امروز: چهارشنبه ۳۰-آبان-۱۳۹۷ / الأربعاء 13-ربيع الأول-1440

حدیث روز
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحِیم أَللهُمَّ عَجِّل لِوَلِیکَ الفَرَجَ وَ العافِیةَ وَ النَّصرَ وَ هَب لَنَا رَأفَتَهُ وَ رَحمَتَهُ وَ دُعَائَهُ وَ خَیرَهُ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

یار غار نبی(صلی الله علیه و آله)

یار غار نبی(صلی الله علیه و آله)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

الا تنصروه فقد نصره الله اذ اخرجه الذین کفروا ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تخرن ان الله معنا فانزل الله سکینته علیه و ایده بجنود لم تروها و جعل کلمه الذین کفروا السفلی و کلمه الله هی العلیا و الله عزیز حکیم.(۱)

قبل از ترجمه و بیان آیه ی شریفه، ترکیب و اعراب آن را بیان می کنیم چرا که ترجمه باید بر اساس اعراب باشد؛

ان: حرف شرط جازم – لا: نافیه – تنصروه: فعل مضارع مجزوم و فعل شرط + واو: فاعل + هاء: مفعول به – فاء: رابطه برای جواب شرط – قد: حرف تحقیق – نصره: فعل ماضی + هاء: مفعول – الله: فاعل – اذ: ظرف زمان ماضی متعلق به نصره – اخرجه: فعل ماضی + هاء: مفعول – الذین: فاعل – کفروا: فعل ماضی + واو: فاعل، صله برای الذین – ثانی اثنین: مضاف و مضاف الیه، ثانی حال از ضمیر اخرجه – اذ: بدل از اذ اخرجه – هما: مبتدا – فی الغار: جار و مجرور و متعلق به محذوف و خبر – اذ: بدل دوم – یقول: فعل مضارع + هو مستتر (فاعل) – لصاحبه: جار و مجروز و متعلق به یقول + هاء: مضاف الیه – لا: حرف نهی و جازم – تحزن: فعل مضارع و مجزوم + انت ضمیر مستتر (فاعل) – ان: مشبه بالفعل – الله: اسم ان – مع: ظرف و متعلق به محذوف و مضاف – نا: مضاف الیه – فاء: استئنافیه – انزل: فعل ماضی – الله: فاعل – سکینته: مفعول و مضاف + هاء: مضاف الیه – علیه: جار و مجرور متعلق به انزل – واو: عاطفه – ایده: فعل فاضی + هو مستتر (فاعل) + هاء: مفعول به – بجنود: جار و مجرور و متعلق به اید – لم: حرف نفی و جازم – تروها: فعل مضارع و مجزوم + واو: فاعل + هاء: مفعول به …(۲)

چون هدف رساله تا این مطلب است از بیان اعراب ادامه آیه  اجتناب می کنیم.

اما  ترجمه: اگر او را یاری نکنید (خدا یاریش خواهد کرد) هم چنان که در آن ایامی که کفار بیرونش کردند و در حالی که او دومی از دو تن بود همان موقعی که در غار بودند و او به همراه خود می گفت غم مخور خدا با ماست پس خداوند (در چنان شرایط سختی) سکینت خود را بر او نازل نمود (و در عین بی کسی) با جنودی که شما رؤیتشان نکردید تاییدش کرد و کلمه آنان که کافر شدند پست نمود، (آری) کلمه خدا است که همواره غالب و والا است و خد اوند نیرومند و شایسته کار است.(۳)

این آیه شریفه به هجرت پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) اشاره می کند که مبدا تاریخ اسلام قرار گرفت!

خلاصه قضیه این است که مشرکین مکه بعد از این که عده ای از یاران رسول خدا به یثرب مهاجرت کرده بودند و از رونق و پیشرفت اسلام و مسلمانان خوف داشتند در جلسه ای در دارالندوه تصمیم گرفتند تا پیامبر اسلام در مکه است او را از بین برده و به قتل برسانند – البته نظرات دیگری در آن جلسه مطرح شد ولی قتل پیامبر (ص) توسط افراد منتخی از کل قبائل عرب به رای نهایی رسید و تایید شد-(۴) اما خداوند رسولش را از این  تصمیم آگاه کرد.

پیامبر گرامی نیز قضیه را با علی ابن ابی طالب در میان گذاشت و به او فرمود: که در رختخواب خود بخوابد تا مشرکین متوجه خروج آن حضرت نشوند و گمان کنند کسی که در دخت خواب است خود پیامبر است و در نتیجه از تعقیب آن جناب باز مانند.

علی ابن ابی طالب امیر المومنین پذیرفت و در رخت خواب حضرت خوابید(۵) و پیامبر اسلام آن شب به طرف غار ثور حرکت کرده و همراه ابو بکر – یا شخص دیگری- سه روز در غار توقف کرده سپس به سمت مدینه حرکت کردند.(۶)

چون هدف از این رساله بیان حقیقت راجع به همراه پیامبر در غار و نیز علت این همراهی و فضیلت بودن یا نبودن این مصاحبت و نیز اینکه انزال سکینه بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود یا بر همراه پیامبر؟ از توضیح بیشتر قضیه هجرت اجتناب و به بحث اصلی وارد میشویم.

 

اول: همراه پیامبر در غار ثور چه کسی بود؟

همراه پیامبر در غار ثور چه کسی بود که قرآن به آن اشاره میکند؟ در کتب تفسیر، تاریخ و حدیث دو نفر به عنوان یار غار نبی (صلی الله علیه و آله) ذکر شده است؛

  1. ابو بکر عبدالله ابن ابی قحافه(۷)
  2. و عبدالله ابن الاریقط (۸)

آنچه که صحیح به نظر می رسد این است که همراه پیامبراسلام (ص) جناب ابوبکر ابن ابی قحافه بود چرا که در این باره میان مفسرین عامه و خاصه اختلافی ندیدیم و روایات متعددی این مطلب را صراحتا بیان می کنند:

علامه طباطبائی (قدس سره) و دیگران می فرمایند:

«و المراد بصاحبه هو ابوبکر للنقل القطعی»(۹)

«مقصود از همراه او (پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله) بنا بر نقل قطعی ابو بکر است.»

در منابع معتبر شیعه نیز این مطلب موجود است! جهت نمونه؛

حمید بن زیاد عن محمد بن ایوب عن علی اسباط عن الحکم بن مسکین عن یوسف بن صهیب عن ابی عبد الله(علیه السلام) قال: سمعت ابا جعفر یقول: ان رسول الله اقبل یقول لابی بکر فی الغار اسکن فان الله معنا و قد اخذته الرعده و هو لا یسکن فلما رای رسول الله (صلی الله علیه و آله) حاله قال له: ترید ان اریک اصحابی من الانصار فی مجالسهم یتحدثون فاریک جعفرًا و اصحابه فی البحر یغوصون؟ قال: نعم! فمسح رسول الله بیده علی وجهه؛ فنظر الی الانصار یتحدثون و نظر الی جعفر و اصحابه فی البحر یغوصون فأضمیر تلک الساعه أنه ساحر. (۱۰).

 

چگونه ابوبکر با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله همراه شد؟

چرا پیامبر(صل الله علیه و آله) ابوبکر را با خود برد؟ در پاسخ ابتدا باید نحوه همراه شدن ابوبکر با پیامبر گرامی اسلام بررسی شود تا حقیقت روشن شود!

در نحوه شروع این مصاحبت اقوالی وجود دارد:

اول اینکه پیامبر از قبل به خانه ابوبکر رفته و شب با او به سمت غار حرکت کرد.(۱۱)

دوم اینکه پیامبر هنگام خروج به صورت اتفاقی با ابوبکر مواجه شد و او را با خود برد.(۱۲)

سوم اینکه پیامبر تنها به سمت غار ثور رفته و ابوبکر بعد مراجعه به خانه حضرت و شنیدن خبر هجرت پیامبر توسط علی ابن ابی طالب خود را به پیامبر رساند و با آن حضرت به غار رفت.(۱۳)

ممکن است آنچه ابن هشام در سیره خود ذکر کرد قول اول باشد! او می نویسد:

«ابوبکر نزد پیامبر اسلام می آمد و از آن حضرت برای هجرت اذن می گرفت و پیامبر به او می فرمود: صبر کن! شاید برای تو همسفری پیدا شود.»(۱۴)

و از آن نتیجه بگیریم که پیامبر، از قبل به خانه ابوبکر رفته تا همسفر او باشد!

لکن آنچه در تواریخ شهرت دارد آن است که پیامبر گرامی اسلام تا شب در منزل خود بودند و بعد از خوابیدن حضرت علی در رختخواب آن حضرت، از منزل خارج و مشتی خاک به طرف نیروهای مشرکین ریخت و آیات ابتدایی سوره یس را قرائت فرمودند و بدون اینکه دیده شوند از میان آنها گذشت و به سمت غار ثور حرکت نمودند.(۱۵)

به علاوه اینکه چگونه ممکن است که پیامبر اسلام قبل از شب بیرون خانه باشد و مشرکین که قطعا – طبق نقشه ای که داشتند- آن حضرت را زیر  نظر داشتند متوجه این مسئله نشده اند و بدون این که مطمئن باشند پیامبر در خانه است تا صبح آنجا را محاصره کرده باشند؟! مضافا این که در کتب مختلف توجه چندانی  به قول اول نشده است.(۱۶)

قول سوم نیز با اشکالاتی مواجه است من جمله اینکه چگونه ابوبکر در میان نیروهای مشرک وارد خانه رسول خدا شد ولی کسی معترض او نشد و سخن در این باره به ابوبکر نگفتند؟!

چگونه ابوبکر با علی بن ابی طالب سخن گفت ولی مشرکین که حتما رختخواب پیامبر را می دیدند متوجه سخنان آنها نشدند؟ و اگر صدای گفت و گوی آنها را شنیدند چگونه متوجه نشدند که صدای علی بن ابی طالب است؟ و اگر متوجه شدند که حضرت علی است نه پیامبر چرا تا صبح منتظر ماندند؟ و …(۱۷)

بنا بر این قول دوم موجه بوده و صحیح به نظر میرسد.

 

چرا پیامبر(صل الله علیه و آله) ابوبکر را با خود برد؟

حال که نحوه مصاحبت ابوبکر با پیامبر روشن شد به پاسخ سوال می پردازیم؛ بنابر آنچه ذکر شد ابوبکر بطور اتفاقی به پیامبر رسید اما آیا پیامبر نمی توانست به ابوبکر بگوید که همراه او نرود؟ یا اینکه نمی توانست خود را از ابوبکر پنهان کند؟

می توان دلیل مصاحبت را این گونه بیان کرد که پیامبر می توانست ابوبکر را با خود همراه نکند ولی اگر چنین می شد ممکن بود ابوبکر پیامبر را لو دهد!

توضیح اینکه طبیعتا وقتی ابوبکر به پیامبر اسلام برسد با او صحبت خواهد کرد و لو اکتفای به سلام شود، یا اصلا صحبتی نمی شد و از کنار هم می گذشتند، اگر پیامبر او را با خود نمی برد ممکن بود ابوبکر در ادامه همان مسیر برای رفتن به منزل، به مشرکین رسیده و مشرکین از او راجع به پیامبر سوال می کردند و ابوبکر می گفت که پیامبر بیرون از منزل است! چون ابوبکر قصد مشرکین را نمی دانست و یا حتی ممکن بود او را مجبور کنند و با زور از اطلاعاتی بگیرند! چرا که ابوبکر از مسلمانان بود و مشرکین می خواستند اسلام را نابود کنند و از همین جهت ابوبکر در صدد هجرت به مدینه بود!

 

چرا پیامبر خود را پنهان نکرد؟

اما چرا پیامبر خود را پنهان نکرد؟

اگر منظور پنهان شدن عادی و طبیعی باشد که گذشت ملاقات آنها اتفاقی بود و اگر منظور پنهان شدن الهی و اعجازی باشد نیز با نگاهی به نحوه حرکت و هجرت رسول گرامی اسلام متوجه خواهیم شد که آن حضرت در طول حرکت از اسباب عادی استفاده میکردند مگر آنجا که چاره ای جز اعجاز و اسباب الهی نباشد مثل نحوه خروج حضرت از منزل و الا پیامبر، علی را به جای خود در بستر خود خواباند و نیز برد  سبز رنگ خود را روی او انداخت(۱۸) تا بدین وسیله دشمن را غافل کرده و خود به حرکت ادامه دهد یا این مورد که حضرت سه روز در غار توقف کرد تا دشمن از یافتن آن حضرت نا امید شود آنگاه به سفر خود ادامه دادند در حالی که می شد به اذن و قدرت الهی در چشم به هم زدنی از مکه به مدینه برود چنان که در قضیه معراج در زمان نا چیزی از مکه به مسجد الاقصی رفتند!(۱۹) (دقت نمایید)

البته نباید جوانب دیگر را نادیده گرفت و دلیل مصاحبت را منحصر به همان مورد کرد و از انصاف خارج شد! بلکه ممکن است پیامبر برای اینکه بتواند با دیگر مسلمانان ارتباط برقرار کند او را با خود همراه کرده باشد یا اینکه – چنانکه در برخی کتب موجود است – تعداد انگشت شماری از مسلمانان در مکه باقی مانده بودند(۲۰) و پیامبر رحمت می خواستند آنچه برایش ممکن بود از مسلمانان را با خود همراه کند!

اما قول اول -که پیامبر  ابوبکر را با خود برد تا پیامبر را لو ندهد- در برخی کتب به چشم می خورد(۲۱) و قول دوم خارج از وجه نیست ولی مسلم است که اصلا چنین اتفاقی نیفتاده است و ابوبکر از پیامبر جدا نشده است بعلاوه این قول در جائی به عنوان نظر قطعی بیان نشده است.

و قول سوم  بعید به نظر می رسد چرا که پیامبر برای مصون ماندن از توطئه مشرکین لازم بود مخفیانه سفر کند و لازمه سفر مخفیانه این است که پیامبر قصد همراه کردن کسی را با خود نداشته باشد بنا بر این قول اول اولی و صحیح بنظر می رسد.

 

آیا این مصاحبت فضیلت محسوب میشود؟

آیا این مصاحبت فضیلت محسوب میشود؟ غالب اهل سنت این مصاحبت را یک فضیلت می دانند(۲۲) و شیعیان آن را فضیلت نمی دانند(۲۳) و هر کدام دلایلی ارائه نمودند که اگر کنار هم قرار بگیرند معنای درستی پیدا می کنند! توضیح اینکه فضیلت آن است که مورد رضای ذات اقدس اله باشد و حضرت حق به آن امر نموده یا آن را امضا کرده باشد، لذا اینکه صرف مصاحبت را فضیلت بدانیم درست نیست بلکه فضیلت بودن یا نبودن همراهی دیگران بستگی به قصد و نیتی دارد که انسان از همراهی و مصاحبت با دیگران دارد.

به عنوان نمونه خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

«و صاحب هما فی الدنیا معروفا»(۲۴)

این مصاحبت چون مامورٌ به است از جانب خداوند متعال، خوب و نیکو بوده و برای انسان یک فضیلت محسوب شده و دارای اجر می باشد؛

و نیز می فرماید:

«و لا تکن کصاحب الحوت اذ نادی و هو مکظوم»(۲۵)

در این آیه خداوند از مصاحبت هایی که از خشم و عدم صبر سر چشمه می گیرند نهی می نماید و بدیهی است چنین مصاحبتی فضیلت نیست.

در آیه مورد بحث نیز باید هدف و دلیل مصاحبت را در نظر گرفت تا روشن شود که آیا فضیلت است یا نه!؟ و دلیل مصاحبت گذشت که چه بود لذا فضیلت بودن آن بعید به نظر می رسد چون گذشت که پیامبر برای اینکه لو نرود ابوبکر را با خود همراه کرد اما از این نکته نباید غافل بود که مصاحبت با اشرف مخلوقات و افضل انبیاء خود خالی از برکت نیست اگر چه نمی توان بر آن هم فضیلت اطلاق کرد چرا که افراد مشرکی نیز با پیامبر رحمت مصاحبت و گفتگوهائی داشتند ولی حال آنها بر همگان اهل مطالعه روشن است.

 

انزال سکینه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بود یا بر ابوبکر؟

انزال سکینه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود یا بر همراه آنحضرت، ابوبکر؟ غالب اهل سنت قائلند سکینه و آرامش الهی بر ابوبگر نازل شده است به این دلیل که ابوبکر محزون بود و نیاز به آرامش داشت نه پیامبر و نیز به این دلیل که پیامبر همیشه سکینت و آرامش الهی دارد و انزال سکینت بر آن حضرت صحیح نیست!(۲۶) و شیعیان قائلند سکینت بر پیامبر اسلام بود زیرا همه ضمائر آیه راجع به پیامبر است و نتیجتًا ضمیر موجود در «علیه» نیز راجع به آن حضرت است و نیز اینکه خداوند انزال سکینه بر پیامبر را تأیید میکند و می فرماید:

«ثم انزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین…»(۲۷)

بنابر این مانعی ندارد که انزال سکینه بر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله باشد.(۲۸)

 

اما کدام قول درست است؟

با اندک تأملی در آیه مربوطه هر اهل ادبی در می یابد که انزال سکینه بر حضرت رسول بود نه بر ابوبکر!

توضیح اینکه جمله «إذ اخرجه الذین کفروا» مبدل منه است و دو جمله «إذ هما فی الغار» و «إذ یقول لصاحبه لا تحزن» بدل از «إذ اخرجه … » می باشند و قاعده ادبیات عرب در بدل این است که بدل بتواند در محل مبدل منه قرار بگیرد بدون اینکه معنای جمله متفاوت شود (و بهم بریزد).

ابن هشام در این باره می نویسد:

«السابع: أنه (عطف البیان) لیس فی نیه احلاله محل الاول بخلاف البدل»(۲۹)

بنابراین وقتی ضمیر «إذ اخرجه» بدون شک (و بدون اختلاف) به پیامبر راجع است ضمیر موجود در «علیه» نیز به آن حضرت راجع است لذا نمی توان به حزن ابوبکر استناد کرد و گفت که سکینت بر او نازل شده است!

به عبارت دیگر اگر بدل ها را برداریم آیه شریفه می شود:

«إذ اخرجه الذین کفروا ثانی اثنین فانزل الله سکینته علیه»

در این صورت شکی نیست که ضمیر «علیه» به پیامبر راجع است حال اگر بجای مبدل منه (إذ اخرجه … ) بدل را قرار دهیم معنا باید تغییر نکند! جمله با بدل می شود:

«إذ یقول لصاحبه لا تحزن إن الله معنا فأنزل الله سکینته علیه»

و اگر به استناد حزن ابوبکر ضمیر را به او برگردانیم معنای آیه چیز دیگری می شود که با مبدل منه همخوانی ندارد و اشتباه است!(دقت کنید)

در نتیجه نباید تردید کرد که ضمیر در «علیه» راجع به پیامبر گرامی اسلام است.

و به علاوه آیه شریفه در صدد بیان نصرت رسول خدا صلی الله علیه و آله توسط ذات اقدس اله است؛

می فرماید:

«إلّا تنصر وه فقد نصره الله إذ …»

«خدا یاری کرد رسولش را وقتی که …»

لذا سزاوار است همه موفقیت ها و برتری های موجود در آیه را از مصادیق نصرت آن حضرت بدانیم و نزول سکینت یکی از آنها است (که بر پیامبر بود تا نصرت او باشد از جانب الله متعال).

حال این نکته مطرح میشود که خداوند متعال می فرماید:

«أنزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین»(۳۰)

ولی در غار ثور سکینه خود را تنها بر پیامبرش نازل کرد و چرا بر ابوبکر هم سکینه نازل نکرد با این که او محزون بود و نیاز به آرامش داشت؟

پاسخ این سؤال را خداوند می دهد:

«قالت الاعراب آمنّا قل لم تؤمنوا و لکن قولوا اسلمنا و لما یدخل الایمان فی قلوبکم»(۳۱)

یعنی ابوبکر (مسلمان شده بود ولی هنوز) بدرجه ایمان نرسیده بود لذا سکینه الهی بر او نازل نشد! البته این قول نیز خالی از اشکال نمی باشد. فتأملوا

 

ـــــــــ منابع:

  1. قرآن کریم، توبه(۹)، آیه ی ۴۰٫
  2. اعراب القرآن الکریم و بیانه، جلد۴، صفحه ۱۰۱ و ۱۰۲٫
  3. ترجمه تفسیر المیزان، جلد۹ ، صفحه ۳۷۳٫
  4. در آیه ۳۰ سوره انفال به تصمیمات مشرکین اشاره شده است.
  5. به این جان نساری امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام در آیه ۲۰۷ سوره بقره اشاره شده است.
  6. ترجمه تاریخ طبری، جلد ۳، صفحه ۹۰۹ تا ۹۱۸ (گزیده شده)؛ السیره النبویه، باب الهجره و بدایه المرحله المدنیه، الهجره الی المدینه ۱۲ ربیع الاول(ترجمه و گزیده شده).
  7. الروضه فی الکافی، ص۲۱۹، حدیث ۳۷۷؛ صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب من فضائل ابی بکر الصدیق رضی الله عنه، حدیث ۶۳۱۹؛ تفسیر المیزان، ج ۹، صفحه ۲۸۰؛ تفسیر ابن کثیر، تفسیر سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ تفسیر طبری، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰ و …
  8. حسین تهرانی، سوالات ما، صفحه ۳۴ (به نقل از کتب دیگر)؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، جلد۳، صفحه ۱۷۶٫
  9. تفسیر المیزان، جلد۹ ، صفحه ۲۸۰٫
  10. الروضه فی الکافی، ص۲۱۹، حدیث ۳۷۷٫
  11. تاریخ طبری، جلد ۳، صفحه ۹۱۷؛ تفسیر فخر رازی، تفسیر سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ و ….
  12. سید محمد ابراهیم بروجردی، تفسیر جامع، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰ به نقل از النور و البرهان.
  13. تاریخ طبری، جلد ۳، صفحه ۹۱۴؛ الصحیح من سیره النبی، جلد ۴، صفحه ۱۸۲؛ و …
  14. السیره النبویه، باب الهجره و بدایه المرحله المدنیه، الهجره الی المدینه ۱۲ ربیع الاول.
  15. تاریخ طبری، جلد ۳، صفحه ۹۱۲ و ۹۱۳؛ الصحیح من سیره النبی، جلد ۴، صفحه ۱۸۰؛ السیره النبویه، باب الهجره و بدایه المرحله المدنیه، الهجره الی المدینه ۱۲ ربیع الاول؛ منتهی الآمال، جلد ۱، صفحه ۸۸؛ تفسیر قرطبی، تفسیر سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ تفسیر فخر رازی، تفسیر سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ و ….
  16. تاریخ طبری، جلد ۳، صفحه ۹۱۲ و ۹۱۳؛ الصحیح من سیره النبی، جلد ۴، صفحه ۱۸۰؛ السیره النبویه، باب الهجره و بدایه المرحله المدنیه، الهجره الی المدینه ۱۲ ربیع الاول؛ تفسیر قرطبی، تفسیر سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ تفسیر فخر رازی، تفسیر سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ و ….

(با توجه به نقل کثیر قضیه ریختن خاک به سمت مشرکان و خواندن آیات ابتدای سوره مبارکه یس روشن می شود که توجهی به قول اول نشده است.)

  1. الصحیح من سیره النبی، جلد ۴، صفحه ۱۸۰٫
  2. آیه ۲۰۷ سوره بقره اشاره به این قضیه داشته و در شواهد التنزیل حسکانی ذیل آیه ۲۰۷ سوره بقره این قضیه را ضمن روایات متعدی ذکر کرده است؛ تاریخ طبری، جلد۳، صفحه ۹۱۱ و ۹۱۲
  3. معراج رسول گرامی اسلام در آیات ابتدای سوره مبارکه اسراء اشاره شده است.
  4. مهدی پیشوایی، تاریخ اسلام، از جاهلیت تا رحلت پیامبر اسلام(ص)، صفحه ۱۹۳
  5. الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، صفحه ۴۱۰، بنقل از کتاب النور و البرهان.
  6. تفسیر قرطبی، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ تفسیر فخر رازی، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰ و …
  7. تفسیر المیزان، جلد ۹، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ تفسیر نمونه، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ جوادی آملی، تفسیر سوره توبه، تفسیر آیه ۴۰ و …
  8. لقمان، آیه ۱۵
  9. قلم، آیه ۴۸
  10. تفسیر فخر رازی، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ تفسیر ابن کثیر و تفسیر طبری، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰(دو تفسیر اخیر انزال سکینه بر ابوبکر را با “قیل” ذکر کردند که نشان از ضعف آن از نظر آنها است.)
  11. توبه، آیه ۲۶
  12. تفسیر المیزان، جلد ۹، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰؛ تفسیر ابن کثیر، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰(ابن کثیر مینویسد سکینت بر رسول خدا نازل شده است و گفته شده بر ابوبکر سکینه نازل شده و در ادامه ضمن بیان دلیل نزول سکینت بر ابوبکر، آن را رد می کند.)؛ تفسیر طبری، سوره توبه، ذیل آیه ۴۰(ایشان نیز بیان می کند سکینه بر رسول خدا نازل شده و گفته شده بر ابوبکر)
  13. مغنی اللبیب، باب الرابع، فیما افترق فیه عطف البیان و البدل
  14. توبه، آیه ۲۶
  15. حجرات، آیه ۱۴

استفاده از مطالب این وب سایت بدون تغییر در محتوا مجاز است.

قالب وردپرس آنلاینر
قالب وردپرسقالب وردپرس