﻠَﺎ ﻳَﺠِﺪُﻭﻧَﻪُ ﻗُﻠْﺖُ ﻟَﻪُ ﻭَ ﻟِﻢَ ﺫَﻟِﻚَ ﻳَﺎ ﺍﺑْﻦَ ﺭَﺳُﻮﻝِ ﺍﻟﻠﻪِ ﻗَﺎﻝَ ﻟِﺄَﻥ ﺇِﻣَﺎﻣَﻬُﻢْ ﻳَﻐِﻴﺐُ ﻋَﻨْﻬُﻢْ ﻓَﻘُﻠْﺖُ ﻭَ ﻟِﻢَ ﻗَﺎﻝَ ﻟِﺌَﻠﺎ ﻳَﻜُﻮﻥَ ﻓِﻲ ﻋُﻨُﻘِﻪِ ﻟِﺄَﺣَﺪٍ ﺑَﻴْﻌَﺔٌ ﺇِﺫَﺍ ﻗَﺎﻡَ ﺑِﺎﻟﺴﻴْﻒ(۳۱)

امام رضا علیه السلام فرمودند: گویا شیعیان را می بینم که به هنگام فقدان سومین فرزند من، مانند رمه ای کـه بـه دنبـال شبـان مــی گردند سرگردانند و او را نمــی یــابند. گفتم: چرا این گونــه است، ای پسر رسول خدا فرمود: زیرا امامشان از آنها غایب شده است. پرسیدم، چرا؟ فرمود: برای اینکه به هنگام قیامش با شمشیر، بیـعت هیچ کس بر گردنش نباشد.

دهم: حضرت امام جواد علیه السلام

ﺃَﺑُﻮ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟﻠﻪِ ﺍﻟْﺨُﺰَﺍﻋِﻲ ﻋَﻦِ ﺍﻟْﺄَﺳَﺪِﻱ ﻋَﻦْ ﺳَﻬْﻞٍ ﻋَﻦْ ﻋَﺒْﺪِ ﺍﻟْﻌَﻈِﻴﻢِ ﺍﻟْﺤَﺴَﻨِﻲ ﻗَﺎﻝَ ﻗُﻠْﺖُ ﻟِﻤُﺤَﻤﺪِ ﺑْﻦِ ﻋَﻠِﻲ ﺑْﻦِ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺇِﻧﻲ ﻟَﺄَﺭْﺟُﻮ ﺃَﻥْ ﺗَﻜُﻮﻥَ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢَ ﻣِﻦْ ﺃَﻫْﻞِ ﺑَﻴْﺖِ ﻣُﺤَﻤﺪٍ ﺍﻟﺬِﻱ ﻳَﻤْﻠَﺄُ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽَ ﻗِﺴْﻄﺎً ﻭَ ﻋَﺪْﻟًﺎ ﻛَﻤَﺎ ﻣُﻠِﺌَﺖْ ﺟَﻮْﺭﺍً ﻭَ ﻇُﻠْﻤﺎً ﻓَﻘَﺎﻝَ ﻳَﺎ ﺃَﺑَﺎ ﺍﻟْﻘَﺎﺳِﻢِ ﻣَﺎ ﻣِﻨﺎ ﺇِﻟﺎ ﻗَﺎﺋِﻢٌ ﺑِﺄَﻣْﺮِ ﺍﻟﻠﻪِ ﻭَ ﻫَﺎﺩٍ ﺇِﻟَﻰ ﺩِﻳﻦِ ﺍﻟﻠﻪِ ﻭَ ﻟَﺴْﺖُ ﺍﻟْﻘَﺎﺋِﻢَ ﺍﻟﺬِﻱ ﻳُﻄَﻬﺮُ ﺍﻟﻠﻪُ ﺑِﻪِ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽَ ﻣِﻦْ ﺃَﻫْﻞِ ﺍﻟْﻜُﻔْﺮِ ﻭَ ﺍﻟْﺠُﺤُﻮﺩِ ﻭَ ﻳَﻤْﻠَﺆُﻫَﺎ ﻋَﺪْﻟًﺎ ﻭَ ﻗِﺴْﻄﺎً ﻫُﻮَ ﺍﻟﺬِﻱ ﻳَﺨْﻔَﻰ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻨﺎﺱِ ﻭِﻟَﺎﺩَﺗُﻪُ ﻭَ ﻳَﻐِﻴﺐُ ﻋَﻨْﻬُﻢْ ﺷَﺨْﺼُﻪُ ﻭَ ﻳَﺤْﺮُﻡُ ﻋَﻠَﻴْﻬِﻢْ ﺗَﺴْﻤِﻴَﺘُﻪُ ﻭَ ﻫُﻮَ ﺳَﻤِﻲ ﺭَﺳُﻮﻝِ ﺍﻟﻠﻪِ ﻭَ ﻛَﻨِﻴﻪُ ﻭَ ﻫُﻮَ ﺍﻟﺬِﻱ ﻳُﻄْﻮَﻯ ﻟَﻪُ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽُ ﻭَ ﻳَﺬِﻝ ﻟَﻪُ ﻛُﻞ ﺻَﻌْﺐٍ ﻳَﺠْﺘَﻤِﻊُ ﺇِﻟَﻴْﻪِ ﻣِﻦْ ﺃَﺻْﺤَﺎﺑِﻪِ ﻋَﺪَﺩُ ﺃَﻫْﻞِ ﺑَﺪْﺭٍ ﺛَﻠَﺎﺛُﻤِﺎﺋَﺔٍ ﻭَ ﺛَﻠَﺎﺛَﺔَ ﻋَﺸَﺮَ ﺭَﺟُﻠًﺎ ﻣِﻦْ ﺃَﻗَﺎﺻِﻲ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽ.(۳۲)

عبد العظیم حسنى گوید: به امام جواد علیه السّلام گفتم: امیدوارم شما قائم اهل بیت محمّد باشید کسى که زمین را پر از عدل و داد نماید همچنان که آکنده از ظلم و جور شده باشد. فرمود: اى أبو القاسم! هیچ یک از ما نیست جز آنکه قائم به امر خداى تعالى و هادى به دین الهى است، امّا قائمى که خداى تعالى توسّط او زمین را از اهل کفر و انکار پاک سازد و آن را پر از عدل و داد نماید کسى است که ولادتش بر مردم پوشیده و شخصش از ایشان نهان و بردن نامش حرام است، و او همنام و هم کنیه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم است و او کسى است که زمین برایش در پیچیده شود و هر دشوارى برایش هموار گردد و از اصحابش سیصد و سیزده تن به تعداد اصحاب بدر از دورترین نقاط زمین به گرد او فراهم آیند.

یازدهم: حضرت امام هادی علیه السلام

ﺇﻛﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﺃَﺑِﻲ ﻭَ ﺍﺑْﻦُ ﺍﻟْﻮَﻟِﻴﺪِ ﻋَﻦْ ﺳَﻌْﺪٍ ﻋَﻦْ ﻣُﺤَﻤﺪِ ﺑْﻦِ ﺃَﺣْﻤَﺪَ ﺍﻟْﻌَﻠَﻮِﻱ ﻋَﻦْ ﺃَﺑِﻲ ﻫَﺎﺷِﻢٍ ﺍﻟْﺠَﻌْﻔَﺮِﻱ ﻗَﺎﻝَ ﺳَﻤِﻌْﺖُ ﺃَﺑَﺎ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦِ ﺻَﺎﺣِﺐَ ﺍﻟْﻌَﺴْﻜَﺮِ ﻉ ﻳَﻘُﻮﻝُ ﺍﻟْﺨَﻠَﻒُ ﻣِﻦْ ﺑَﻌْﺪِﻱ ﺍﺑْﻨِﻲَ ﺍﻟْﺤَﺴَﻦُ ﻓَﻜَﻴْﻒَ ﻟَﻜُﻢْ ﺑِﺎﻟْﺨَﻠَﻒِ ﻣِﻦْ ﺑَﻌْﺪِ ﺍﻟْﺨَﻠَﻒِ ﻓَﻘُﻠْﺖُ ﻭَ ﻟِﻢَ ﺟَﻌَﻠَﻨِﻲَ ﺍﻟﻠﻪُ ﻓِﺪَﺍﻙَ ﻓَﻘَﺎﻝَ ﻟِﺄَﻧﻜُﻢْ ﻟَﺎ ﺗَﺮَﻭْﻥَ ﺷَﺨْﺼَﻪُ ﻭَ ﻟَﺎ ﻳَﺤِﻞ ﻟَﻜُﻢْ ﺫِﻛْﺮُﻩُ ﺑِﺎﺳْﻤِﻪِ ﻗُﻠْﺖُ ﻓَﻜَﻴْﻒَ ﻧَﺬْﻛُﺮُﻩُ ﻗَﺎﻝَ ﻗُﻮﻟُﻮﺍ ﺍﻟْﺤُﺠﺔُ ﻣِﻦْ ﺁﻝِ ﻣُﺤَﻤﺪٍ صلی الله علیه و آله.(۳۳)

ابوهاشم میگوید: شنیدم ابوالحسن عسکری امام هادی میفرماید: جانشین من پس از من، فرزندم حسن است. شما چگونه باشید در جانشین بعد از آن جانشین؟ عرض کردم. قربانت گردم، چرا؟ فرمود: شخص او را نبینید و بردن نام او برای شما روا نباشد. عرض کردم: پس چگونه او را ذکر کنیم؟ فرمود: بگویید حجت از آل محمد (ص).

دوازدهم: امام حسن عسکری علیه السلام

عن ابی علی بن همام قال: سمعت محمد بن عثمان العمری یقول: سمعت ابی یقول: سئل ابو محمد الحسن بن علی و انا عنده عن الخبر الذی روی عن آبائه: ان الارض لا تخلوا من حجه الله علی خلقه الی یوم القیامه» و «ان من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه»؟! فقال: ان هذا حق کما ان النهار حق! فقیل یابن رسول الله فمن الحجه و الامام بعدک؟ فقال ابنی محمد و هو الامام و الحجه بعدی؛ من مات و لم یعرفه مات میته الجاهلیه؛ اما ان له غیبه یحار فیه الجاهلون و یهلک فیها المبطلون و یکذب فیها الوقاتون ثم یخرج.(۳۴)

ابوعلی بن همام می گوید: شنیدم محمد بن عثمان عمری میگوید: شنیدم پدرم می گوید:در حالی که من نزد ابومحمد حسن بن علی عسکری بودم از ایشان سؤال شد از خبری که از پدرانش روایت شده بود که فرمودند: «همانا تا روز قیامت زمین از حجت خدا بر مردم خالی نمی شود» و «همانا کسی که بمیرد در حالی که امام زمان خود را نشاخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است»؟ امام در پاسخ فرمودند: این مطلب حق است همانگونه که روز حق است! پس عرض شد: یابن رسول الله پس حجت و امام بعد از شما چه کسی است؟ فرمودند: فرزندم محمد! او امام و حجت بعد از من است! کسی که بمیرد در حالی که او را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است. اما برای او غیبتی است که جاهلان در آن غیبت متحیر و سرگردانند و اهل باطل هلاک خواهند شد و تعیین کنندگان وقت برای ظهور و خروج او دروغ می گویند سپس خروج کرده و ظهور می نماید.

صلواتک علیه و علی آبائه …

صلوات به معنی نماز ها؛ دعاها و درودها آمده است و در دعای سلامتی امام زمان منظور از «صلوات»، معنای سوم می باشد اما آیا خداوند بر کسی درود میفرستد که ما چنین خواسته ای از او مسئلت می کنیم؟

خداوند خطاب به مؤمنین میفرماید که خداوند و ملائکه بر پیامبر خدا درود می فرستند، شما هم بر درود بفرستید؛

«إن الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما»(۳۵)

در این آیه شریفه خداوند تصریح می کند که بر نبی خود حضرت محمد بن عبدالله، افضل انبیاء درود می فرستد؛ وقتی مردم این آیه را خواندند به رسول خدا عرض کردند: ما کیفیت سلام بر شما را می دانیم اما صلوات چگونه بفرستیم؟ حضرت در پاسخ می فرمودند: بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد»(خدایا درود بفرست بر محمد و بر خاندان محمد) و منظور از “آل محمد” چنانکه معروف و مشهور است اولیاء الهی می باشند که بعد از نبی گرامی اسلام امامت و ولایت مسلمین را عهده دار بودند و اسامی آنها قبلا ذکر شد و آنها آباء کرام حضرت صاحب الزمان می باشند. در این دعا نیز از خداوند می خو اهیم بر آن بزرگواران درود بفرستد.

 همچنین در آیه ای دیگر از قرآن خداوند می فرماید درود خدا بر صابرین است!

در سوره مبارکه بقره می فرماید: «و لنبلونکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الثمرات و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه الراجعون- اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه…»(۳۶) (و بی تردید شما را با چیزی اندک از ترس و گرسنگی و کاهش بخشی از اموال و کسان و محصولات آزمایش می کنیم، و صبر کنندگان را بشارت ده- همان کسانی که چون بلا و مصیبتی به انان رسد گویند: ما از خداییم و یقینا بسوی او باز می گردیم- آنانند که درود ها و رحمتی از سوی پروردگارشان بر آنان است …) بنابراین بر انسانهای بر آزمایشات الهی با صبر و استقامت خداوند درود میفرستد و حضرت حجه بن الحسن العسکری نیز که سالهای سال از پس پرده غیب ناظر ماست و دوری از یاران و محبین خود را که امریست از جانب حضرت حق، تحمل می کند سزاوار است که بر او درود فرستاده شود چنانکه خداوند متعال نیز بر او درود می فرستد.

فی هذه الساعه و فی کل الساعه …

این فراز از دعا ظرف دعای ماست؛ یعنی پرودرگارا در این ساعت و در همه ساعات شبانه روز و ساعات هفته و ماه و سال سرپرست و محافظ امام زمان باش لکن روزی این جهان فانی را باید ترک گفت به سرای باقی شتافت که جاودانه است و ساعت و زمان در آن مطرح نمی شود پس این ظرف زمان باید جایی و زمانی پر شود و اگر پایان آن را نیز در دعای خود بیان کنیم دعایمان کامل می شود چون دعا و خواسته ی ما تا زمان مقصود را شامل می شود و البته در دعای سلامتی امام زمان نیز انتهای مدت درخواست ما نیز بیان می شود: «حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا» که در جای خود بحث می شود.

ولیا…

اولین خواسته ما در این دعا این است که پروردگارا سرپرست امام زمان باش؛ او واسطه فیض الهی است، او ولی و حجت تو بر مردم است؛ حال که از نظر انسانها پنهان است تو سرپرست او باش تو پروردگار همه ای و به همه چیز و همه کس آگاهی داری او سرپرت باش تا به هدف والا و مقدش نایل آید.

حافظا …

یعنی خداوندا تو محافظ و نگهبان امام زمان، حضرت حجه بن الحسن باش و او را به سلامت میان مردم ظاهر نما تا به هدف والای خود نائل آید.

در این لفظ سه مطلب نهفته است که سزاوار است مورد توجه قرار گیرد، یعنی از سه جهت باید از خداوند متعال درخواست کنیم حافظ امام زمان باشد؛

اول: حفاظت جسمانی، حفاظتی که امروزه معروف است در جوامع انسانی و آن محافظت از امام زمان است برای حفظ آن حضرت از بیماری های جسمانی؛ که امام زمان گرفتار بیماری نشوند.

دوم: حفاظت روحانی و آن مربوط به خود ما می شود! یعنی خداوند از امام زمان محافظت کند که امام نگران و غمگین نشود و باصطلاح آزرده خاطر نشوند. در این قسمت سر سخن را به خود بر می گردانیم که توجه کنیم چه چیزی موجب ناراحتی و غم و اندوه حضرت می شود؟ از آن اجتناب کنیم.

در روایتی میخوانیم؛ «عن سماعه عن ابی عبدالله قال سمعته یقول: ما لکم تسوئون رسول الله صلی الله علیه و آله؟ فقال رجل: کیف نسوؤه؟ فقال: اما تعلمون ان اعمالکم تعرض علیه فإذا رأی فیها معصیه ساءه ذلک!؟ فلا تسوءوا رسول الله و سرّوه.(۳۷) سماعه از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: چرا رسول خدا را اذیت و ناراحت می کنید؟ مردی پرسید: چگونه او را اذیت و ناراحت می کنیم؟ حضرت فرمودند: آیا نمی دانید که اعمال شما بر رسول خدا عرضه می شوند پس اگر در آنها معصیتی ببیند ناراحت می شود!؟ پس رسول خدا را ناراحت و اذیت نکنید بلاکه او را شاد و مسرور کنید.

امامان معصوم نیز که خلفاء و اوصیاء رسول گرامی اسلام می باشند نیز شامل این حکم بوده و اعمال ما بر آنها عرضه می شود؛ پس باید سعی کنیم با انجام اعمال صالحه و ترک گناه و معصیت امام زمان خود را مسرور نماییم نه محزون.

سوم: حفاظت جانی و موقعیتی؛ یعنی از خداوند متعال بخواهیم که پروردگارا همانگونه که در ابتدا با غایب نمودن حضرت از مردم از جان و موقعیت امام زمان محافظت نمودی اکنون نیز همانگونه از امام محافظت بنما!

نکته مطلب در این است که پروردگارا ظهور حضرت را موقعی قرار بده که خطری جان و موقعیت آن حضرت را تهدید نکند و این سخن ما نیست بلکه کلام نورانی اهل بیت علیهم السلام است وقتی که از فلسفه غیبت پرده بر می دارند که دلیل و فلسفه غیبت این است که جان او حفظ شود و بیعتی از ستمگری بر ذمه اش نباشد(۳۸)؛ حقیقت هم همین است! امامین عسکرین که سن بیشتری از امام زمان داشتند را مدتها در زندان نگه می داشتند تا کاری بر ضرر آنها انجام ندهند تا جایی که عسکر(زندان) در بین لقب های آن بزرگواران جای گرفت!

و قائدا…

یعنی امام و پیشوای امام زمان باش و برای رسیدن که هدف والای آن حضرت، نجات جامعه جهانی از ظلم و جور راهنمای او باش چرا که عالِم و حکیم مطلق تو هستی و آگاه به آشکار و پنهان هستی و علم و دانش دیگران همه از نعمات تو می باشد.

و ناصرا…

پشتیبان و حامی امام زمان باش؛ رسیدن به اهداف مهم و بزرگ برای غیر ذات نامتناهی حضرت حق نیازمند همکاری و پشتیبانی دارد؛ امام زمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیاز به همراه و حامی دارد و چه کسی بهتر از ذات اقدس اله؟ چه کسی بهتر از صاحب راه و صاحب هدف؟ چه کسی بهتر از خداوند متعال که قادر علی الاطلاق است؟ و چه کسی بهتر از خداوند که خود امامزمان را برای این هدف تعیین و منصوب نموده و به امورات احاطه کامل دارد؟ پس خداوندا تو حامی امام عصر باش و پشتیبانش باش.

نکته دیگر اینکه از خداوند متعال اینگونه بخواهیم که پروردگارا به ما توفیق بندگی و اخلاص در عمل عنایت بفرما تا بوسیله ما نیز امامت را یاری نمایی؛ راه یار و حامی امام بودن مخلص بودن و بندگی تو ست، پس به ما توفیق عنایت بفرما که « و ما توفیقی الا بالله».

و دلیلا…

راهنمای امام زمان باش تا آنطور که شایسته است راه رسیدن به هدفش را دنبال کند. همانگونه که نبی مکرم اسلام مشورت می نمودند به مردم امام زمان نیز مشاور نیاز دارد و چه مشاوری بهتر و مطمئن تر از خداوند متعال پیدا میشود؟

نکته دیگر و مهمتر که به ما بر می گردد مراقبت بر اعمالمان است!

ما در دعای سلامتی امام زمان با بیان این کلمه(دلیلا) این را نیز باید مد نظر داشته باشیم که انسانها را نیز به امام زمان بشناسان تا منافقین گرد امام عصر جمع نشده و برای امام مشکلی ایجاد نکند آنگونه در زمان رسول خدا بودند! و رسول خدا جز باذن خداوند آنها را نمی شناختند! در سوره مبارکه منافقون خداوند در قضیه برخی که به محضر رسول خدا آمده و ادعای ایمان و اخلاص می نمودند می فرماید: «خداوند گواهی می دهد که منافقین دروغگویند»(۳۹) با این سخن برخی از منافقین را به پیامبر معرفی می کند و در جای دیگر بیان می کند: «عده ای از اعراب و از اهل مدینه منافقند؛ تو انها را نمی شناسی خدا آنها را می شناسد.(۴۰) یعنی شناخت برخی منافقین بدون گواهی خداوند ممکن نیست ولذا از خداوند میخواهیم که راهنمای امام زمان باشد و منافین را نیز به او بشناساند و این تلنگری ست به ما که بر اعمال خود مراقبت دایمه داشته باشیم تا خدای ناکرده در محضر امام زمانمان شرمسار و سر افکنده نباشیم.

و عینا…

چشم بینای امام زمان باش؛ ناظر بر اعمال بندگان باش؛ ناظر بر برنامه های امام زمان باش؛ ناظر بر والیان و اطرافیان امام زمان باش و اعمال شان را به امام عصر عرضه بنما تا منافقی و توطئه گری خللی در راه دسیدن امام به هدف مقدسش ایجاد نکند.

و نکته مهمتر که  ناظر بر ما می باشد این است که با این کلمه خودمان از خداوند می خواهیم که ناظر بر ما باشد و اعمالمان را بر امام زمان عرضه نماید و سزاوار نیست که خودمان که چنین خواسته ای داریم نسبت به اعمال خود کاهلی و سستی نشان بدهیم.

حتی تسکنه ارضک طوعا…

در همه ساعات سرپرست، نگهبان، پیشوا، پشتیبان، راهنما و چشم بینا باش تا او را با طیب نفس و بدن اکراه و اجبار در زمین خودت ساکن نمایی.

مسلم است که برای امام زمان مهمترین مقدمه رسیدن به هدف مبارکشان حضور و سکونت در زمین است زیرا آنحضرت خلیفه الهی است که هدف والایش این است که زمین را پر از قسط و عدل بنماید بعد از آنکه از ظلم و جور پر شده است پس لازم است امام در زمین سکونت داشته باشد.

نکاتی در این جمله وجود دارد که مختصرا اشاره می شود:

تسکنه: یعنی ای پروردگار تو اورا در زمین ساکن کنی و این اشاره دارد به این مطلب که ظهور و حضور مبارک وجود ذی جود امام عصر و هم چنین غیبت آن حضرت به اختیار آن حضرت نبوده بلکه امری است از جانب حضرت حق و آن زمانی که صلاح باشدآن حضرت را در زمین ساکن و ظاهر می نماید چنانکه خود حضرت در توقیعی بیان می دارند: «اما امر الفرج فإنه الی الله و کذب الوقاتون»(۴۱) بنابر این باید ظهور امام زمان را از خداوند منان مسئلت نماییم. اللهم عجل لولیک الفرج!

ارضک: … زمین تو! شاید از این کلمه این به نظرتان برسد که مگر امام زمان در حال حاضر در زمین نیست؟ و مثلا در آسمانها یا دیکر سیارات است؟ پاسخ این است که منظور از «حتی تسکنه فی ارضک»، «حتی تظهره فی ارضک» است! یعنی امام زمان را در زمینت ظاهر کنی! بله امام زمان در زمین و بین مردم زندگی می کند لکن مردم او را اگر ببینند نمی شناسند و معنای غیبت همین است و ایکه از لفظ ارضک استفاده شد از این جهت است که امام زمان که غایب است گویا در زمین نیست و ما با این جمله در واقع از خداوند متعال می خواهیم که حضرت مهدی را در میان ما ظاهر کند طوری که مردم اورا بشناسند و به او مراجعه نمایند.

حال ممکن است این سوال برای شما پیش آمده باشد که خب چرا در دعا بجای کلمه «تسکنه» از کلمه «تظهره» استفاده نشده است؟ پاسخ این است که در این دعا هدف ما دعای برای سلامتی و پیروزی امام است و هر اهل مطالعه ای می داند که بعد از ظهور امام جنگ ها و اتفاقاتی رخ می دهد که مهم و حیاتی می باشند و “سکونت” نیز اقامت کردن و ماندنی است که همراه با آرامش باشد!

بنابر این بعد از ظهور که حضرت جمگ هایی در پیش دارد سکونتی ندارد که با آرامش باشد و در واقع استفاده از لفظ «تسکنه» بیانگر این است که این دوره بعد از ظهور را نیز بدون مشکل برای حضرت قرار بده و برای امام سرپرست و نگهبان و … باش تا بعد از آن، حضرت ساکن در زمین شوند.

طوعا: در حالی که امام راضی باشد و اکراهی در کار نباشد! این نیز به بحث ظهور حضرت اشاره دارد که اکراهی و بیعتی از ناحیه اجانب متوجه حضرت نباشد چنانکه در فلسفه غیبت اشاره شد.

و تمتعه فیها طویلا

و تا آن حضرت را مدت طولانی در زمینت بهره مند نمایی و هر آنچه لازمه حکومت جهانی حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است در اختیارش قرار بدهی چنانکه در اختیار سلیمان نبی سلام الله علیه قرار داده ای.

اما دو لفظ در این فراز از دعا قابلا توجه است؛

اول: تمتعه: او را بهره مند سازی به آنچه لازمه حکومت و اجرای عدالت جهانی است از قبیل نیروی انسانی و نیروی مالی و نیرو و توان جسمانی و… چنانکه در روایات به آنها اشاره شده است؛

* جسمانی

درباره حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه در روایات چنین آمده است: «شابٌ بعد کبر السن»(۴۲) جوان است با این که سن او زیاد است.

در حدیث دیگرى میخوانیم: «فی صوره شاب دون اربعین سنه»(۴۳) با چهره‌ی جوانی کمتر از چهل سال.

* انسانی

در باره یاران حضرت نیز چنین آمده است:

الإمامُ الباقرُ علیه السلام : إذا وَقعَ أمرُنا و جاءَ مَهدیُّنا علیه السلام کانَ الرّجُلُ مِن شِیعتِنا أجرى مِن لَیْثٍ و أمضى مِن سِنانٍ ، یَطأُ عَدُوَّنا برِجْلَیهِ و یَضرِبُهُ بِکفَّیْهِ ، و ذلکَ عندَ نُزولِ رحمهِ اللّه ِ و فَرَجهِ علَى العبادِ . (۴۴)

امام باقر علیه السلام : هرگاه دوران [حکومت ]ما فرا رسد و مهدىِ ما علیه السلام بیاید، شیعه ما از شیر دلیرتر و از سرْنیزه برنده تر خواهد بود. دشمنِ ما را پایمال مى کند و بر چهره اش سیلى مى زند، و این آن هنگام است که رحمت و گشایش خدا بر بندگانش فرود آید.

* مالی و اقتصادی

درباره وضع مالی و اقتصادی بعد از ظهور نیز آمده است: قال رسول الله صلى الله علیه و آله : یَخرُجُ فی آخرِ اُمّتی المَهدیُّ ، یَسْقیهِ اللّه ُ الغَیْثَ، و تُخرِجُ الأرضُ نَباتَها ، و یُعطَى المالُ صِحاحا ، و تَکْثُرُ الماشِیَهُ ، و تَعْظُمُ الاُمّهُ. (۴۵)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : در میان واپسین امّتم، مهدى ظهور مى کند. خداوند به او باران عطا مى کند، زمین گیاهش را برمى رویاند، مال به یکسان و بى کم و کاست عطا مى شود، دامها و چارپایان زیاد مى شوند، و امّت سربلند و بزرگ مى گردد.

البته امور دیگری نیز در روایات ذکر شده است که ما جهت اختصار از ذکر آنها اجتناب و به همین چند مورد بسنده میکنیم.

دوم: طویلا: یعنی مدت طولانی؛ پروردگارا امام زمان را مدتی طولانی در زمینت بهرمند گردان!

این لفظ اشاره به این دارد که عمر حضرت بعد از ظهور طولانی باشد و این فراز از دعا، دعای طول عمر می شود.

اما حضرت چه مدت بعد از ظهور عمر می کند؟ در روایات اعدادی وارد شده که به بعضی اشاره می شود؛

اول: رسولُ اللّه صلى الله علیه و آله : در میان امّت من، مهدى قیام مى کند و پنج، یا هفت، یا نُه (سال) زندگى مى کند.(۴۶)

دوم: جابر بن یزید جعفی گفت از امام باقر علیه السلام پرسیدم: قائم چه قدر در عالم می ماند؟ فرمودند: نوزده سال.(۴۷)

سوم: از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمودند: «او چهل سال در روی زمین فرمانروایی می ‌کند.(۴۸)

چهارم: از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند: قائم مدت سیصد و نه سال حکومت می‌ کند، به تعداد سال‌ هایی که اصحاب کهف در غار خود درنگ کردند. او زمین را از عدل و داد پر می ‌کند، چنان که ستم و بیداد پر شده بود.(۴۹)

و …

با توجه به اختلاف ‌هایی که در زمینه مدت حکومت امام عصر(عج) در روایات وجود دارد، عده ‌ای از عالمان و محدثان شیعه و سنی به توجیه این اختلاف ها و جمع میان روایات پرداخته ‌اند. علامه مجلسی(ره) معتقد بود: «اخبار متفاوتی که در زمینه مدت حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده است، برخی بر همه مدت فرمانروایی آن حضرت، برخی بر زمان استقرار دولت او، برخی بر سال ها و ماه‌ هایی که در نزد ما وجود دارد و برخی هم بر سال ها و ماه‌ های طولانی زمان ایشان حمل می ‌شود.(۵۰)


منابع:

  1. میزان الحکمه؛ حرف دال؛ حدیث ۵۷۳۷
  2. سوره غافر؛ آیه ۶۰
  3. سوره شوری؛ آیه ۳۳
  4. اصول کافی ج ۴-ص ۲۵۰ ح ۱۲
  5. سوره بقره؛ آیه ۲۵۷
  6. سوره مائده؛ آیه ۵۵
  7. بدایه المعارف الالهیه فی عقاید الامامیه؛ صفحه ۴۲۳
  8. تفسیر نورالثقلین؛ جلد ۱؛ صفحه ۴۹۹؛ حدیث ۳۳۱
  9. منتخب میزان الحکمه؛ حدیث ۳۵۸ و ۳۵۹
  10. همان؛ پاورقی؛ صفحه ۵۶
  11. همان؛ حدیث ۴۱۹
  12. همان؛ حدیث ۴۲۷
  13. بحارالانوار؛ جلد ۴۶؛ صفحه ۲۰
  14. همان جلد ۴۶ صفحه ۲۳۲ و ۲۳۳
  15. منتخب میزان الحکمه؛ حدیث ۴۵۵
  16. بحار الانوار؛ جلد ۴۸؛ صفحه ۱۳
  17. بحار الانوار؛ جلد ۴۹ صفحه۱۵
  18. بحار الانوار؛ جلد ۵۰ صفحه ۲۲
  19. بحار الانوار؛ جلد ۵۰ صفحه ۱۱۹ و منتخب میزان الحکمه؛ حدیث ۴۷۶
  20. بحار الانوار؛ جلد ۵۰؛ صفحه ۲۴۳
  21. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۵۹
  22. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۶۱
  23. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ ﺻﻔﺤﻪ۶۶ و ۶۷
  24. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ ﺻﻔﺤﻪ۱۰۹ و ۱۱۰ و کمال الدین و تمام النعمه؛ ج ۱؛ ص ۳۰۳
  25. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۲۳
  26. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۳۳
  27. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۳۵
  28. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۳۹ و ۱۴۰
  29. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۴۲ و ۱۴۳
  30. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۵۰ و ۱۵۲
  31. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۵۲
  32. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۵۶ و ۱۵۷
  33. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۵۸ و ۱۵۹
  34. بحار الانوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۱۶۱
  35. سوره احزاب؛ آیه ۵۶
  36. سوره بقره؛ آیات ۱۵۵ و ۱۵۶ و ۱۵۷
  37. اصول کافی؛ جلد ۱؛ صفحه ۳۱۸؛ حدیث ۳
  38. احادیثی که ذیل “حجه بن الحسن” ذکر شده است متضمن این مطلب می باشند لذا از تکرار اجتناب نمودیم.
  39. سوره منافقون؛ آیه ۱
  40. سوره توبه؛ آیه ۱۰۱
  41. بحارالانوار؛ جلد ۵۳؛ صفحه ۱۸۱
  42. بحارالأنوار؛ جلد ۵۱؛ صفحه ۲۱۷؛ باب ۱۳
  43. اکمال الدین؛ جلد ۱؛ صفحه ۳۱۶
  44. میزان الحکمه؛ حدیث ۱۳۳۴ بنقل از بحار الأنوار، ۲۲ / ۱۹۰ / ۲
  45. میزان الحکمه؛ حدیت ۱۳۴۴ بنقل از کنز العمال، حدیث ۳۸۷۰۰
  46. میزان الحکمه؛ حدیث ۱۳۴۱
  47. بحارالانوار؛ جلد ۵۳؛ صفحه ۱۰۳
  48. الزام ‌الناصب؛ ص ۳۰۴
  49. بحارالانوار؛ جلد ۵۲؛ صفحه ۲۸۰
  50. بحارالانوار؛ جلد ۵۲؛ صفحه ۲۸۰

 

در تاريخ ۱۵/تیر/۱۳۹۵ دیدگاه‌ها برای گذری بر دعای سلامتی امام زمان(عج) بسته هستند برچسب ها :

دیدگاه ها غیر فعال شده اند

 حق نشر
هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون تغییر در محتوا مجاز است.