احادیثی از فاطمه زهرا سلام الله علیها

مختصری از زندگی نامه امام سجاد علیه السلام

اسم مبارک آن بزرگوار علی است و مشهورترین القاب آن حضرت زین‌العابدین و سجاد است و مشهورترین کنیۀ او ابامحمد و ابوالحسن است. مدت عمر آن بزرگوار مثل پدر بزرگوارش پنجاه و هفت سال است؛[۱]زیرا پانزدهم جمادی الاول سال سی و هشت از هجرت به دنیا آمد. تولد آن بزرگوار دوسال قبل از شهادت امیرالمؤمنین(ع) است و تقریباً بیست و سه سال با پدر بزرگوارش زندگی کرد. مدت امامت آن بزرگوار سی و چهار سال است. [۲]
حضرت سجاد(ع) پدری چون حسین دارد و مادرش دختر یزدگرد[۳] پادشاه ایران است که دست عنایت حق به طور خارق‌العاده این دختر را به امام‌حسین می‌رساند. شرافت این زن آن است که مادر نه نفراز ائمۀطاهرین می‌شود و چنانچه حسین(ع) اب‌الائمه است، این زن نیز ام الائمه است. اما از نظر فضایل انسانی: امام سجاد(ع) گرچه با اهل بیت(ع) و جه اشتراک در همۀ فضایل دارد و هیچ فرقی میان آنان از نظر صفات و فضایل انسانی نیست؛ اما از نظر گفتار و کردار شباهت تامی به جدشان امیرالمؤمنین(ع) دارد:

ایمان امام سجاد(ع)
امیرالمؤمنین(ع) در دعای صباح می‌گوید: یَامَنْ دَلَّ عَلَی ذَاتِهِ بِداتِهِ.
«ای کسی که برهان وجود خود هستی!»
حضرت سجاد نیز در دعای ابوحمزه ثمالی می‌گوید: بِکَ عَرَفْتُکَ وَاَنْتَّ‌ دَلَلْتنَی عَلَیْکَ وَدَعَوْنَنَی اِلَیْکُ وَلَوْلاَ اَنْتَ لَمْ أدْرِمَا اَنْتَ.
«تو را به خودت شناختم و تو دلالت نمودی مرا بر خودت و دعوت نمودی به خودت و اگر نبودی، ترا نمی‌شناختم.»
این‌گونه کلمات، منتهای ایمان را می‌ رساند و این همان ایمان شهودی است که امیرالمؤمنین می‌فرماید: لَوْ کُشِفَتْ لِیَ الْغِطاءُ مَا ا‌ْزدَدْتُ یَقِیناً. [۴]
«اگر بر فرض محال ممکن بود خدا را به این چشم ظاهری دید و می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیدم، بر یقین من که الان به ذات مقدس حق دارم، افزوده نمی‌شد.»

علم امام سجاد
اگر امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید: «از من بپرسید هرچه می‌خواهید، که به خدا قسم تمام وقایع را تا روز قیامت می‌دانم. حضرت سجاد نیز می‌گوید: «اگر نمی‌ترسیدم که مردم در حق ما غلو کنند، وقایع را تا روز قیامت می‌گفتم.»

تقوای امام سجاد(ع
میرالمؤمنین(ع) می‌فرمود: وَاللَّهِ لُوْاُعْطِیتُ اْلاَقالِیمَ السَّبْعَهِ وَمَا تَحْتَ اَفْلاَکِهَا عَلَی اَنْ اَعْصِیَ اللّهَ فِی نَمْلَهٍ اَسْلُبُهاَ جِلْبَ شَعِیرَهٍ مَافَعَلْتُهُ. [۵]
«به خدا قسم اگر تمام عالم هستی را به من دهند که به مورچه‌ای ظلم کنم و بی‌جهت پوست جوی را از دهان آن بگیرم، نمی‌کنم.»
حضرت سجاد نیز می‌فرمود:
تَعْصِی الْآلهَ وَاَنْتَ تُطْهِرُ حُبَّهُ هَذَا لَعَمْرِی فِی الْفِعَالَ بَدِیِعُ
لَوْ کُنْتَ تُظْهِرُحُبَّهُ لأطَعْتَهُ اِنّ‌ الْمُحِبَّ لِمَنْ یُحِبُّ مُطیعُ
«خداوند را معصیت می‌کنی و ادعا می‌‌‌‌کنی که او را دوست داری! به جان من این دعا از عجایب امور است. اگر راستی خدا را دوست داشتی، او را اطاعت می‌‌‌‌‌‌‌کردی؛ زیرا محب همیشه مطیع محبوب است.» [۶]
در این اشعار نیز امام سجاد می‌گوید: محال است که خداوند را معصیت کنم؛‌ زیرا او را دوست دارم.

عبادت امام سجاد(ع)
دربارۀ امیرالمؤمنین گفته شده است که روزها به ایجاد باغ و قنات برای فقرا و محتاجین مشغول بود، و تا به صبح عبادت می‌کرد. حضرت سجاد نیز چنین بود، چه بسیار باغها و قنوات که به دست ایشان برای دیگران آباد یا ایجاد شد. عبادت و سجدۀ او به حدی بود که به زین‌ العابدین و سجاد ملقب شد. [۷]
از رسول اکرم روایت شده که روز قیامت خطاب می‌شود: «کجا است زین العابدین؟» و می‌بینم که فرزندم علی بن الحسین جواب می‌دهد و می‌‌‌‌‌آید. [۸] از امام باقر روایت شده که:‌ «پدرم را می‌دیدم که از کثرت عبادت پاهای او ورم کرده، و صورت او زرد، و گونه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش مجروح، و محل سجدۀ او پینه بسته بود. [۹] »

سخاوت، فتوت و رأفت امام سجاد(ع
یکی از کارهای امیرالمؤمنین(ع) اداره کردن فقرا به طور مخفیانه بوده است. امیرالمؤمنین شبها خوراک، پوشاک و هیزم به خانۀ بینوایان می‌برد، و آن بینوایان حتی نمی‌دانستند که چه کسی آنها را اداره می‌‌‌‌‌‌کند. همچنین میان مورخین مشهور است که امام سجاد(ع) چنین بوده است. [۱۰]
راوی می‌گوید: در محضر امام صادق(ع) بودیم که از مناقب امیرالمؤمنین(ع) صحبت شد و گفته شد هیچ‌‌‌‌‌‌‌کس قدرت عمل امیرالمؤمنین را ندارد و شباهت هیچ‌کس به امیرالمؤمنین،‌ بیشتر از علی بن الحسین نبوده است که صد خانواده را اداره می‌کرد. شبها گاهی هزار رکعت نماز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواند.»
از طریق اهل تسنن روایت شده است که چون حضرت سجاد شهید گشت، روشن شد که آن حضرت صد خانواده را به طور مخفی اداره می‌کرده است.» [۱۱]

زهد امام سجاد(ع
چنانچه امیرالمؤمنین(ع) زاهد به تمام معنی بوده است و دلبستگی به مالی و به کسی جز به خدای متعال نداشته است؛ همچنین بوده است امام سجاد(ع). لذا به اصحاب خود سفارش می‌‌‌‌‌فرمود: اَصْحَابِی، اِخْوَانِی،‌ عَلَیْکُمْ بِدَارِ الْآخِرَهِ وَلاَاُوصِیکُمْ بِدَارِ الدُّنْیَا فَاِنَّکُمْ عَلَیْهَاوَبِهَا مُتَمَسِّکُونَ اَمَا بَلَغَکُمْ اَنَّ‌ عِیسَی عَلَیْهِ السَّلامُ قَالَ لِلْحَوارِیّیِنَ: اَلدُّنْیا قَنْطَرهٌ فَاعْبُروُها وَلاَتَعْمُروُها. وَقَالَ: مَنْ یَبْنی عَلَی مَوْجِ الْبَحْرِ دَارا؟ تِلْکُمُ الدَّارُ الدُّنْیَا وَ لاَ تَتَّخِذُوهَا قَرَاراً. [۱۲]
«ای یاران من! برادران من! مواظب خانۀ آخرت باشید. من سفارش دنیا را به شما نمی‌کنم؛ زیرا شما برآن حریص هستید و به آن چنگ زده‌‌‌‌اید. آیا نشنیده‌‌اید که حضرت عیسی به حواریون می‌‌‌گفت: دنیا پل است، از روی آن بگذرید و به تعمیرش نپردازید! چه کسی روی موج آب خانه می‌‌سازد؟! موج دریا این دنیا است، به آن دلبستگی نداشته باشید.»

شجاعت امام سجاد(ع
شجاعت امیرالمؤمنین(ع) زبانزد خاص و عام است، و اگر گفتار امام سجاد(ع) را در مجلس ابن‌زیاد و در مجلس یزید و مخصوصاً خطبۀ آن بزرگوار را در مسجد شام در نظر بگیریم، شجاعت این بزرگوار نیز بر ما روشن می‌شود.
امیرالمؤمنین شجاعت خود را در میدان برای افرادی مثل عمروبن‌عبدود و مرحب خیبری به کار می‌برد و فرزند گرامی او امام‌سجاد، شجاعت را در مجلس ابن‌زیاد و مجلس یزید و روی منبر، در مسجد شام به کار برده است.

سیاست امام سجاد(ع
امیرالمؤمنین به اقرار همۀ مورخین از سنی و شیعه پاسدار اسلام بود و رأی و تدبیر او فوق‌العاده بود؛ چنانکه عمر بیشتر از هفتاد مورد گفته است: لَوْلاَ عَلِیٌ لَهَلَکَ عُمَرُ؛ یعنی: «اگر علی نبود، عمر هلاک شده بود.» [۱۳]
امام سجاد(ع) در مدت سی و پنج سال پاسدار شیعه بود. مورخین معتقدند که تدبیر امام سجاد، مدینه را و بسیاری از شیعیان را از دست کسانی چون یزید و عبدالملک مروان نجات داد.

فصاحت و بلاغت امام سجاد(ع)
فصاحت به معنی خوب سخن گفتن، مجاز، کنایه، لطایف و مثالها را به کاربردن است،‌ و بلاغت سخن خوب گفتن، بجا سخن گفتن، از طول کلام بی‌فایده پرهیز داشتن است. فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین، مورد اقرار همه است، طوری که دربارۀ نهج‌البلاغه گفته شده:
دُونَ کَلاَمِ الْخَالِقِ وَفَوْقَ کَلاَمِ الْمَخْلُوقِ
«پایین‌تر از کلام خالق و بالاتر از کلام مخلوق است.»
امام سجاد، صحیفۀ کامله سجادیه را به جهان عرضه داشت. صحیفه‌ای که چون آن نیامده و نخواهد آمد. صحیفه‌ای که در ضمن دعا، معارف اسلام،‌ سیاست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعیات اسلام، حقانیت شیعه، حقانیت اهل بیت، انتقاد از ظلم وظالم، سفارش به حق و حقیقت، و بالاخره یک دوره معارف اسلامی را آموزش می‌دهد. صحیفه‌ای که محققین، اسم آن را اخت القرآن،[۱۴] انجیل اهل بیت، زبور آل محمد نهاده‌اند. صحیفه‌ای که ابلهی با فصاحت ادعا کرد که می‌تواند چون آن بیاورد. چون قلم به دست گرفت و نتوانست، دق کرد و مرد.[۱۵]

جهاد امام سجاد(ع
امیرالمؤمنین(ع) بزرگترین مجاهد اسلام است که توانست اسلام را از دست کفار و مشرکین نجات دهد؛ ولی فرزندش امام سجاد گرچه در کربلا کشته نشد؛ اما وجودش، بقایش و اسارتش عامل بقای اسلام بوده است. قیام ابی‌عبدالله الحسین(ع) درختی بود که در کربلا کاشته شد و آبیاری و به ثمر رساندن و نگاهداری از آن به دست امام سجاد(ع) و به دست زینب‌کبری انجام گرفت.
تدبیر امام سجاد در اسارت، گریه‌های امام سجاد در مدینه، نوحه‌ خوانی و روضه خوانیهای آن حضرت در مدت سی و پنج سال سخنرانیش، به موقع جهادی بود فوق‌العاده مفید و ثمر بخش که تحلیل سیاسی تاریخ، این مطالب را نشان می‌دهد.

حلم امام سجاد(ع
دربارۀ امیرالمؤمنین گفتاری نقل شده و ایشان فرمودند: «بر آدم بیخودی گذشتم که به من بد می‌‌‌گفت. از او صرف‌نظر کردم، گویی که او حرفی نزده است.» دربارۀ امام سجاد نیز گفتاری نقل شده است و ایشان فرمودند: «بر کسی گذشتم که به من بد می‌‌گفت. بدو گفتم که اگر راست می‌‌‌گویی، خداوند متعال مرا رحمت کند، و اگر دروغ می‌گویی، خدا تو را بیامرزد!» [۱۶]

تواضع امام سجاد(ع
آن حضرت با فقرا می‌نشست، با آنان غذا می‌خورد، از آنان دلجویی می‌کرد، به آنان لطف داشت و پناه آنان بود، برای آنان کار می‌کرد و از آنان پذیرایی می‌نمود، و دربارۀ آنان به دیگران سفارش می‌کرد.
تاریخ‌نویسان اقرار دارند که امام سجاد(ع)،‌ دوست داشت فقیران، یتیمان و بینوایان سر سفره‌اش باشند و با آنها بنشیند، غذا برای آنها آماده کند و حتی غذا در دهن آنان بگذارد.

عفو و جوانمردی امام سجاد(ع
اگر تاریخ دربارۀ امیرالمؤمنین(ع) می‌گوید که چگونه از ابن‌ملجم مواظبت کرد و هنگامی که ظرف شیری را برای حضرت می‌آوردند؛ نیمی را می‌خورد و نیم دیگر را برای او می‌فرستاد، و دربارۀ او وصیت و سفارش فراوان نمود، دربارۀ امام سجاد نیز منقول است که: فرماندار مدینه که دل امام سجاد را خون کرده بود، از طرف عبدالملک مروان معزول شد و امر شد که او را به درختی ببندند و مردم بیایند و به او توهین کنند. امام سجاد(ع) اصحاب خود را خواست و سفارش فرمود که مبادا به او توهین شود! امام سجاد نزد او رفت و او را دلداری داد و نزد عبدالملک مروان وساطت او را کرد که از این خواری نجات یابد.
آن فرماندار معزول می‌گفت از علی بن الحسین و یارانش ترس دارم زیرا به آنها ظلم بسیار کردم. [۱۷]

ابهت و شخصیت امام سجاد(ع
دربارۀ امیرالمؤمنین(ع) گفته شده که بسیار متواضع بود؛ ولی بزرگی شخصیت آن بزرگوار میان همه محفوظ بود. همچنین است فرزند عزیزش امام سجاد(ع).
در تاریخ ضبط است که هشام بن عبدالملک به حج آمده بود و کثرت جمعیت مانع شد که حَجَرُالْأسْوَدْ را استلام کند. پس در گوشه‌ای برای او فرشی انداخته و نشسته بود که امام سجاد وارد طواف شد و وقتی به حجرالاسود رسید، مردم کنار رفتند و حضرت مکرر استلام نمود. هشام فوق‌العاده ناراحت شد. یکی از اطرافیان پرسید: این مرد کیست که مردم چنین به او احترام دارند؟! هشام تجاهل کرد و گفت: نمی‌دانم! فرزدق آنجا بود، فی البداهه قصیدۀ مفصلی دربارۀ امام سجاد سرود. ما چند بیت از آن قصیده را می‌آوریم. تمام قصیده در مناقب ابن شهر آشوب موجود است:
هذَا الَّذِی تَعْرِفُ الْبَطْحاءُ وَطْأتَهُ وَالْبَیْتُ یَعْرِفُهُ‌ وَالْحِلُّ وَالْحَرَمُ
مَا قَالَ لاَقَطُّ اِلاَّ فِی تَشَهُّدِهِ لَوْلاَ التَّشَهُّدُ کَانَتْ لاَئُهُ نَعَمُ
یُغْضِی حَیاءً وَبُغْضَی مِنْ مَهَابَتِهِ فَمَا یُکَلَّمُ اِلاَّ‌ حِینَ یَبْتَسِمُ
مِنْ مَعْشَرٍ حُبُّهُمْ دِینٌ وَبُغْضُهُم کُفْرٌ وَقُرْبُهُمْ مُنْجیٍ وَمُعْتَصَمُ
ُقَدَّمٌ بَعْدَ ذِکْرَ اللّهِ ذِکْرُهُمْ فِی کُلِّ‌ فَرْضِ وَمَخْتُومٌ بِهِ الْکَلِمُ
این مردی است که حجاز، خانۀ خدا، حل، حرم او را می‌شناسند. نه،‌ در کلامش نیست ـ حاجت سائل را همیشه برآورده می‌کند جز در تشهد ـ که لا اله الا الله می‌گوید، و اگر تشهد در نماز نبود، نۀ او، همیشه آری بود؛ هنگام برخورد با مردمان چشمها را فرو می‌بندد،‌ برای آنکه حیا دارد، و دیگران چشم فرو می‌بندند،‌ به جهت ابهتی که او دارد و سخن با او نمی‌گویند، مگر که آن بزرگوار تبسم کند. روز قیامت حب آنها دین است و بغض آنها کفر است و قرب و نزدیکی به آنان پناه و نجات انسانها است. در نمازها یاد آنها و اسم آنها مقدم بر هر چیزی است بعد از اسم خدای متعال. نمازها به اسم آنان تمام می‌شود ـ یعنی در نماز بعد از اسم خدا در اقامه، اسم اهل بیت است ـ و آخر مطلب که در تشهد آخر گفته می‌شود، باز اسم اهل بیت است.
گفته شده که فرزدق به این اشعار آمرزیده شده است و به گفتۀ جامی اگر اهل عالم به این اشعار آمرزیده شوند، جا دارد.[۱۸]

زندگی امام سجاد(ع
می‌دانیم زندگی امیرالمؤمنین(ع) پر تلاطم بود. در نهج‌البلاغه می‌فرماید: فَصَبَرْتُ وَفِی الْعَیْنِ قَدْی وَفِی الْخَلْقِ شَجَی(۱۹) یعنی: «صبر نمودم در مصایب نظیر کسی که خاری در چشم و استخوانی درگلو داشته باشد.» ولی زندگی امام سجاد(ع) از زندگی امیرالمؤمنین(ع) بسیار پرتلاطم‌تر بود. آن حضرت در بحبوحۀ جنگ صفین به دنیا آمد. در زمان معاویه و آن جنایاتش پرورش پیدا کرد. معاویه را با کشتارهای دسته‌جمعی شیعیان، با اشاعۀ سب امیرالمؤمنین در خطبه‌ها و بعد از نمازها دیده است. بعد،‌ حماسۀ کربلا و اسارت، که هر روزی از آن چند بار مرگ است،‌ مجلس ابن‌زیاد و مجلس یزید را با اهل بیت پدرش پشت سر نهاد. قضیۀ حره که ننگی است بر دامن مسلمانان را مشاهده کرد.
یزید سال دوم سلطنت، شخصی را با پنج هزار لشکر به مدینه فرستاد و دستور قتل عام داد وسه روز مدینه را برای لشکریان خود مباح اعلام نمود. (۲۰)
او شاهد قضیۀ عبدالله بن زبیر است ـ که همۀ بنی‌‌‌هاشم و من جمله محمدبن حنفیه را در شعب ابی طالب جمع نمود که بسوزاند و چون دشمن رسید، موفق نشد ـ شاهد مروان بن حکم بود که دشمن سرسخت اهل بیت بود. شاهد حکومت عبدالملک مروان با فرماندارش حجاج بن یوسف ثقفی است. زندانی زندان حجاج بن یوسف که در میان بیابانی، پنجاه هزار زندانی در آن زندان بود و دمیری در حَیواهُ الْحیوان می‌گوید: «خوراک آنها دو قرصه نان بود که بیشتر آن خاکستر بود. شاهد کشتار بیشتر از صد هزار نفر بود، به جرم دوستی با اهل بیت. پنجاه و هفت سال در این دنیا زندگی کرد؛ ولی هر روز از آن برای آن بزرگوار قتلگاهی بود.
وَ السَّلامُ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ اسْتُشْهِد وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیّا

—————————
پی نوشت ها:

[۱]. اصول کافی ج ۱ ص ۴۶۶٫
[۲]. سال وفات / ۹۵ ه‍ .ق در مدینه ترجمۀ ارشاد مفید ج ۲ ص ۱۳۹ـ۱۳۸٫
[۳]. اصول کافی ج ۱ ص ۴۶۶٫
[۴]. ابن ‌حدیث شریف را بسیاری از علماء بزرگ مانند علامه حلی و شیخ بهائی،‌ تفسیر نمودند که آن را مرحوم سید نعمه الله جزائری در کتاب شریف انوار النعمانیه ج ۱ ب ۱ نقل نموده و آن را شیخ صدوق در ضمن خبری از حره دختر حلیمه سعدیه بیان نموده که آن بانوی پاکدامن در مجلس حجاج بن یوسف دیکتاتور معروف، افضلیت علی(ع) بر انبیاء بزرگ را اثبات نمود.
[۵]. نهج البلاغه فیض ره ص ۷۱۴٫
[۶]. بحار ج ۱۱ ص ۸۳ ط قدیم.
[۷]. منتهی الامال ج ۲،‌ نقل از امام باقر (ع).
[۸]. منتهی الامال ج ۲ ب ۶ ف ۱٫
[۹]. اعلام الوری ص ۲۶۰
[۱۰]. بحار الانوار ج ۱۱ ص ۱۹ چاپ قدیم ـ ارشاد ج ۲ ص ۱۴۸
[۱۱]. مناقب ابن شهرآشوب ج ۴ ص ۱۵۳ و ۱۵۴
[۱۲]. منتهی الامال ب ۶ ف ۴ ـ ج ۲
[۱۳]. کنزالعمال ج ۱ ص ۱۵۴،‌ ذخائر العقبی ص ۸۲ ـ فیض القدیر ج ۳ ص ۳۵۶، مستدرک الحاکم ج ۱ ص ۴۵۷
[۱۴]. محدث نوری (ره) در مستدرک الوسائل
[۱۵]. مناقب ابن شهر آشوب ج ۴ ص ۱۳۷٫
[۱۶]. بحار الانوار چاپ قدیم ج ۱۱ ص ۱۳ ـ مناقب ابن شهر آشوب ج ۴ ص ۱۵۷
[۱۷]. مناقب ابن شهر آشوب ج ۴ ص ۱۶۳ ـ ارشاد مفید ره ج ۲
[۱۸]. الفصول العلیه تألیف محدث قمی ره ص ۱۲۷ـ۱۲۶ چاپ انتشارات در راه حق ـ قم.
[۱۹]. نهج البلاغه خطبه شقشقیه ص ۴۶٫
[۲۰]. مدائنی از زهری روایت کرده که هفتصد نفر از وجوه ناس (مردم سرشناس) از قریش و انصار و مهاجر و موالی کشته شد و از سایر مردمان غیر معروف از زن و مرد و حر و عبید، مقتولین ده هزار تن به شمار رفت … بعد از واقعه حره هزار زن بی‌شوهر فرزند زنا متولد کرد و ایشان را «اولاد الحره» نامیدند، و به قولی دیگر ده هزار زن و در اخبار الدول فرمانی است که با هزار دختر با کره زنا کردند. (تتمه المنتهی چاپ تهران).

در تاريخ ۲۸/مهر/۱۳۹۶ دیدگاه‌ها برای مختصری از زندگی نامه امام سجاد علیه السلام بسته هستند برچسب ها :

دیدگاه ها غیر فعال شده اند

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبلاگ در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است
طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین