سید قیام الدین طباطبایی

احادیثی از امام کاظم علیه السلام

۱٫ العجب کل العجب
اَلْعَجَـبُ کُلَّ الْعَجَـبِ لِلْمُحْتَمینَ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ مَخافَهَ الدّاءِ اَنْ یَنْزِلَ بِهِمْ، کَیْفَ لایَحْتَمُونَ مِنَ الذُّنُوبِ مَخافَهَ النّارِ اِذَا اشْتَعَلَتْ فى اَبْدانِهِمْ.
شگفتـا! شگفتـا! از آنان که از خوردنى و آشامیدنى پرهیز مى کنند، از بیـم آنـکه درد، بر آنـان فرود آیـد، چـگونه از گنـاهان پرهـیز نمى کنند، از بیم آتش، آنگاه که در بدنهایشان شعله افکند!

 

 

۲. حیا از پروردگار در آشکار و نهان
اِسْتَحْیـُوا مِنَ اللّهِ فى سـَرائِـرِکُمْ کَما تَسْتَحْیُونَ مِنَ النّاسِ فى عَلانِیَتِکُمْ.
در پنهان هایتان از خداوند شرم کنید، همـچـنان کـه در آشـکارِ خـود از مـردم خـجالت مى کشید.

 

 

۳. زیاد شمردن خوبی و کم شمردن گناه
لا تَسْتَکْثِرُوا کَثیرَ الْخَیْرِ وَلا تَسْتَقِلُّوا قَلیلَ الذُّنُوبِ، فَإنَّ قَلیلَ الذُّنُوبِ یَجْتَمِعُ حَتّى یَکُونَ کَثیرا.
کار نیک بسیار را، زیاد نشمارید، و گناهان کم را هم کم به حساب نیاورید، چرا که گناهان اندک، جمع مى شوند، تا آنکه گناه بزرگ و بسیار مى گردند.

 

 

۴. محاسبه نفس از نشانه های شیعیان
لَیْسَ مِنّاَ مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهَ کُلَّ یَوْمٍ فَاِنْ عَمِلَ حَسَنا استَـزادَ اللّه َ وَاِنْ عَمِلَ سَیِّئَا اسْتَغْفَرَاللّه َ مِنْهُ وَتابَ اِلَیْهِ.
کسى که هر روز به حساب خود نرسد، از ما نیست. پس اگر کار نیک کرده است، از خداوند توفیق بیشتر آن را بخواهد، و اگر کار بـد کرده است، از آن کار استغـفار کند و به سوى خـدا توبه نماید.

 

 

۵. حجت ظاهر و حجت باطن
اِنَّ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجـَّهً ظاهِـرَهً وَحُجـَّهً باطِنـَهً، فَاَمَّا الَّظاهِرَهُ فَالرُّسُلُ وَالأَنْبِیاءُ وَالأَئِمَّهُ، وَاَمـَّا الْبـاطِنـَهُ فَالْعـُقـُولُ.
خـداوند را بر مردم دو حجّـت اسـت: حجـتى آشکار و حجّتى پنهان و درونى. امّا «حجت آشکار»، رسولان و پیامبران و امامانند. امـّا «حجت باطنى»، عقـلها هسـتند.

 

 

۶. چگونگی شکر نعمت ها
اَلتَّحَدُّثُ بِنِعَمِ اللّهِ شُکْرٌ وَتَرْکُ ذلِکَ کُفْرٌ، فَارْبِـطُوا نِعَـمَ رَبِّـکُمْ بِالشُّـکْرِ وَحَصِّنُوا اَمْوالَکُمْ بِالزَّکاهِ.
یاد کردن نعمتهاى الهى «شکر» است، و ترک آن ناسپاسى است. پس نعمتهاى پروردگار را به شکر پیوند دهید، وداراییهاى خود را با پرداخت زکات، حفظ کنید.

 

 

۷. عاقل فضول دنیا را رها میکند چه رسد به گناه!
اِنَّ الْعُقَلاءَ تَرَکُوا فُضُولَ الدُّنْیا فَکَیْفَ الذُّنوبُ؟! وَ تَرْکُ الدُّنْیا مِنَ الْفَضلِ، وَ تَرْکُ الذُّنوبِ مِنَ الْفَرْضِ.
عاقلان، زیادىِ دنیا را هم رها کردند، چه رسد به گناهان! ترک دنیا، فضیلت [و ارزش] است، در حالى که ترک گناهان، واجب است.

 

 

۸. عمل مقبول و عمل مردود
قَلیلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقبولٌ مُضاعَفٌ، وَ کَثیرُ العَمَلِ مِنْ اَهْلِ الهَوى وَ الجَهْلِ مَرْدودٌ.
اندکى عمل [صالح] از شخص عاقل، [در پیشگاه الهى] پذیرفته و چند برابر مى شود، در حالى که اعمال [صالح] بسیار، از مردمان هوسران یا نادان، پذیرفته نمى گردد.

 

 

۹. مومن رفاه را مصیبت میداند!
لَن تَکونوا مؤمنینَ حتّى تَعُدّوا البلاءَ نِعمَهً والرَّخاءَ مُصیبَهً، وذلکَ أنَّ الصَّبرَعِند البلاءِ أعظَمُ مِن الغَفلهِ عندَ الرَّخاءِ.
شما هرگز مؤمن نیستید مگر آن که بلا و گرفتارى را نعمت شمارید و آسایش و رفاه را مصیبت؛ زیرا صبر بر بلا و گرفتارى ارزشمندتر است از غفلت به هنگام آسایش و خوشى.

 

 

۱۰. وجوب جهاد با نفس
جاهِدْ نَفْسَکَ لِتَرُدَّها عَن هَواها ، فإنَّهُ واجِبٌ علَیکَ کجِهادِ عَدُوِّکَ.
براى بازداشتن نفْس خود ازخواهشهایش با آن مبارزه کن که مبارزه با نفْس، همچون مبارزه با دشمنت، بر تو واجب است.

 

 

۱۱. نصیب خود از دنیا را بردارید
إجعَلوا لِأنفُسِکُم حظّاً مِن الدنیا بِإعطائها ما تَشتَهی مِن الحلالِ و ما لا یَثلِمُ المُروّهَ وما لا سَرَفَ فیهِ، وَ استَعِینوا بذلکَ على اُمورِ الدِّینِ.
با برآوردن خواهشهاى نفسانى خود از حلال ، تا آن جا که به مروّت لطمه اى نزند و به اسراف نینجامد ، به نفسهاى خویش از دنیا بهره اى دهید و از این طریق براى انجام امور دین خود کمک بگیرید ؛ زیرا روایت شده است که : از ما نیست کسى که دنیایش را به خاطر دینش رها کند یا دینش را براى دنیایش فرو گذارد.

 

 

۱۲. مثل دنیا
مَثَلُ الدنیا مَثَلُ الحَیّهِ؛ مَسُّها لَیِّنٌ و فی جَوفِها السُّمُّ القاتِلُ، یَحذَرُها الرِّجالُ ذَوُو العُقولِ، ویَهوِی إلَیها الصِّبیانُ بأیدیهِم.
دنیا به مار مى ماند که پوستى نرم دارد اما درونش زهرى کشنده است. مردمان خردمند از آن حذر مى کنند و کودکان دستهاى خود را به سوى آن دراز مى کنند.

 

 

۱۳. دنیا که عاقبتش گور است؛ ترکش بهتر است
ـ عند قبرٍ حَضَرَهُ ـ : إنَّ شیئاهذا آخِرُهُ لَحَقِیقٌ أن یُزهَدَ فی أوَّلِهِ ، وإنَّ شیئا هذا أوَّلُهُ لَحَقِیقٌ أن یُخافَ آخِرُهُ.
ـ به گاه حضور بر سر گورى ـ فرمود: چیزى که آخرش این است، سزاوار است که از همان آغاز به آن دل بسته نشود و چیزى که آغازش این است ، به جاست که از فرجام آن ترسیده شود.

 

 

۱۴. نام نیک حق فرزند است
أوَّلُ ما یَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أن یُسَمِّیَهُ بِاسمٍ حَسَنٍ، فَلْیُحَسِّنْ أحَدُکُمُ اسمَ وَلَدِهِ.
نخستین احسانى که مرد به فرزند خود مى کند ، این است که نام نیکویى برایش انتخاب کند . بنابر این ، هریک از شما نامى نیکو بر فرزندش نهد.

 

 

۱۵. خواب عاقل بهتر از شب زنده داری جاهل
نَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ … وما أدَّى العَبدُ فَریضَهً مِن فَرائضِ اللّهِ حَتّى عَقَلَ عَنهُ.
خوابِ خردمند برتر از شب زنده دارىِ نادان است … و بنده هیچ فریضه اى از فرایض خدا را نگزارد مگر آن گاه که معرفت و آگاهى خود را از خدا فرا گرفت.

 

 

۱۶. عاقل کم دنیا را با حکمت می خواهد
إنَّ العاقِلَ رَضِـیَ بِالدُّونِ مِنَ الدّنیامَعَ الحِکمَهِ ، ولَم یَرضَ بِالدُّونِ مِنَ الحِکمَهِ مَعَ الدّنیا ؛ فَلِذلکَ رَبِحَت تِجارَتُهُم.
خردمند به کم و کاست دنیا درصورتى که با حکمت توأم باشد خرسند است، ولى اگر دنیا را داشته باشد و از حکمت کم بهره باشد خرسند نیست؛از این رو تجارتشان سودمند گشت.

 

 

۱۷. فضیلت عالم بر عابد
فَضلُ الفَقیهِ علَى العابِدِ کَفَضلِ الشَّمسِ علَى الکواکِبِ ، ومَن لم یَتَفَقَّهْ فی دِینِهِ لم یَرضَ اللّه ُ لَهُ عَمَلاً.
برتری عالم بر عالد مثل برتری خورشید بر ستارگان است و کسی که فقیه در دین نشود(و علوم دینی را نیاموزد) خداوند از اعمال او راضی نمیشود.

 

 

۱۸. دل شهوت پرست در حجاب است
أوحَى اللّه ُ تعالى إلى داودَ علیه السلام :یا داودُ ، حَذِّرْ وأنذِرْ (ونَذِّرْ) أصحابَکَ عن حُبِّ الشَّهَواتِ ، فإنّ المُعَلَّقهَ قُلوبُهُم بِشَهَواتِ الدنیا قُلوبُهُم مَحجوبَهٌ عَنِّی.
خداوند متعال به داوود علیه السلام وحى فرمود که: اى داوود! یاران خود را از شهوت پرستى بر حذر دار و بیم ده؛ زیرا کسانى که دلهایشان آویخته به شهوت دنیاست، دلهایشان از من در پرده است.

 

 

۱۹. همه چیز موعظه گر انسان است
ـ فی کِتابِهِ إلى هارونَ الرَّشیدِ، لَمّا طَلَبَ مِنهُ المَوعِظَهَ ـ: ما مِن شَیءٍ تَراهُ عَینُکَ إلّا وفیهِ مَوعِظَهٌ.
ـ در نامه خود به هارون الرشیدکه از آن حضرت پند و موعظه خواسته بود ـ نوشت: هیچ چیزى نیست که چشم تو آن را ببیند مگر اینکه در آن پند و موعظتى است.

 

 

۲۰. شرافت آخرتت در ترک دنیاست – توبه را به فردا وا نگذارید
إنَّ المَسیحَ علیه السلام قالَ لِلحَوارِیّینَ : … یا عَبیدَ الدُّنیا، بِحَقٍّ أقولُ لَکُم: لا تُدرِکونَ شَرَفَ الآخِرَهِ إلاّ بِتَرکِ ما تُحِبّونَ، فَلا تُنظِروا بِالتَّوبَهِ غَدا؛ فَإِنَّ دونَ غَدٍ یَوما ولَیلَهً و قَضاءَ اللّهِ فیهِما یَغدو و یَروحُ.
مسیح علیه السلام به حواریان فرمود: « … اى بندگان دنیا! حقیقتى را به شما بگویم: به شرافت آخرت نمى رسید ، مگر با وا نهادن آنچه دوست مى دارید. پس ، کار توبه را به فردا میفکنید ؛ زیرا که قبل از فردا[ىِ قیامت] ، روز و شبى است و قضاى (حُکم) خداوند در آن روز و شب ، آمد و شد مى کند».
_____________
۱. مسند الامام الکاظم علیه السلام ، ج ۳ ص ۲۵۱
۲. تحف العقول، ص ۳۹۴
۳. امالى، شیخ مفید، ص ۱۵۷
۴. وسائل الشیعه، ج ۱۱ ص ۳۷۷
۵. اصول کافى ج ۱ ص ۱۶
۶. حیاه الامام موسى بن جعفر علیه السلام ، ج ۱ ص ۲۴۸
۷. بحار الأنوار، ج ۷۸، ص ۳۰۱
۸. تحف العقول، ص ۳۸۷
۹. جامع الأخبار : ۳۱۳/۸۷۰
۱۰. تحف العقول : ۳۹۹
۱۱. بحار الأنوار : ج ۷۸، ص۳۲۱
۱۲. بحار الأنوار، ج ۷۸، ص۳۱۱
۱۳. بحار الأنوار، ج ۷۸، ص ۳۲۰
۱۴. الکافی، ج۶، ص ۱۸
۱۵. تحف العقول : ۳۹۷
۱۶. الکافی :ج۱ ، ص ۱۷
۱۷. بحار الأنوار، ج۷۸، ص ۳۲۱
۱۸. تحف العقول : ۳۹۷
۱۹. بحار الأنوار، ج۷۱، ص۳۲۴
۲۰. تحف العقول : ص ۳۹۲

در تاريخ ۲۸/مهر/۱۳۹۶ دیدگاه‌ها برای احادیثی از امام کاظم علیه السلام بسته هستند برچسب ها :

دیدگاه ها غیر فعال شده اند

كد ساعت


  • وب راسو
  •  حق نشر
    هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون تغییر در محتوا مجاز است.