احادیثی از فاطمه زهرا سلام الله علیها

مختصری از زندگی نامه امام باقر علیه السلام

زندگی امام محمد باقر(ع)
اسم مبارک آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است که حضرت رسول(ع) آن حضرت را طی روایاتی به این لقب ملقب فرمود.[۱] کنیۀ مشهور آن حضرت، ابی جعفر و عمر مبارک ایشان مثل عمر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسین(ع) پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه‍ . ق، متولد شد و در سال ۱۱۴ از هجرت[۲] به دست ابراهیم‌بن‌ولید و به دستور هشام‌بن‌عبدالملک مسموم و شهید گردید. سه ساله بود که حماسۀ کربلا واقع شد و آن بزرگوار کربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسۀ کربلا،‌ سی و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگی پرتلاطمی را پشت سر نهاد. مدت امامت آن حضرت تقریباً نوزده سال بود.[۳]
امام باقر دو امتیاز در میان ائمه(ع) دارد. او جدد پدری ایشان امام حسین(ع) و جد مادری آن حضرت امام حسن(ع) است. از این جهت در حق ایشان گفته شده: «عَلَوِیٌّ مِنْ عَلَوِبَّیْنِ وَ فاطِمّیٌ مِنْ فاطِمَیَّیْنِ و هاشِمّیٌ مِنْ هاشِمَیَّیْنِ.» [۴] از نظر نسبت امتیاز فوق‌العاده را دارا است. خصوصاً اینکه مادر ایشان فاطمه دختر امام حسن(ع) زنی بسیار عالمه و مقدسه بود. از امام صادق نقل شده که فرمود: «جده‌ام صدیقه‌ای بود که در میان اولاد امام حسن، مثلش دیده نشده است.» [۵] و نیز خرق عادتی از ایشان نقل می‌کند و می‌‌فرماید: «مادرم پای دیواری نشسته بود که دیوار فرو ریخت. مادرم گفت: ساقط نشو به حق مصطفی که خداوند اذن نداده است که ساقط شوی. دیوار باقی ماند تا جده‌ام از پای آن گذشت.» [۶]
امتیاز دیگر آنکه وی پایه‌گذار انقلاب فرهنگی شیعه محسوب می‌‌شود. گرچه انتشار معارف شیعه به دست امام صادق(ع) صورت گرفت؛ ولی به دست امام باقر پایه‌‌‌‌‌‌‌گذاری شد.
در دوران امام باقر(ع) دولت بنی‌امیه رو به زوال بود. مردم از آنها متنفر بودند. به علت وجود کسی چون عمر بن عبدالعزیز،‌ که علاوه براینکه نفع بزرگی برای شیعه داشت، ضرر بزرگی نیز برای بنی‌امیه داشت و اختلاف شدیدی که در ممالک اسلامی پدید آمده بود و هر کسی از گوشه‌‌‌‌‌‌‌ای قیام می‌‌کرد، خلفا به سرعت تغییر می‌‌کردند ـ چنانکه در مدت امامت امام باقر(ع)،‌ در مدت نوزده سال پنج خلیفه روی کار آمدند: ولید بن عبدالملک،‌ سلیمان بن عبدالملک، عمربن عبدالعزیز، یزید بن عبدالملک، هشام بن عبدالملک ـ پس موقعیت مناسبی برای آن حضرت که از ظلم بنی‌امیه فارغ شده بود،‌ پدید آورد که انقلاب علمی را آغاز نماید و بزرگانی از عامه و خاصه در اطراف ایشان جمع شدند و حقایق اسلام، لطایف اسلام و بالاخره معارف اسلام را منتشر کردند. از این جهت رسول اکرم به ایشان لقب باقر داده است. لسان العرب می‌گوید: لُقَّبَ بِهِ‌ لِاَنَّهُ بَقَرَ الْعِلْمَ‌ وَعَرَفَ اَصْلَهَ‌ وَاسْتَنْبَطَ فَرْعَهُ وَتَوَسَّعَ فیهِ وَالتَّبَقُّرُ التّوسُّعُ.
«امام باقر، ملقب به این لقب است چون شکافندۀ علم است. پایه علوم اسلامی را شناخت و فروع آن را درک فرمود و آن را توسعه داد.» و ریشۀ تبقر به معنی توسعه است.
عامه و خاصه نقل می‌کنند که رسول اکرم به جابربن عبدالله انصاری فرموده است:
یَا جَابِرُ یُوشَکُ اَنْ تَبْقَی حَتّی تَلْقیَ وَلَداً لی مِنَ الْحُسَیْنِ یُقَالُ لَهُ مُحَمَّدٌ یَبْقُرُ عِلْمَ النَّبِیّیِنَ بَقْراً‌، فَاِذَا لَقِیتَهُ فَاْقَرأهُ مِنّیِ السَّلاَمُ. [۷]
«ای جابر! تو زنده می‌مانی و مردی از اولاد حسین را که نامش محمد است ملاقات می‌‌‌کنی که او علم انبیا را می‌شکافد. هنگامی که او را دیدی،‌ سلامم را به او برسان.»
جابر وقتی سلام پیامبر را به امام باقر رسانید،‌ حضرت فرمودند: «وصیت کن که در این چند روزه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌میری.» جابر گریست و گفت: از کجا می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گویی؟ حضرت فرمودند: ای جابر! به خدا قسم، پروردگار عالم علم گذشته و آینده را تا روز قیامت به من عنایت فرموده است. حضرت باقر را باقر نامیده‌‌اند؛‌ چون انتشار دین و معارف اسلامی را او شالوده ریزی کرده است. مفید در ارشاد گوید: «افرادی از اصحاب رسول الله(ع) که مانده بودند؛ نظیر جابربن عبدالله انصاری و بزرگان از تابعین رؤساء مسلمین از فقها و غیر فقها نظیر جابر جعفی، کیسان سختیانی، امین مبارک،‌ زهری،‌ اوزاعی، ابی‌ حنیفه، مالک، شافعی و زیادبن منذر، از امام باقر روایت نقل می‌کنند. [۸] همچنین مصنفینی نظیر طبری، بلاذری، سلامی، خطیب، ابی داود،‌ اسکافی،‌ مروزی، الاصفهانی، بسیط و نقاش و غیرهم از امام باقر(ع) روایت نقل می‌کنند. این افراد از علمای عامه هستند که بعضی از آنان به فیض محضر امام باقر رسیده‌اند، و بسیاری از علمای اهل تسنن اقرار دارند که حضرت، بزرگترین عالم زمان خویش بوده است. حتی حکم بن عتیبه یکی از علمای بسیار بزرگ عامه در تفسیر این آیه شریفه: اِنَّ‌فی ذلِکَ لَآیاتِ لِلْمُتَوَسِّمِینَ[۹] گفته است:
«وَاللّهِ‌ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیّ مِنْهُم.»؛ یعنی: به خدا قسم محمد باقر از متوسمین است. عبدالله بن عطا که او نیز از علمای عامه است،‌ می‌گوید: مَارَاَیْتُ الْعُلَمَاءَ. عِنْدَ اَحَدٍ اَصْغَرُ عِلْماً مِنْهُم عِنْدَ اَبِی جَعْفَرٍ لَقَدْ رَاَیْتُ‌ الْحِکَمَ‌ بْنَ عُتَیْبَهِ‌ عِنْدَهُ کَانَّهُ مُتَعَلَّمُ. [۱۰)]
«ندیدم دانشمندان را که نزد کسی چنین خویش را کوچک پندارند که نزد امام باقر کوچک بودند. حکم بن عتیبه نزد امام باقر فقط یک شاگرد بود.»
خواص اصحاب امام باقر و همچنین افرادی که از او روایت نقل می‌کنند، بیشتر از چندین هزار نفرند. ولی افراد فوق‌‌‌العاده مبرزی در میان آنها وجود دارند که جداً باید گفت فخرشیعه هستند. اجماع شیعه براین است که در میان اصحاب رسول الله و تابعین آنها که شاگردان اصحاب هستند و آن شش نفر عبارتند از: زراره معروف، الخربوز، ابوبصیر، فضیل بن یسار، محمدبن مسلم و یزید بن معاویه، که یکی از آنها مثل محمدبن مسلم سی هزار روایت از امام باقر روایت کرده،‌[۱۱] و می‌گوید این روایات از اسرار است که به کسی نباید بگویم.»
امام باقر دو امتیاز عالی علاوه بر امتیازهایی که برای ائمه(ع) وجود دارد، در میان ائمه دین دارند و از زبان ایشان به بعضی از آن امتیازها اشاره شده است.
مناقب ابن شهر آشوب از امام باقر نقل می‌کند که حضرت فرموده‌‌‌‌‌‌‌‌اند:
نَحْنُ جَنْبُ‌ اللّهِ وَنَحْنُ حَبْلُ اللَّهِ‌ وَنَحْنُ رَحْمَهُ اللّهِ عَلَی خَلْقِهِ‌ وَبِنَایَفْتَحُ اللّهُ وَبِنا یَخْتِمُ‌ اللّهُ، نَحْنُ اَئِمَّهُ الْهُدَی وَ مَصَابِیحُ‌ الدُّجَی وَ نَحْنُ الْعَلَمُ الَمَرْفُوعُ لِأهْلِ الدُّنْیَا وَ نَحْنُ السَّابقُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرْوُنَ، مَنْ تَمَسَّکَ بِنَالَحِقَ وَ مَنْ‌ تَخَلَّفَ‌ عَنّا غَرِقَ. نَحْنُ قَاَدَهُ الْمُحَجَّلینَ وَ نَحْنُ حَرَمُ اللّهِ وَ نَحْنُ الطَّریقُ وَالصِّراطُ الْمُسْتَقِیمِ اِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ نَحْنُ مِنْ نَعَمِ‌ اللّهِ‌ عَلی خَلْقِهِ وَ نَحْنُ الْمِنْهاجُِ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ النُّبُّوُّهِ وَ نَحْنُ مَوضِعُ الرِّسالَهِ وَ نَحْنُ اُصُولُ اِلدِّینِ وَ اِلَیْنَا یَخْتَلِفُ‌ الْمَلائِکَهُ وَ نَحْنُ السَّراجُ لِمَنْ اِسْتَضَاءَ‌ بِنَا وَ نَحْنُ السَّبِیلُ لِمَنِ اقْتَدی بِنَا وَ نَحْنُ الْهُداهُ اِلَی الْجَنَّهِ وَ نَحْنُ عُرْوَهُ اْلاِسْلامِ وَ نَحْنُ الْجُسُورُ وَ نَحْنُ الْقَنَاطِرُ مَنْ مَضَی عَلَیْنَا اَسْبَقَ وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنّا مَحِقَ وَ نَحْنُ السَّنَامُ اْلاَعْظَمِ وَ بِنَا یَصْرِفُ اللّهُ عَنْکُمُ الْعَذَابَ مَنْ اَبْصَرَبِنَا وَ عَرَفَنا وَ عَرَفَ حَقَّنا وَ اَخَذَ بِاَمْرِنَا فَهُوَ‌مِنّا. [۱۲]
این خطبۀ شریفه اشاره به آیات قرآن و روایات قطعی از پیامبر اکرم است:
«ما جنب خداوند متعالیم، جنب به معنی پهلو است و عرب چنانچه از وجه که به معنی صورت است ارادۀ ذات می‌کند و از ید که به معنی دست است ارادۀ قدرت می‌کند، از جنب، ارادۀ قرب می‌کند، و چون اهل بیت(ع) منتهای قرب الهی را دارند، به آنها جنب‌الله گفته می‌شود. این جمله امام باقر اشاره است به آیه‌ای که در سوره زمر است:
اَنْ تَقُولَ نَفْسُ یَا حَسْرَتی عَلَی مَافَرَّطُّتُ فی جَنْبِ اللّهِ[۱۳] یعنی: «توبه کنید قبل از اینکه بگویید ای وای به من و تفریط‌گری من دربارۀ خدا!» بنابراین تفسیر، معنی چنین می‌‌‌شود که می‌گوید: ای وای به من که سرو کاری با اهل بیت نداشتم. ماییم حبل‌ الله، این جمله اشاره است به آیۀ شریفۀ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَتَفَرَّقُوا. [۱۴]
یعنی «چنگ بزنید به ریسمان محکم خدا و متفرق نشوید.» ماییم از جملۀ رحمت واسعۀ پروردگار که بر بنده‌ها دارد. جمله اشاره است به آیۀ شریفۀ «وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیءٍ[۱۵].»؛ یعنی رحمت من هر چیزی را فراگرفته است. در روایات آمده است که رحمت واسعۀ خدا حقیقت اهل بیت(ع) است. ماییم که خلقت عالم از ابتدا تا انتها به دلیل ما است و خداوند به دلیل ما عالم را خلق نمود. این جمله که در زیارات نیز دیده می‌‌‌شود، اشاره به آیۀ شهادت است: وَکَذلِکَ جَعَلْنَا کُمْ اُمَّهً وَسَطاً لِتُکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسوُلُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً[۱۶] ؛ یعنی: «وهمانا ما شما ـ اهل بیت ـ را مستکمل آفریده‌‌‌‌‌‌ایم تا شاهد مردم باشید و رسول اکرم نیز شاهد بر شما.» و در روایات فراوان است که این شهادت واسطۀ فیض است. ما امامانی هستیم رهنما و چراغهای درخشان و علم افراشته شده برای مردم. ماییم سابقون و آخرون؛ یعنی اول ماییم و آخر ماییم ـ باز اشاره به واسطۀ‌فیض است ـ هر که به ما پناه برد، رستگار می‌‌‌شود و هر که از ما تخلف کند، غرق خواهد شد. جمله اشاره است به حدیث ‌نبوی که به طور متواتر از پیامبر اکرم روایت شده است. پیامبر(ع) فرموده است: «مثل اهل بیت، کشتی نوح است هرکه به آنان تمسک جوید، رستگار،‌ و هر که از آنان تخلف کند،‌ غرق خواهد شد.» [۱۷] ‌ما راهنمای افراد هستیم در روز قیامت که رستگارند. ماییم حرم الله که احترام ما در میان مردم محفوظ است. جملۀ ما راه مستقیم هستیم، اشاره به آیۀ اِهْدِنَا الصَّراطَ الْمُسْتَقِیمَ دارد. از جملۀ نعمتهای خدا بر بندگان هستیم. اشاره است به آیۀ شریفه: وَضَرَبَ اللُّه مَثَلاً قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأتِیَها رِزْقُهَا رَعَداً مِنْ کُلِ مَکَانٍ فَکَفَرتْ بِاَنْعُمِ اللّهِ فَاَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْف‌ِ بِمَاکَانُوا یَضْنَعُونَ. [۱۸] یعنی: «پروردگار عالم مثل زد به قریه‌ای که عقیده و امنیت و نعمت مثل باران برای آنها می‌بارید. آنان به نعمت خدا کفر ورزیدند؛‌ پس پروردگار عالم لباس قحطی و ناامنی را برآنان پوشانید، در قبال آنچه که انجام می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دادند.» راه حق و حقیقت هستیم و معدن نبوت. آنچه پیامبر داشته ما داریم،‌ و رسالت در خانۀ ما فرود آمده است: اَللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ[۱۹] ما پایه‌ های اسلام هستیم که از نور ما، بهره ببرند. ماییم عُرْوَهُ اْلُوْثقای اسلام. اشاره به آیۀ شریفه است: وَیُؤمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمَسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثُقَی لاَانْفِصَامَ لَهَا[۲۰] ، یعنی: «هرکه ایمان به خدا آورد، به دستاویز محکمی دست زده که ناگستنی است.» ما هستیم پای هرکه بخواهد به حق رسد و از ضلالت نجات یابد و به بهشت رود، باید ما را طی کند و از ما راهنمایی گیرد. هر که از ما عبور کرد، سبقت برد، و هرکه تخلف کند، نابود شد. بزرگترین حافظ اسلام هستیم. ماییم که به دلیل وجود ما عذاب دنیوی و اخروی از بندگان برطرف می‌شود. هر که ما را شناخت و حق ما را شناخت، و دستورات ما را اجرا کرد، از ما است ـ رستگار خواهد شد.ـ
باید گفت این جمله دارای اشارات و کنایات و لطایف فراوان است و باید کتابی دربارۀ این خطبه نگاشت. امام باقر(ع) اضافه بر فضایلی که همۀ اهل بیت دارند و حضرت در این خطبه به بعضی از آنها اشاره نموده است، دو امتیاز عالی دارد که فی‌ الجمله دربارۀ آن سخن گفتیم.
مورخین دربارۀ سؤال و جواب آن راهب نصرانی با امام باقر مطالبی نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که ما خلاصه‌ای از آن را می‌آوریم[۲۱].
هشام عبدالملک، حضرت باقر را به شام احضار نمود. آن بزرگوار همراه با امام صادق(ع) به طرف شام حرکت کردند. در بین راه راهبی را دیدند که ارادتمندان به دور او حلقه زده بودند، تا راهب آنان را نصیحت کند. حضرت باقر(ع) وارد جمع آنان شد. ابهت و تجلی نور امام باقر، راهب را تحت تأثیر قرار داد. آنگاه از حال آن بزرگوار استفسار کرد و مسایلی پرسید. مسایل او گرچه از نظر ما عوامانه است و با مقام قدس علمی حضرت باقر مناسبتی ندارد؛ ولی در آن دورۀ جهل، مسایلی بود بزرگ که توانست راهب و اطرافیانش را مسلمان کند:
۱ـ ساعتی که نه از روز است و نه از شب؟
فرمودند ساعتهای بین الطلوعین می‌باشد که از ساعتهای بهشت است. در آن ساعتها می‌توان آخرت را آباد کرد و سعادت دو جهان را به دست آورد.
۲ـ می‌‌‌‌‌‌‌گویند اهل بهشت فضولات ندارند، نشانۀ آن در این دنیا چیست؟
حضرت فرمودند: نشانۀ آن بچه‌‌‌‌‌‌‌‌ای است که در شکم مادر است.
۳ـ می‌گویند نعمتهای بهشت پایان ناپذیر است، نشانۀ آن در دنیا چیست؟
حضرت فرمودند: نشانۀ آن علم است که هرچه از آن بهره گیرند، نقصان ندارد.
۴ـ آن دو برادر که با هم متولد شدند و با هم مردند، اما عمر یکی از آنان پنجاه سال و عمر دیگری صد و پنجاه سال،‌ چه کسانی بوده‌‌اند.
حضرت جواب دادند: آن دو برادر عزیز و عزیر بوده‌اند که قرآن از آنها خبر می‌‌‌دهد که عزیز چون در زنده شدن مرده‌ها در روز قیامت تردید کرد،‌ پروردگار عالم جان او را صد سال گرفت سپس زنده کرد. آن راهب پس از شنیدن جوابهای حکیمانه، به اطرافیانش مسلمان شد. [۲۲] شأن ائمۀ طاهرین در تاریخ ناشناخته مانده است، گرچه ابن حجر متعصب در حق او گفته است: هُوَ بَاقِرُ الْعِلْمِ وَجَامِعُهُ وَشَاهِدُ عِلْمِهِ وَرَافِعُهُ صَفِیَ قَلْبُهُ وَزَکاعِلْمُهُ وَعَمَلُهُ وَ طَهَرَتْ نَفْسُهُ وَشَرُفَ خُلْقُهُ وَعُمِرّتْ اَوْقَاتُهُ بِطاعَهِ اللّهِ وَلَهُ‌ مِنَ الرُّسُوخِ فِی مَقَامَاتِ الْعَارِفیِنَ مَایَکِلُّ عَنْهُ اَلْسِنَهُ الْواصِفِینَ وَلَهُ کَلِمَاتٌ کَثِیرهٌ فِی السُّلوُکِ وَالْمَعَارِفِ لاتُجَمِّلهُامِنْ الْعَجَالَه. [۲۳]
«او جامع علوم و شکافندۀ علم و توسعه دهندۀ علم بود. او نمایانگر علم بود و علم را رفعت داد. قلب او مهذب و علم و عمل او پاک بود. او طاهر و مطهر بود، خلق او عالی بود و عمر او در اطاعت خداوند صرف شد. تبحری در عرفان داشت که زبان، گویای آن نیست. سخنان او در عرفان و سیر و سلوک به حدی است که نمی‌تواند در این گفتار ضبط شود.» صاحب جنات الخلود که شیعه است می‌گوید: «اکثر اوقات او صرف اطاعت خدا می‌شد. از خوف خدا می‌گریست. بسیار متواضع بود. تمام روزها برسر مزارع می‌رفت و کار می‌کرد و آنچه به دست می‌آورد،‌ در راه خدا صرف می‌‌‌‌‌‌‌نمود. سخی‌‌‌ترین مردم بود و تمام علما نزدش می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمدند. علمشان قطره‌‌‌‌‌ای بود در مقابل دریا، و نظیر امیرالمؤمنین(ع) چشمه‌های حکمت از اطرافش می‌جوشید و در مقابل جلالتش هر جلیلی کوچک بود.»
در خاتمه، معجزه‌ای از معجزات آن حضرت را یادآور می‌شویم: کلینی رَحِمه اللّهُ در کافی از ابی بصیر نقل می‌کند که نزد امام باقر(ع) رفتم و گفتم: شما وارث رسول اکرم هستید؟ فرمودند: آری. گفتم: رسول‌الله وارث انبیاست و آنچه آنان می‌دانند او می‌داند؟ فرمود: آری، چنین است. گفتم: بنابراین شما قدرت دارید که مرده را زنده کنید و کور مادرزاد و مرض برص را شفا دهید، چنانچه قرآن دربارۀ عیسی(ع) فرمود: به اذن پروردگار قدرت داریم. سپس فرمود جلو بیا! چون جلو رفتم دست مبارک خود را به چشمهای من زد و من بینا شدم. سپس به من فرمودند: ای ابی‌بصیر! آیا می‌خواهی بینا باشی؛ ولی در روز قیامت مثل مردم،‌ حساب و کتاب و مشقتهای آخرت را دارا باشی، یا کور باشی ولی در آخرت بدون محاسبه به بهشت روی؟ ابی بصیر می‌‌‌‌‌‌‌‌گوید: کوری را انتخاب کردم. [۲۴]

——————-
پی نوشت ها:

[۱]. اعلام الوری شیخ طبرسی ره ص ۲۶۸ چاپ نجف.
[۲]. اصول کافی ص ۴۷۲٫
[۲]. اصول کافی ص ۴۷۳٫
[۴]. اعلام الوری ص ۲۶۴٫
[۵]. اصول کافی ج ۱ ص ۴۶۹: کانت صدیقه لم تدرک فی آل الحسن امراه مثلها
[۶]. اصول کافی ج ۱ ص ۴۶۹
[۷]. مناقب ابن شهر آشوب ج ۴ ص ۱۹۷
[۸]مناقب ابن شهر آشوب ج ۴ ص ۱۹۵
[۹]. واانها لبسیل مقیم (حجر / آیه ۷۵ و ۷۶) امام صادق(ع) می‌فرماید: نَحْنُ الْمُتَوَسِّمِوُنَ وَالسَّیلُ فینا مُقیمٌ (اصول کافی ج ۱ / ۲۱۸)
[۱۰]. حیله الاولیاء، مناقب ابن شهر آشوب ره ج ۴ ص ۲۰۴٫
[۱۱]. مناقب ابن شهر آشوب (ره) ج ۴ ص ۱۹۵ ـ ارشاد شیخ مفید ره ص ۲۴۶ چاپ آخوندی
[۱۲]. مناقب ابن شهر آشوب ج ۴ ص ۲۰۶ و ۲۰۷٫
۱۳]. زمر، قسمتی از آیه ۵۶٫
[۱۴]. آل عمران، قسمتی از آیه ۱۰۳٫
[۱۵]. اعراف، قسمتی از آیه ۱۵۶٫
[۱۶]بقره، قسمتی از آیه ۱۴۳٫
۱۷]. مستدرک الصحیحین ج ۲ ص ۳۴۳ متقی در کنز العمال ج ۶ ص ۲۱۶، خطیب بغدادی در تاریخ ج ۱۲ ص ۱۹، سیوطی در درالمنثور سوره بقره آیه و اذقلنا ادخلوا هذه …، و …
[۱۸].نحل، آیه ۱۱۲٫
[۱۹]. انعام، قسمتی از آیه ۱۲۴٫
[۲۰]. بقره، قسمتی از آیه ۲۵۶٫
[۱۲]. امان الأخطار سید بن طاووس ره ـ جلاء العیون شبر ره ج ۳ ص ۲۳ و ۲۴٫
[۲۲]. منتهی الآمال ج ۲ باب ۷ ف ۵٫
[۲۳]. صواعق محرقه ـ منتهی الآمال ج ۲ ب ۷ ف اول
[۲۴]. اصول کافی ج ۱ ص ۴۷۰٫

در تاريخ ۲۸/مهر/۱۳۹۶ دیدگاه‌ها برای مختصری از زندگی نامه امام باقر علیه السلام بسته هستند برچسب ها :

دیدگاه ها غیر فعال شده اند

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبلاگ در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است
طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین