احادیثی از فاطمه زهرا سلام الله علیها

احادیثی از امام جعفر صادق علیه السلام

۱. صله رحم در حضر و سفر
التَّواصُلُ بَینَ الإخوانِ فِی الحَضَرِ التَّزاوُرُ وَ التَّواصُلُ فی السَّفَرِ المُکاتَبَهُ.
ارتباط میان برادران در زمان حضور ، دید و بازدید است و در سفر ، نامه نگارى.

 

 

۲. گرفتار مکر خدا
إذا رَأیتُمُ العَبدَ مُتَفَقِّدا لِذُنوبِ (النّاسِ)ناسِیا لِذُنوبِهِ ، فَاعلَموا أنَّهُ قَد مُکِرَ بِهِ.
هر گاه دیدید بنده گناهان مردم را مى جوید و گناهان خودش را از یاد برده است، بدانید که گرفتار مکر [ خدا ]شده است.

 

 

۳. بهترین دوست
أحَبُّ إخوانی إلَیَّ مَن أهدى إلَیَّ عُیوبی.
محبوبترین برادرانم نزد من، کسى است که عیبهایم را به من هدیه کند.

 

 

۴. چه کسی گول خورده است؟
مَن وَثِقَ بثلاثَهٍ کانَ مَغرورا:مَن صَدَّقَ بما لا یکونُ ، ورَکَنَ إلى مَن لا یَثِقُ بهِ ، وطَمِعَ فیما لا یَملِکُ.
هر که به سه چیز اعتماد کند،گول خورده است : کسى که آنچه را شدنى نیست، باور کند و به کسى که بدو اعتماد ندارد، تکیه کند و در آنچه مالک آن نیست، چشم طمع بندد.

 

 

۵. از شرایط قبولی عمل
لا یَقبَلُ اللّه ُ مِن مُؤمِنٍ عَمَلاًوهُوَ مُضمِرٌ عَلى أخیهِ المُؤمِنِ سُوءا.
خداوند از مؤمنى که نسبت به برادر مؤمن خود نیّت بد داشته باشد، هیچ عملى را نمى پذیرد.

 

 

۶. لزوم بصیرت برای رسیدن به مقصد
العامِلُ عَلى غَیرِ بَصیرَهٍ کَالسّائرِ عَلى غَیرِ الطَّریقِ ، ولا یَزیدُهُ سُرعَهُ السَّیرِ مِنَ الطَّریقِ إلّا بُعدا.
کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از راه دورتر مى افتد.

 

 

۷. کظم غیظ مایه‌ی عزت انسان است
ما مِن عَبدٍ کَظَمَ غَیظا إلّا زادَهُ اللّه ُعَزَّوجلَّ عِزّا فی الدّنیا والآخِرَهِ.
هیچ بنده اى خشم خود را فرو نخورد، مگر این که خداوند عز و جل بر عزّت او در دنیا و آخرت افزود.

 

 

۸. مبغوض ترین انسان
إنَّ أبغَضَ خَلقِ اللّه ِ عبدٌ اتّقَى النّاسُ لِسانَهُ.
مبغوض ترین خلق خدا بنده اى است که مردم از زبان او بترسند.

 

 

۹. با غیر زبان مردم را راهنمایی کنید
کونوا دُعاهً لِلناسِ بِالخَیرِ بِغَیرِ ألسِنَتِکُم ؛ لِیَرَوا مِنکُم الاجتِهادَ وَالصِّدقَ وَالوَرَعَ.
مردم را به غیر از زبانتان به خوبى فرا خوانید تا در شما کوشش و راستى و پرهیزکارى ببینند.

 

 

۱۰. بلا نشانه‌ی محبوبیت انسان نزد خدا
إذا أحَبَّ اللّه ُ قَوما أو أحبَّ عبداصَبَّ علَیهِ البلاءَ صَبّا، فلا یَخرُجُ مِن غَمٍّ إلّا وقَعَ فی غَمٍّ.
هرگاه خداوند مردمى یا بنده اى را دوست بدارد بر سر او بلا مى ریزد و از غمى به در نمى آید مگر آن که در غمى دیگر فرو مى افتد.

 

 

۱۱. مُؤمن مامن مؤمن
اِنَّ الْمُؤمِنَ لَیَسْکُنُ اِلَى الْمُؤْمِنِ کَما یَسْکُنُ الظَّمْآنِ اِلَى الْماءِ الْبارِدِ
به راستى که مؤمن با برادر مؤمنش آرامش پیدا مى کند، چنان که تشنه، با آب خنک آرامش مى یابد.

 

 

۱۲. صدقه ای که خدا دوست دارد
صَدَقَهٌ یُحِبُّهَا اللّهُ إِصْلاحٌ بَیْنَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَیْنَهُمْ إِذاتَباعَدوا.
صدقه اى که خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاهرابطه شان تیره شد و نزدیک کردن آنها به یکدیگر هرگاه از هم دور شدند.

 

 

۱۳. تقوا، خیر دنیا و آخرت انسان را تامین میکند
مَنْ یَتَّقِ اللّهَ فَقَدْ اَحْرَزَ نَفْسَهُ مِنَ النّارِ بِاِذْنِ اللّهِ وَ اَصابَ الْخَیْرَ کُلَّهُ فِى الدُّنْیا وَ الآخِرَهِ.
هر کس تقواى الهى پیشه کند، خود را به خواست خداوند از آتش حفظ کرده و بههمه خیر دنیا و آخرت دست یافته است.

 

 

۱۴. وقتی خدا خیر بنده‌ای را بخواهد…
اِذا اَرادَ اللّه ُ بِعَبْدٍ خَیْرا زَهَّدَهُ فِى الدُّنْیا وَ فَقَّهَهُ فِى الدِّینِ وَ بَصَّرَهُ عُیوبَها وَ مَنْ اوتِیَهُنَّ فَقَدْ اوتىَ خَیْرَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَهِ.
هرگاه خداوند خیر بنده اى را بخواهد، او را بى رغبت به دنیا، آگاه در دین و داناى بهعیوبش مى گرداند؛ به چنین کسى خیر دنیا و آخرت داده شده است.

 

 

۱۵. اصلاح همزیستی
صَلاحُ حالِ التَّعایُشِ والتَّعاشُرِ مِلئُ مِکیالٍ ثُلثاهُ فِطنَهٌ و ثُلثُهُ تَغافُلٌ.
اصلاح وضع همزیستى و سازگارى مردم با یکدیگر [مانند] پیمانه پُرى است که دو سومش هوشمندى و یک سومش نادیده گرفتن [و چشمپوشى از خطاى دیگران] است.

 

 

۱۶. مومن تا ساکت است نیکوکار است!
لایَزال الْعَبْدُ المُؤمِنُ یُکتَبُ مُحسِناً مادامَ ساکِتاً، فَاِذا تَکَلَّمَ کُتِبَ مُحْسِناً أَو مُسیئاً.
بنده مؤمن تا خاموش است، نیکوکار نوشته مى شود،وچون لب گشاید، نیکوکاریا بدکار نوشته خواهد شد.

 

 

۱۷. حسادت اساس کفر
اِیّاکُمْ اَنْ یَحْـسُدَ بَعْضُکُمْ بَعْضا فَاِنَّ الْکُفْرَ اَصْلُهُ الْحَـسَدُ.
مبـادا با یکدیـگر حسـد ورزیـد، زیرا کفر و بى دینى از حسد بر مى خیزد.

 

 

۱۸. ترجیح حق بر باطل از حقایق ایمان
اِنَّ مِنْ حَقیقَهِ الاْیمانِ اَنْ تُؤْثِرَ الْحَقَّ وَ اِنْ ضَرَّکَ عَلَى الْباطِلِ وَ اِنْ نَفَعَکَ وَ اَنْ لا یَجوزَ مَنْطِقُکَ عِلْمَکَ.
از حقیقت ایمان این است که حقّ را بر باطل، مقدّم دارى، هر چند حق به ضرر تو و باطل به نفع تو باشد، و نیز از حقیقت ایمان آن است که گفتار تو از دانشت بیشتر نباشد.

 

 

۱۹. شادی و شکست ابلیس
لا یَزالُ اِبْلیسُ فَرِحا مَا اهْتَجَرَ الْمُسْلِمانِ، فَاِذَا الْتَقَیَا اصْطَکَّتْ رُکْبَتاهُ وَ تَخَلَّعَتْ اَوْصالُهُ وَ نادى یا وَیْلَهُ ما لَقِىَ مِنَ الثُّبورِ.
وقتى که میان دو نفر مسلمان، قهر و جدایى به وجود آید، شیطان بسیار خوشحال مى شود، اما همین که با یکدیگر آشتى کنند، زانوهایش مى لرزد و بندبند وجودش پاره مى شود و فریاد مى زند: اى واى بر من که به سبب این آشتى، هلاک شدم.

 

 

۲۰. مغبون و ملعون چه کسی است؟
مَنِ استَوى یَوماهُ فَهُوَ مَغبونٌ، ومَن کانَ آخِرُ یَومَیهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلعونٌ، ومَن لَم یَعرِفِ الزِّیادَهَ فی نَفسِهِ کانَ إلَى النُّقصانِ أقرَبَ، ومَن کانَ إلَى النُّقصانِ أقرَبَ فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاهِ.
آن که دو روزش برابر باشد، مغبون است، و آن که دومین روزش بدتر باشد، نفرین شده است. آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصانْ نزدیک تر است و هر که به نقصانْ نزدیک تر باشد، مرگ از زندگى برایش بهتر است.
_______________
۱. میزان الحکمه ، ح ۱۷۳۴۰
۲. مستطرفات السرائر : ۴۸/۷
۳. تحف العقول : ۳۶۶
۴. تحف العقول : ۳۱۹
۵. الکافی : ۲/۳۶۱/۸
۶. الأمالی للصدوق : ۵۰۷/۷۰۵
۷. الکافی : ۲/۱۱۰/۵
۸. الکافی : ۲ / ۳۲۳ / ۴
۹. الکافی : ۲/ ۱۰۵/ ۱۰
۱۰. بحار الأنوار : ۸۲/ ۱۴۸/ ۳۲
۱۱. کافى، ج ۲، ص ۲۴۷
۱۲. کافى، ج ۲، ص ۲۰۹
۱۳. بحارالأنوار، ج ۲۴، ص ۲۸۶
۱۴. کافى، ج ۲، ص ۱۳۰
۱۵. تحف العقول، ص ۳۹۳
۱۶. ثواب الاعمال ص ۳۶۴
۱۷. اعیان الشیعه ج۱، ص ۶۷۳
۱۸. محاسن، ج ۱، ص ۲۰۵
۱۹. کافى، ج ۲، ص ۳۴۶، ح ۷
۲۰. امالی صدوق، ص ۷۶۶

در تاريخ ۲۸/مهر/۱۳۹۶ دیدگاه‌ها برای احادیثی از امام جعفر صادق علیه السلام بسته هستند برچسب ها :

دیدگاه ها غیر فعال شده اند

حق نشر © انتشار نوشته هاي اين وبلاگ در سايت ها و نشريات تنها با ذکر نام و درج لينک مجاز است
طراحي شده توسط ميلاد دهقان عضو گروه رویین